ازدواج دختر برادر زن

«حالا اگر در کوه های رو به رو رنگین کمانی ظاهر شود ،معجزه ای روی خواهد داد .اگر نه رنگین کمان سفید که حتی رنگین کمانی پنج رنگ هم باشد ،بیماری یاسوکو درمان خواهد شد .»
با اینکه می دانست این امر محال ممکن است ،اما چشمانش را به سمت کوه گرداند و این طور نیایش کرد .
باران سیاه /ماسوجی ایبوسه /ترجمه از ژاپنی ،قدرت الله ذاکری .•

•|پی نوشت :ژاپن در ۱۵اوت ۱۹۴۵تسلیم شد ،بعد از دوبار بمباران اتمی ظالمانه از طرف امریکای پست ،مطمعنا ژاپنی هیچ وقت فراموش نمی کنند که امریکایی ها با نژادشون چه کار کرده ،ولی همچنان پرقدرت و استوار و سخت کوش به زندگی ادامه دادند ،اونها اصلا به این بی منطقی و ستم هیچ اعتراضی نمی کنند ،بی هیچ کینه ای ،سرتاسر کتاب یه نفر از ژاپنی ها از اینکه امریکا همچین بمبی رو سرشون انداخت اه و‌ناله و‌نفرین نکردن ،نمی دونم واقعا واژه ای به اسم نفرین دارن ؟!احساسی مثل خشم و‌کینه دارن ؟!چطور می تونن انقدر راحت و بی تکلف از یه همچین فاجعه ای بگذرن و با امریکا رابطه داشته باشن ،بی هیچ احساس کینه ای ،نفرتی ،ناراحتی ای ،در طول کتاب فقط از اینکه بعد دوبار بمباران اتمی تسلیم شدن ناراحت شدن ،اصلا انگار تو باغ نبودن که چه اتفاقی افتاده ،البته خب طبیعیه که زمان جنگ بوده و بمباران طبیعی ،و عادت داشتن ،ولی براشون حتی سوال هم پیش نیومده که چه بمبی بوده ،فردای روز بمب یارو شیگه ماتسو پاشده رفته سرکار ،تازه به فکر ذغال سنگه ،اینور اونور می ره دنبال ذغال سنگ ،امپراطور تو رادیو خبر تسلیم شدن ژاپنو می ده و شیگه ماتسو داره گزارش کار می ده به رییس ،خیلی جالبن .در کل قشنگ و غم انگیز بود ،منتها چون من خیلی در مورد ژاپن و هیروشیما و اینا مطالعه داشتم زیاد تحت تاثیر وقایع اش قرار نگرفتم چون برام ناشناخته نبود ،مثلا اینکه پوستشون غلفتی کنده می شده و کرم می یومده بیرون و دندوناشون می افتاده و اینا ،پیشنهاد می کنم بخونینش ،"کنزابورو اوعه می گه این کتاب بیان کننده نیایش ژاپنی هاست,با این همه این نیایش مختص ژاپنی ها بلکه دعایی است که در تمام جهان مفهومی یکسان دارد …"•|

•••
وسلام .

سریال کره ای ،دی دی ،روز فاجعه ،هیروشیما ،سعول ،باران سیاه ،ز لزله .

سریال کره ای خونم کم شده بود ،افسرده شده بودم دو روز ،وای دخترا راست می گفتن نمی شه ترک کرد ها ،پووفف اخی انگار اصلا جون دوباره گرفتم ،سه قسمت از سریال روز فاجعه رو دیدم باحال بود ،از این تخمی تخیلی هاست که تو سعول زلزله می یاد و قضیه هول پزشکا می گرده و کاراشون تو بحران ،اینکه توانایی و این چیزا تو زمان بحران معلوم می شه نه تو‌ ارامش ،تو ارامش عمه ام می تونه با ربات عمل کنه ،این سری زیرنویس فارسی گرفتم چون این کلمه های پزشکی توش داشت ،هاردم داره پر می شه چی کار کنم ؟!
در روز دوساعت درس می خونم ،سه ساعت سریال کره ای می بینم ،منصفانه اس نه ؟!😁
اوه باران سیاه رو هم تموم نکردم ،برم ،برم بخونمش الان ،کامپایلر فصل یک تموم شد ،فردا فصل دو ،
فعلا شب خوش .

شیگه ماتسو

یه سری چیزا در مورد بمب اتمی هیروشیما و ناکازاکی برام نا روشنه ،می خام در موردش تحقیق کنم ولی حوصله اش رو ندارم .در واقع خیلی خطرناکه و خیلی غم انگیزه ،افسردگی می گیرم دیروز وقتی داشتم در موردش می خوندم غمگین شدم .

