فیلم کره ای ،فیلم ایرانی ،مردهای جهان ،مرد ،نامجا ،من ،بوی بد منز ،

یه چیزی بگم ،فقط لطفا نزنین ،منو ،هیچ فکر کردین چرا ما از سریالای کره ای خوشمون می یاد ؟یا از فیلماشون ،به نظر من ،تو سریالا و فیلمای کره ای هیچ وقت به جنسیت اهمیت داده نمی شه مصلا وقتی داشتم سریال سلام هیولا رو می دیدم ،یه پلیس زن با چهار یا پنح تا پلیس مرد ،اصلا به این توجه نمی کنن که این یه زنه ،منظورم اینکه به چشم بد بهش نگاه نمی کنن ،درمورد سایز ش صحبت نمی کنن ،یا زشتیو خوشگلی ،فقط همکارن فقط دوستن ،هیچ وقت فکر کردین چرا ما از مردای کره ای خوشمون می یاد ؟چون مردای کره ای ،زن رو فقط یه ابزار برای ارضای میل جنسیشون نمی دونن چون،هیچ وقت به زنها نگاه بد ندارن ،هیچ وقت دیدین تو سریالا یا حتی فیلمای پورنشون ،که با زنی باشن که دوسش ندارن ؟هیچ وقت دیدین یه مرد نرمال معمولی به زنی تجاوز کرده باشه یا با تهدید ،به نظرم دیدگاهای اونا نسبت به زن ،برخلاف چیزی که الهه می گه فقط زنی ات زن نیست ،اونا خیلی به عشق اعتقاد دارن ،خیلی به عشق احترام می زارن ،اما ایرانیا چی هرچی فیلم و سریاله که می سازن توش نگاه از بالا به پایین ،مخصوصا تو سینما ،زنا مصل چراغ چشمک زنن ،فکر می کنن هرچی بازتر باشن ینی خوشگل ترن ،ینی جهانی تر شدن ،ایا جهان تر شدن ینی لخت شدن ؟ایا جهانی تر شدن زن ایرانی ینی فیلمای بد و پورنوکلامی بازی کردن ؟

کره ای ها فیلمای صحنه دار هم دارن ،خیانت هست ،بی عدالتی و …هست ولی دیدین یه زن رو فقط با سایز سینه اش ارزیابی کنن ؟یا مصل یه دستمال کاغذی باهاش رفتار کنن ؟یا دیدین وقتی بخان با هم دوست شن اولويت اشون این باشه که دختره باهاش می خابه یا نه ،می دونین وقتی دوس می شن چندین جلسه ی متمادی م گزره تا بخان تصمیم بگیرن که با هم بخابن یا نخابن ،یا هرچی ،ایرانیا برای دوستی ،تا بهم م رسن ،م گن سلام می دی ؟نمی دی ،بای. می دونی چقدر ممکنه ضربه بخوره اون دختره ؟می دونی چقدر ضربه خوردم ،به خاطر بیشعوری مردای ایرانی ،مرد ،نمی شه اسمشون رو گزاشت مرد ،حیف این کلمه .حیف ابهتش. 
پ.ن: اینو می خاستم تو گروه بفرستم با بچها حرف بزنیم ،ولی دیدم نقطه نظرات مون خیلی متفاوت ،مصلا الهه ،نظرش در مورد مردا همینیه که اکثر مردا دارن ،کوته بینه ،بعضاشونم تا م یای از نظرت دفاع کنی می گن داری قانع می کنی ،کلا بحث به ناکجا اباد کشیده می شه و به گه خوردن میا فتم ،

خلاصه بیخیال شدم ،اینجا نوشتمش. مگه غیر از اینکه اینجا مامن رازهای منه. 

سلام هیولا از قسمت هشت به بعد جزاب شد ،جوری که من چند تا از قسمتاشو دوبار دیدم ،شخصیت منفی سریال رو دوست داشتم و بهش حق می دم. 

