دوست دختر دارد

از او بیشتر از دیدارهای هفتگی و صحبت ها و دوستی شان نمی خواست. ولی این فکر که ویکتور شاید دوست دختر داشت, برایش دردناک بود, اینکه جایگاه یک زن دیگر بیشتر از او بود.
اخرین هنرمند رمانتیک, ماه یخ زده پتر اشتام

Advertisements

برو یکی دیگه رو پیدا کن که ازش سو استفاده کنی.

سارا از او پرسید: با کسی هم اشنا شدی? ویکتور از او دور شد و با شگفتی به او نگاه کرد و پرسید:چطور به این فکر افتادی? !"خب, پس با کسی اشنا شدی!"
ویکتور گفت: ببین من زندگی خودمو می کنم و تو هم زندگی خودتو, ما با هم دوستیم ,ولی دلیلی نداره که من همه ی چیزای زندگیمو برات تعریف کنم.

پ. ن: هیچ وقت نتونستم همچنین رفتاری رو از جانب کسی درک کنم, اصلا نمی فهمم, این حرف یعنی چی که دوستیم ولی به تو مربوط نیست, معنی دوستی رو هم نمی فهمم هیچی نمی فهمم, فقط می دونم به شدت از کسی باهام این رفتار رو داشته باشه منزجر می شم و همون لحظه می زارمش کنار.

پ. ن 2: ماه یخ زده, داستان" اخرین هنرمند رمانتیک" ص 128

اب و برق نیست, اما چیزهای دیگری نصیبتان می شود.

ما در سرزمین مان مهمان های تابستانی هستیم, کسانی که از جای دیگری به اینجا امده اند و غریبه اند, همه جا سرگردانیم و به دنبال جایی برای زندگی اسوده می گردیم, کاری نمی کنیم و بیش از اندازه حرف می زنیم.

ماه یخ زده, مهمان های تابستانی, پتر اشتام, مریم موید پور