تو کتاب نوشته که یاسوکو بیماری اش در واقع بعد از حدود یه ماه مشخص می شه و خودش رو نشون می ده .و پریودیش قطع می شه و کفل هاش ورم میکنه .بعد که یخورده می ره جلوتر مشخص می شه که بیماری اوت کرده و هر روز یه ورم تو یه جاش در می یاد بعد چون گوشت فاسد می شده از تو مقعدش کرم می یاد بیرون و رو گوشتای فاسد شده تخم ریزی می کنه ،الان سوال من اینجاس یعنی کرم دقیقا چطور به وجود اومده ،ینی بیماری و بمب اتم تو بدنانسانها کرم به وجود می اورده ؟

این مسئله کرم از دیروز مغزم رو مشغول کرده ،شاید به نظر بدیهی باشه و نمیتونم هضمش کنم

بیماری یاسوکو از درون متلاشی اش کرده و بعد حدود یه ماه خودش رو نشون داد دندوناش دارن می ریزن و هر روز یه ورم تو یه جای بدنش ایجاد می شه ،شوهر عمه ی مهربون و وظیفه شناسشم خیلی نگرانشه ،واقعا خیلی از این شوهر عمه هه خوشم اومد خیلی زرنگ و با مسدولیت از رفتارش خیلی خوشم اومد اینکه با دختر برادر زنش اینجور با مهربانی تا کرد و حالا که مریض شده انقدر براش ناراحته .تحسین برانگیزه .

با اینکه خودش هم مریضه .

 

.

بمب حدود 500متری از سطح زمین منفجر شده و در واقع مثل بارون رو سر مردم ریخته ،برا همینه که بهش می گن باران سیاه ،در واقع اسم کتاب هم همینه «باران سیاه :»

و نورش انقدر زیاد بوده که و حرارت اش انقدر زیاد بوده که پوست ادما رو قلفتی کنده ،به خودشون اومدن دیدن پوستشون کنده شده هیچ کدومشون هم نمی دونن چرا همچین اتفاقایی براشون افتاده ،د رواقع چند روز بعد از واقعه تازه می فهمن که چه نوع بمبی بوده .

یکی از همسایه های  شیگه ماتسو می گه وقتی نور بهش خورده دوتا از دندوناش افتاده همینجور یهو .بعد می گه که هیج دردی نداشته .

خود شیگه ماتسو هم صورتش زخم شده بوده و احساس ضعف می کرده .

پووف خلاصه گفتنی زیاده فعلا رفتم شام .

هیروشیما به معنای جزیره ی گسترده

دیگر ضرورتی نمی بینم تا درباره ی ترسناک بودن بمب اتم دهانم را بسته نگه دارم .
ص ۲۵۷/
پ.ن:دختر برادرزنش هم بیماری بمب اتم گرفته بوده که بیماری اش بعد چند وقت ظاهر می شه ،شیگو ماتسو می گه :"زمانی که این مسعله در اتاق نشینمن به من گفته شد ،یک ان اتاق نشینمن و ان چه در ان بود محو و‌پدیدار شد ."
بعد نوشت :دقیقا بعد خوندن اون جمله منم خیلی ناراحت شدم ،طفلی ،چقدر تلاش کردن که به خواستگارش بگن که دختر مریض نیست .😢

Hiroshima

"هیروشیما مرده بود ،اما فکرش را هم نمی کردیم با این وضعیت اسفناک بمیرد ."
ص۱۹۲/باران سیاه /ماسوجی ایبوسه /

پ.ن:در واقع بعد گذشت سه روز از اون واقعه خودشون هم‌نمی دونستند چه نوع بمبی بوده که این وضعیت رو به بار اورده .وحشتناکه .

24 November, 2015 18:31

امروز خیلی گند بود ولی تحمل کردم ،دلم یه داستان خیلی غمگین می خاست که یه بهونه برای گریه کردن داشته باشم ،ولی بازم چشم یه داستان ژاپنی رو گرفت ،در مورد بمباران اتمی ژاپن ،خب این هم برای خودش کلی غم انگیزه، اسم کتاب هست «باران سیاه»
از «ماسوجی ایبوسه» فعلا که اولاشم ،جالبه ،هنوز به جای غم انگیزش نرسیدم .سرم خیلی درد می کنه و خیلی خسته ام ،شب خوش .