 ،من قبول دارم که اینا همه فیلم و سریاله ،ولی ایا مگه همه ی مردم جهان ،با ساخت فیلم و سریال ،خودشون رو فرهنگ اشون رو به دیگر جوامع نشون نمی دن ؟ایا از این طریق به سواد فرهنگی جامعهشون کمک نمی شه مگه؟ایا ارزش گزاری ها تبلیغ ها ،یادگیری مگه از تی وی شروع نمی شه ،پس چرا ما اینجورییم ،ما که مصلا کسور اسلامی هستیم ،و انها اونجوری ،چرا ؟چرا تو کشور ما سکس ،فقط سکسه ،به معنای بد ،چرا معاشقه نیس اسمش ؟چرا یه چیز دم دستی و سهل الوصول ؟چرا یه چیز بی ارزشه ،چرا درحالی که اونها کافرن و بی دینن و جامعه ی بازی دارن ،فرهنگشن واونجوریو ما با تمام گنده گوزیهامون و دم از اسلام و دین و پسغمبر زدنمون زیاد و اینیم. چرا مسعولین پاسخگو نیستن ؟
این نظرمه در مورد سریال 

}

 «سلام مانستر» رو دیدم ،از قسمت هشت به بعد قشنگ شد ،و قسمت یازده ،»یه بچه ی نامشروع ،وقتی به دنیا می یاد پنهانش می کنن تو یه اتاق ،مصل یه زندانی باهاش برخورد می شه ،و هرشب کتک می خورده. یه بچه ای که روحش اسیب دیده ،یه روز توسط کسی ازاد می شه ،و این می شه پایان زندگی تمام کسانی که باهاش اونجوری رفتار کردن ،زندگیشو وقف کشتن والدین عوضی می کنه ،و از بچهای اسیب دیده مصل خودش حمایت می کنه ،خودش می گه وقتی بچه ای رو می بینم که گریه می کنه انگار قلبم داره از سینه خارج می شه ،در واقع اون هنوز توی بچگی اشه و داره بارها بارها بچگی خودش رو نجات می ده ،البته از منظر خودش ،اون زنی که برای اولین بار ازادش کرده بود بهش گفت ،می دونی وقتی می خای به کسی لطفی کنی ،براش زحمت ایجاد می کنی ، ینی تو خودت فکر می کنی این لطفت اونو نجات می ده ولی شاید برای همه این صدق نکنه «حالا یه همچین ادمی که به حساب یه سری عوضی که لایق مردن هستن ،می رسه ،باید مجازات شه ؟بالاخره همچین ادمایی باید باشن تا همچون ادمایی رو بکشن ،تا دنیا از وجود نحسشون پاک شه ،خلاصه هیچی دیگه ،لی جون یونگ نه کشته شد نه دستگیر ،فرار کرد ،خیلی خوشال شدم که فرار کرد ،نه مصل این سریال ایرانیا ،به سزای اعمالشان نرسید ، در کل خوب بود ،دلم می خاست بیشتر رو زندگی و رفتارهای لی جون یونگ تمرکز می کرد تا رسیدن دو تا برادر به هم. خوب بود ،پشیمون نشدم که دیدمش. }

خلاصه اینجوری. 

شب خوش. تا بعد. . 

این قسمتشو خیلی دوست دارم. 

«یکی از دلدادگان شاهزاده گنجی چنان در اتش حسادت نسبت به همسر اصلی او ،بانو ایویی ،می سوزد که بدل به روح خبیثی می شود و او را تسخیر می کند. شب های پی در پی در بستر به بانو ایویی حمله ور می شود تا در نهایت او خود را می کشد. بانو ایویی از گنجی حامله بود و خبر ان بر نفرت بانو روکوجو از او دامن زد. گنجی کاهنان را فرا می خواند تا روح خبیث را بتارانند ،اما بی فایده است. در برابر روح خبیث نمی توان مقاومت کرد. اما جالبترین قسمت داستان این است که بانو روکوجو کمترین خبری نداشت که بدل به روح زنده شده است. کابوس هایی دید و بیدار شد و پی برد که موی بلندش بوی دود می دهد. او که نمی دانست چه پیش امده است ،پاک قاطی کرد. در واقع دود از بخوری برخواسته بود که کاهنان هنگام ورد خواندن برای بانو ایویی سوزانده بودند .او کاملا بی خبر در فضا به پرواز در امده ،از دالان های ضمیر نا اگاه بانو ایویی گذشته و به اتاق خوابش رسیده بود. بعدها که بانو روکوجو در می یابد چه کرده ،از گناهانی که مرتکب شده نادم می شود ،موهایش را از ته می تراشد و ترک دنیا می گوید. »
•کافکا در کرانه •

کشتی 

مربیای کشتی ژاپنی انقدر با فرهنگن ،عروسک اعتراض رو جای اینکه پرت کنن اومده رو تشک که تقدیم داور کنه ،بابا این پرتیه ،ربطی به ادب نداره ،باید پرتش کنی 😐برم سرمو بکوبونم به دیوار از دست ژاپنیا