داروی سکوت ،سلام خانوم اسمیت من هم حس شما رو دارم .

از خلال ٫نامه های خانوم اسمیت ٬:

« فکر می کنم دارم کش میام ….انگار الانه که اجزاء بدنم جدا بشن…. انگار الانه که چند تیکه بشم…. اما آدمیزاد خیلی سخت جونه…. نمی میره… تیکه تیکه نمیشه… هر روز یه راهی پیدا میکنه که نمیره… هر روز یه جوابی پیدا میکنه… هر روز هر روز هر روز …‏»

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s