روزها می روند و من به روزهای رفته می نگرم

اما من وقتی به ده سال بعدم فکر می کنم هیچی نمی بینم .حسی که تو اعماق وجودمه متغیره ،گاهی به شدت از کسی متنفر می شم ،گاهی همه چیز رو فراموش می کنم و خاطرات گذشته ام رو مرور می کنم ،سعی میکنم با مرور خاطرات خوب گذشته ام و تجربه هایی که خودم دلم میخاسته به دست بیارم در هر رابطه ای و در هر موضوعی خودم رو و ذهنم رو مشغول کنم ،تا از اتفاقات حال و در جریان دور باشم تا کمتر حرص بخورم ،فقط به این شکله که می تونم حس تنفرم رو مهار کنم ،اما فایده ی برگشتن به عقب و نگاه کردن به گذشته چیه ؟مگه جز این نیست که گذشته تمام شده و نباید بهش رجوع کرد ؟!ایا ما هم روی ارامش رو به خود خواهیم دید؟

هه.تو گورم لابد .

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s