زنان در برابر چشم انداز رودخانه

من کلا اینجوریم که ناخوداگاهم رو در صورتی که روابط حسنه باشه بیان کنم.
بیشتر موقعها اما ناخوداگاهم تو دفترچه یادداشتم باقی می مونه …خیلی از ناخوداگاه ها…
بعد خب بعضی از این ناخوداگاه ها وقتی درک متقابل نباشه دچار سوء تفاهم می شه .سوء تفاهماتی که بهم نشون می ده که روابط حسنه نیست.
پس باید ناخوداگاه ها رو پنهان کرد…
کلا فکر می کنم که ما درک متقابل نداریم.و باید مثه اینایی که زبانشون مشکرک نیست حرفهامون رو برای هم ترجمه کنیم.کاش اینجور موقعها یه ترنسلیت(درسته؟) بود …برای من شخصا ترجمه حرفام خیلی سخته اینکه هی توضیح بدم منظورم چیه …بعد مخاطب (خاص)با توضیح قانع نشه و همون یکه خودش برداشت کرده رو بگه .اینجور موقعها درمانده می شم و دنبال راه چاره می گردم.
راه چاره چیست؟
پ.ن:کتاب زنان در برابر چشم انداز رودخانه ام نیست.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.