بعد مدتها دوباره سلام .

نشسته بودم داشتم دفتر روزانه  دوسال پیشمو میخوندم ،

از دوسال پیش تا حالا هیچی ننوشتم .دیگه بلد نیستم بنویسم .مثل قدیم همه چیز با جزییات شاید اون موقع خودمو بیشتر می شناختم ،شایدم الان تغییری حاصل نشده با این تفاوت که فقط نمی نویسم ،در مواقع لزوم می نویسم .

حالا .

داشتم به این فکر می کردم که از دو سال پیش تا حالا چقدر تغییر کردم دیگه چیزای بی اهمیت گذشته که تو گذشته برام اهمیت داشت اهمیت نداره ،از سلیقه ی موسیقیایی ام و سریال بینی ام می شه به این نتیجه رسید . قدیم همه اش انگلیسی گوش می دادم و سعی می کردم بفهمم چی می گه ولی الان دیگه انگلیسی گوش نمیدم کره ای گوش می دم و برام اهمیت نداره که چی می گه ،گرچه معنی اشاو می خونم و  می دونم مفهوم اش چیه ،تازه مفهومش خیلی بهتر از این اهنگ انگلیسیایی که گوش می کردم .ولی همین که نمی فهمم چی داره می گه  از همینش خوشم می یاد .البته هنوز ترکیه ای گوش می دم ولی خیلی کمتر .قدیم سریال کره ای نگاه میکردم الانم همینطور .قدیم کتاب زیاد میخوندم الان ولی کمتر .کلا تو ذائقه ام تغییری ایجاد نشده .روحیاتم و اخلاقیاتم سرجاشه چیزی که تغییر فاحشی کرده می شه بهش گفت «ارزش ها و معیار ها

طرز تفکر دیگه مثل گذشته نیست مثل قدیم دنبال اون هدفهای قدیم نیستم .خب البته داریم میگیم قدیم ولی خب ممکنه یه سریا با گذشت زمان تو اهدافشون و طرز تفکرشون تغییری رخ نده .ولی برای من این اتفا افتاده و فاحش هم هست .

.

پارسال کل برنامه هامو گذاشته بودم بعد کنکور کار بعد کنکور فلان چیز بعد کنکور نیست خیلی درس می خوندم از اون جهت .دارم خودمو مسخره می کنم ؟!در واقع بله .ولی از خودم توقع نداشتم که درس بخونم چون اصلا درس نخوندم پس قبول نشدنم عادیه؟ولی اخه مشکل اینجاست که اونایی که هم درس می خونن قبول نشدن و کونشون سوخته نمومنه اش نعیمه ،اونم رتبه اش شد ده هزار منم ،منتها اون ایوانکی قبول شد و نرفت منم ایوانکی قبول شدم و نرفتم البته اون پارسال قبول شد من امسال در هر حال .موضوع چیزدیگه ایه .به نظر من کنکور نصفش درسه نصفش شانسه .همینجور که قبلا گفتم فاطمه فرق پی دی اف و داک رو نمیدونه الان ترم سه تهران جنوب .من کرج قبول شدم .شانس چیزی که ما کلا خانوادگی توش سهمی ازش نبردیم .

ارشد برای من فقط  یه هدف از پیش ساخته شده بود .بعد اینکه جایی که دلم میخاست قبول نشدم و تو افسردگی قلت زدم چند روزی و تمام برنامه هام به هم ریخت .من میخاستم ارشد قبول شم  که از بلاتکلیفی در ام .یه سال دنبال کار گشتم و کاری نبود که باب میلم باشه ،من کون گشاد هستم ولی نه تا اونحد که اگه کاری خوب باشه و حداقلش اینه که محیط درست حسابی داشته

باشه و نخام برم مگه مغز خر خوردم ؟ولی خب نبود پس تصمیم گرفتم دنبال کار گشتن رو بزارم کنار و رو کنکور متمرکز شم که اونم اینجوری رید بهم .حالا

در واقع فکر می کنم درس خوندن خیلی راحتتر از کار کردنه .برای همین ترجیحم اینه که تا ابد دانشجو باشم

که همه چیز بهم خورده دوباره دارم دنبال کار می گردم ،اپشنایی که برای کار مورد نظر در نظر گرفتم هخون معیارهای قبلی .و همجنان رو تصمیمم استوارم که از بی پولی و از غر غرای مامانم سکته کنم بمیرم خیلی بهتر از اینه که برم شرکت امیرعلی کار کنم .هرگز .

گذشته تموم شده .اون سالها گذشته .من هنوز همونجوریم .تنها کسل کننده و ملال اور .همچنان هم احساس پوچی می کنم و هر چند وقت یک بار دیوونه می شم و گریه می کنم از وضعیت ام .ولی همچنان دارم زندگی می کنم .چون چاره ی دیگه ای ندارم خونه همون خونه ادماش همون ادما و منهمچنان همون آسیه قبلی .پشیمون از کارهای گذشته ،فکر نمی کردم هیچ وقت پشیمون بشم ،پشیمونی ام اونقدر نیست که عذاب وجدان بگیرم و خل بازی درارم ولی به این نتیجه رسیدم که یکسری از کارهای گذشته درست نبوده .اینو قبول کردم و به زبون اوردم .بارها .الان حتی از اون پشیمونیه هم خیلی گذشته .

همچنان نیم دونم دارم برای چه چیز زندگی می کنم همچنان مثل گذشته دنبال دست اویز میگردم تا به عنوان هدف بهش بچسبم کنکور یکیش بود ..هدف چه چیز مسخره ایه و پیدا کردنش چقدر سخت زندگی خسته کننده اس ولی باید تحملش کنم هر جورکه هست .

و الان شانزده مهر یه روز افتابی و ابری و تخمیه و من از مهر متنفرم .نشسته ام .لواشک می خورم . به دورها می اندیشم .به  ارزوهایی که هیچ وقت بهشون نمی رسم ولی فکرش لذت بخشه .چند وقت پیش که درمورد کره شملی تحقیق می کردم و کتابشو میخوندم تو طول دوره خوندن کتاب جاهای بهت انگیز و غم انگیزش کتابو می بستم نفس عمیق می کشیدم و به این فکر می کردم که چقدر خوشبختم که تو ایران به دنیا اومدم نه به عنوان یه خیانت کار تو کره شمالی .واقعا جای شکرش باقیه .

تمام .

Advertisements

5 thoughts on “بعد مدتها دوباره سلام .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s