نفس عمیق

قبلنا یک جور دیگه بود همه چی تبریکها …
تشویق ها…حتی گله ها…
یک جوری که به دل ادمی می نشست حرف مخاطب…
الانا نیشه …کنایه اس…حتی تبریکا و تشویقا…حسودیها…بخل ورزی ها… ادمها رو از هم دور می کنه…هست…هست..هست…

دور ریختنی ها …

بله ..گل می روید ز باغ …
از این ادمهای که هستن می یان تو کوچه خیابونا …ساز می زنن …و از این جنگولک بازیا …چن تاشون تو کوچه ما بودن …خوش بودن ..نبودن …
چرت …پرت …
مردم ازاری ..مردم ازاری …
می دونی چیه …تو که حتما می دونی …تو ….
حوصله درس خوندن ندارم عیده مثلا ….کی تو عید درس می خونه …
می خوام پامو بندازم رو اون یکی پام تخمه «چیته» کنم …اهنگ گوش کنم ..فیلم ببینم …صبح تا شب ..شب تا صبح …
چشام سنگینه ..انگشت شستم درد می کنه …خسته ام کی تموم می شه این روز…
دورو ورم پر شده از کسایی که دوسم ندارن …دارن….!
خیالات ..اوهام …صبح تا شب ..شب تا صبح …
89 چیزی نمونده ازش ..چند ساعتی ..بذارین به حال خودش باشه ..
مرور کنه ..مرور کنین …
از مرور خوشم نمی یاد ..غم انگیزه …بعضی چیزا ….دورن …وقتی بهشون نزدیک می شی تو قعر ذهنت …نابود می شی …خاطره ها …بودن ها …نبودن ها …دوست داشتن ها …نداشتن ها …حماقت ..حماقت ها …سرزنش ها ….
تموم شد ..
شب می خوابی صبح بلند می شی …سال تغییر کرده …درخت روبه رویی خونه مون هنوز سبز نشده …

گل می روید ز باغ

گل می روید ز باغ
گل می روید ز باغ
گل می روید ز باغ
گل می روید ز باغ
گل می روید ز باغ
گل می روید ز باغ
گل می روید ز باغ
گل می روید ز باغ
گل می روید ز باغ
گل می روید ز باغ
گل می روید ز باغ
گل می روید ز باغ

چشم پر حسادت زمونه بود …

قبلنا وقتی نزدیکای عید می شد کاغذ رنگیو و چسب و مداد رنگی و اینا دورم جمع م یکردم کارت پستال درست می کردم …یا تخم مرغ رنگ می کردم با گواش……
کلی «چیز میز»در مورده بهار می نوشتم ..داستان و اینا …می فرستادم واسه دوچرخه …چاپ می شدند کیفور می شدم ..ولی الان نمی دونم کجان اونا …همون کاغذ روزنامه های با تاریخ نوشته شده بالاشون ..که برش خورده بودن به دست من …گم شدن….
از اون داستانای چاپی 3تاشونو دارم یکی واسه مسابقه «پنجره » یکی واسه مسابقه «رویش» یکی واسه مسابقه «امام زمان»این 3تارو با جایزه هاشون دارم …دوتا کتاب ..یه کیف با لوگو دوچرخه ..یه لیوان با لوگو دوچرخه …
مامانم اینا می گن اگه این کاراتو ادامه می دادی یه چیزی می شدی …!
یه چیزی….!
قمیشی گوش می دم …نم یدونم کدوم قمیشیه ..فک کنم پسره …صداهاشون خیلی شبیه همه …
هیچ بک گراند خاصی واسه سالی که می خواد بیاد ندارم …این اهنگ قمیشیو دوست دارم :
«برو اگه می خوای بری
دلت نسوزه واسه من …
این جوری که کلافه ای
بدتره خوب دلو بکن …
بکن دلو از این همه خاطره های روی اب
..فک ندیدیم ما همو حتی یه بارم توی خواب
راحت برو یه قطره هم گریه نداره چشم من
اشکاشو پشت پای تو می خواد بریزه دل بکن …
من که نمی میرم اگه بخوای تو از اینجا بری …
چون می دونستم که تو از اول راه مسافری…
شاید نفهمیدی که من
بی اون که تو چیزی بگی
سپردمت دست خدا …
که بی خدافظی نری…»
شرح حال…
تموم شد .23اسفند 89