در جستجوی شوهر

دلم برای هیچکس تنگ نشده, وقتی کسی رو سال به سال هم نبینی دیگه نمی شه به اون رابطه گفت دوستی, واسه دیدن کسی هم خودمو جر نمی دم, شد شد, نشد به درک.
خوابای جور واجور. می دیدم, از سریال دیشب,تا موزیکی که اخرین بار گوش دادم,

جانا سخن از زبان ما. ..

می خام شوهر کنم, دلم نمی خاد دیگه تو این خونه بمونم.

پ. ن اول: دیالوگ ویشکا اسایش تو پرده نشین .
این حرف منم هست البته.
پ.ن دوم: هیچ وقت نمی تونن یه فیلم واقعی بر اساس منطق بسازند.
و اخری: نباید توقع زیادی ازش داشته باشم.

امریکایی ها چه خوشن الان,

خسته ام, هیچکس بهم زنگ نزد بگه بیا کار کن, باد خورد به صورتم, پیشونی ام درد می کنه تا شقیقه ها بعدش می رسه به دندونام, منفجر می شه,
تو گوشم صدای سردار اورتاش می گه: «یاشانان اشکلار»می گه» بانا گوره اشک یوک حایاتدا»
الان مور و اوتسی پلی کردم می که». ..,ایکی گوزوم کادار امینیم سن یوکسون»
راست می گه تو نیستی,

Korkma kalbim geçer agi ci

می دونی, وقتی عکسهای مهاجرانی رو که ترک وطن کردند و در جای دیگری ازاد و رها زندگی دلخواهشون رو اونجوری که دلشون می خان, از طرز پوشش بگیر تا هر موقعیت های خوبی که اونجا داره ,ادامه می دهند, یه حس غریبی منو فرا می گیره, حسودی نیست, غبطه است, یه جورایی غبطه اس, به شرایط اونها به طرز زندگی اونها, و خیلی چیزهای دیگه,و کلی کاش و اینجور چیزها, ارزوهای دست نیافتنی, سرخورده گی.
و همه این جور حسهای این تیپی.
نه می شه نگاه نکرد و ندونست, و وقتی نگاه می کنم و می دونم, اینجوری. عکسهای» میرزا » از این تیپ عکسهاست.

منم توی مارکت نیستم.

بودن توی مارکت یک حالت است ،بهتر بگویم ،یک کیفیت است .
ادم یا توی مارکت هست یا نیست .بوی توی مارکت بودن ،بوی منحصر به فرد و ویژه است .نمی شود ادایش را در اورد .نمی شود از جایی خرید .ادم بر اثر زندگی گردن و ماندن در مارکت ،ارام ارام بوی مارکت می گیرد .این تنها راه است .اگر این بو را از خودت متصاعد نکنی ،احساس ارامش به انها نمی دهی .خیلی ساده است .صداقت نمی خواهند.روراستی نمی خواهند .حتی تعهد هم نمی خواهند .نه اینکه به این چیزها اهمیت نمی دهند .می دهند .اما اینها همه شرط لازم است.شرط کافی ،بودن توی مارکت است .اول باید توی مارکت باشی ،بعد صفت ها و روحیات دیگر اهمیت پیدا می کنند .

باغ و مارکت, شمیم مستقیمی, همشهری داستان, شماره پنجاهم.

می خام برم ژاپن .

دیشب یه فیلم ژاپنی دیدم «پدران و پسران «خیلی خوب بود .

نمی دونم از کجا شروع کنم خیلی طولانیه ،و انگشتام خیلی درد می کنه بیشتر به این خاطر که باز فیلتر شکن سیستمم به هم ریخته و نمی تونم بیام اینجا مجبورم همه اش تو موبایل تایپ کنم و سخته .

دیشب خیلی چیزا اتفاق افتاد خیلی چیزا م یخواستم بگم ولی بعدش منصرف شدم شاید در پستی جداگانه و پرایوت شده ،دیشب یه ان فکر کردم که دیگه بسه نوشتن تو اینجا و ببندمش و برم یکی دیگه باز کنم ولی بعدش منصرف شدم

امروز باز همه دور هم جمع بودیم و عکس انداختیم ،اینجور جمعه ها کم پیش می یاد کلن تو خونه اینکه همه باشیم ،همه خواهرا و برادرا ،کاش می شد مناسبتش یه چیز دیگه بود نه به خاطر بیماری و اینا ،اره همه محبت ها و هم بستگی و معنی خانواده تو این جور موقعها درک می شه ،ولی کاش می شد تو سلامتی ها کنار هم باشیم و همراه هم ،

دیروز برای بابام انار دون کردم بعد ابشو کشیدم و همراه این دون کردن محبتم رو چاشنی اش کردم ،تمام حسهام رو ،بابا اب انار رو خورد و باز از اون دعاهای بی اثرش کرد که به قول خودش نمی دونه چرا نمی گیره :دی

کاش می شد یخورده حفره ی منطق مغزش رو باز کنه و قبل اینکه پیشداوری کنه و فقط حرف خودش رو بزنه ،یخورده وضعیت ما رو هم درک کنه

ناراحتی و افسرده بودن از ابراز احساسات نکردن خانواده و کلا این جور حرفا واسش قابل درک نیست .کاش می شد بچه باشم همون اسیه چهار ساله تا باز بتونم( بی محابا _مهابا ) بغلش کنم و ماچش کنم
اون جمله هه تو «وقتی یتیم بودیم «راسته می گه «وقتی بزرگ می شویم کودکیمان مثله سرزمین دوری »

دیشب و قبلترش وقتی از بیمارستان برگشت خیلی دلم میخواست این کارو بکنم ولی نشد

شاید هیچ وقت فرصتش پیش نیاد

اینا همه هست،شادی وخنده هه ،خواهر و برادرایی که از حال هم جویا می شن ،ولی اون زخمای قدیم هم خودش رو بهم نشون می ده

اون پست بیست و یک روز پیش و حرفها و حسهاش .باید فراموش کنم .

باید دوباره شروع کنم .باید دنبال خوبی ها بگردم ،باید بیشتر انار دون کنم برای بابام .

باید خودمو اصلاح کنم .باید دوباره شروع کنم .

گرچه می دونم اینا همه اش حرفه .

هندی پسرش تو انگلیس به دنیا اومده.

هندی می گه من عکاسم, عکس می ندازم, می فروشم به مجله ها, می گم می تونم عکساتو ببینم, باز همون جمله رو تکرار می کنه, و همینجوری, دست اخر فارسی نوشتم مارو اسکل کردی ? بعد اون گفت وات ایز دیس, ا کنت رید اردو, بعد من گفتم کسخل این اردو نیست فارسی, فارسی, بعد باز می گه هی پلیز اسپیک انگلیش,انقدر خنگ? !