بعله…

شعور کلا چیز خوبیه ،ازش استفاده کنید ضرر نمی کنید.داشتم پیاده روی در جنگلو می خوندم دیدم چقدر ما شبیه به همیم .یکی اون سره ایران شبیه منه .مخصوصا قضیه خونواده هه .

دوست پسر نمی خوام ،حوصله اشو ندارم،دنبال پارتنرم نیستم که باهاش برم سینما (به فرض مثال).حوصله دوست جدید هم ندارم ،از همه ی دوستام پژمان عالی ترینشو تو سبک خودش ، نعیمه هم که شده فرشته مرگ هر روز امار مرگ و میر می ده ،بهش گفتم بره پیش روانپزشکی چیزی ،گوش نمی ده،به دوستای دانشگاههم که اصن نمی شه گفت دوست،دوست یعنی مهسا تو اون دوران خوبه کاردانی ،دوست یعنی من و مهسا .تمام.حتی نعیمه هم که دوست مشترک من و مهسا بود دوست (به تعریف من )نیست.
من از ادمای مذهبی بدم می یاد ،از ادمایی که تو حرفاشون ایشالا و ماشالا دارن ،قسمت دارن،از ادمایی که شعار میدن هم بدم می یاد،از ادمای درگوشی که پچ پچ می کنن،از ادمایی که حرف اولشونو می ذارن اخر می زنن ،دیگه؟
از ادمایی که منت می ذارن ،دیگه؟اینارو داشته باشین تا بعد.

الان …
الان یه کاناپه راحتو نرم می خوام،لم بدم ،هیچ کاری نکنم،باد بیاد و بس.

تو گرگا رو نمی شناسی می شناسی؟

از پله برقی های مترو می ریم بالا با خواهرم ،دوتا پسر پشتمونن یه چیز تو مایه های اقا شیکه ،خواهرم می گه صب کن این گرگا برن بعد ما بریم ،بهش می گم «تو گرگا رو نمی شناسی ،می شناسی؟»
پ.ن:یه جمله ای بود از داستان جلال اباد ،محمد صالح علا .

هوش …

تصمیم گرفتم هوش رو حذف کنم.از هفته بعدم نمی رم کلاس.بیخیال .ذاتا نمی دونم این ترم گهی اخرش چی می شه ،با این وضعیت درس خوندن منو درس دادن اساتید.اصن همچی به طرز وحشتناکی گه و من به طرز خرکی سرخوش.خسته ام.بیخیال شام چی داریم؟

خواب بزرگ

1 رودربایستی را بگذارید کنار

2 گرچه مدتی طول کشید تا مراجع رسمی راضی شدند که کاندوم را در اختیار زندانیان، سرنگ در اختیار معتادان تزریقی و متادون را در اختیار معتادان تریاک بگذارند، اما همین تصمیم عاقلانه احتمالن گسترش فاجعه را کند کرد. در حال حاضر در ایران هیچ راه رسمی برای آموزش سلامت جنسی وجود ندارد. برخلاف بسیاری، من تمام تقصیرها را متوجه آموزش‌پرورش/آموزش عالی یا صدا و سیما نمی‌دانم. صحیت کردن علمی و دقیق درباره مسائل جنسی در رسانه‌های عمومی بخاطر فرهنگ ما تقریبن ناممکن است. 4 سال پیش ما چند بار در هفته‌نامه چلچراغ تبلیغ کاندوم چاپ کردیم. بدون هیچ توضیح و نوشته‌ای. مخاطبان مجله جوانان قشر متوسط‌ هستند. با این حال با واکنش شدید تعدادی از والدین نگران روبرو شدیم که گمان می‌کردند مجله در حال ترغیب جوانشان به روابط خطرناک است!
چه کار باید کرد؟

3 پانزده سال پیش بستن کمربند ایمنی نشان قرطی‌بازی بود. فرهنگ رایج والدین – همچنان که هنوز ردش را در بسیاری از شهرستان‌ها خواهید یافت- برخورد تحقیرآمیز با کسانی داشت که مراقب جان خود هستند. الان بعد پانزده سال قضیه عوض شده. نسل جدید راننده‌های اتومبیل در آموزشگاه‌هایی تعلیم دیدند که اولین شرطشان بستن کمربند ایمنی بود. کمربند ایمنی شد ابزاری برای تقابل نسل‌ها. وسیله‌ای که با آن نسل جوان خودش را از نسل کهنه‌راننده‌ها جدا می‌کرد.” شما اگر زیاد تجربه جاده دارید در عوض ما علم‌ش را داریم و از راهش وارد می‌شویم” این یک متر نوار سیاه‌رنگ تمایز راننده‌های نو بود با راننده‌های تجربی. ابزار در آوردن لج پدرانمان.پدران – همچنان که همیشه – در این نبرد خسته و سرانجام تسلیم می‌شوند. و چه خوب که تسلیم شدند. ایران حاضر با راننده‌هایی به بی‌دقتی پدر من کشتارگاه هولناکی می‌شد.

