گوری معلوم نیست چی می خاد. سوبهاش را ترک کرد. از گوری بدم اومد. سوبهاش اونو از اون جهنم بیرون اوورد.حق سوبهاش نبود که همچین برخورد ی باهاش بشه. واقعا نبود.

تمرکز روی لذت و کرخی بعدش همه ی فکر و خیال هاش را از سرش خالی می کرد.

گودی, ص صد و نود پنج و شش.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.