4 در مورد آموزش بهداشت سکسی هم بیایید همین‌طوری نگاه کنیم

5 چه رسانه‌ای جوانان- از جمله خود ما- را تحت تاثیر بیشتری قرار می‌دهد؟‌ به گمانم وبلاگ‌ها برای این آموزش باید پیش‌قدم شوند. آنها نه محدودیت‌های رسانه‌های رسمی را دارند و نه نگران تماس والدین خشمگین. به نظرم حتا وبلاگ‌های دل‌نوشت یا فرهنگی هنری باید جلو بیفتند. اگر نخواهیم بخاطر اتهام‌های احتمالی سایت‌های زرد شبه اخلاق‌گرا سکوت کنیم، باید بپذیریم که احتمال تعدد پارتنر بین طبقه ما ، طبقه متوسط با گرایشان فرهنگی، بیشتر از طبقه سنتی‌ست. حقیقت این است که لایف‌استایلی چون هنک مودی انتخاب می‌کنید وارد بزرگراه عفونت‌ها و قارچ‌ها شده‌اید. نمی‌توان از کسی خواست که وارد بزرگراه نشود. اما می‌شود از او خواست که کمربند ایمنی‌ش را ببندد.

6 بیماری‌های آمیزشی مثل باغچه‌ای استوایی گل‌های متنوعی دارد. از دردهای چند هفته‌ای تا مرگ پرعذاب. یک جستجوی کوچک به زبان فارسی منابع زیادی در اختیارمان می‌گذارد.
خلاصه: تعدد پارتنر احتمال بیماری را به ظور تصاعدی افزایش می‌دهد، سکس مقعدی ( بخاطر احتمال وجود خراش و زخم) بیشترین ریسک را دارد. گرچه احتمال انتقال ویروس ایدز از طریق سکس دهان اندک است اما ویروس‌های دیگر مثل سوزاک به سادگی می‌توانند از گلوی ناقل منتقل شوند.( این واژه بیشترین ریسک و کمترین ریسک گمراهتان نکند، حتا احتمال 0.02 درصد انتقال ویروس HIV یعنی احتمالش وجود دارد و ممکن است شما برنده بدشانس ماجرا باشید)
و این که زنان بخاطر فیزیک آلت جنسی‌شان بیش از مردان در خطر ابتلا به بیماری‌اند.

7 بعد از این که رفتید و انواع زخم‌ها و زگیل‌ها و عفونت‌ها را دیدید و ترسیدید، به یاد بیاورید که سکس خطرناک نیست. می‌تواند خطرناک باشد. مثل غذاخوردن که اگر بهمان یاد نداده بودند چه طور غذا بخوریم می‌توانست باعث مرگ زودهنگاممان شود.

8 اگر نمی‌خواهید خود را با انواع احتمالان و نگرانی‌ها بترسانید یک راه حل ساده دارید: از کاندوم استفاده کنید. کاندوم احتمال ابتلا به اغلب این بیماری‌ها را به صفر می‌رساند. بله کمربند ایمنی هم اوایل کمی عذاب‌آور است و محدوده راحتی شما را تنگ می‌کند. اما شما را زنده نگه می‌دارد. خداوند سازندگان کاندوم‌های طعم‌دار را رحمت کند که به فکر سکس دهانی هم بوده‌اند. اگر زن هستید خجالت را فراموش کنید و حتا در مقابل عزیزترین پارتنر درخواست استفاده از کاندوم کنید. آدم حتا در بنز هم کمربند ایمنی را باید ببندد. اگر مرد هستید، آدم باشید و از کاندوم استفاده کنید. کاندوم همان چیزی‌ست که پدران ما از آن استفاده نکردند.

9 از شما می‌خواهم که این نوشته را در هر شبکه اجتماعی که دستتان می‌رسد به اشتراک بگذارید. از دوستان دیگرم ، از سایر وبلاگ‌نویسان خصوصن کسانی که به طور عادی در حوزه فرهنگ و هنر و تکنولوژی می‌نویسند خواهش می‌کنم طی همین چند روز پست‌ی در این زمینه بنویسند. از کیبرد آزاد ممنونم که طی این چند سال یک‌تنه و مصرانه به این رسالت عمل کرده.

10پ.ن:از خواب بزرگ .