جنگل ارواح جیغ زن

|هوای مرطوب متراکم می شود و انگشتان بلند, مرطوب و یخ زده اش را بر روی ننویی می کشاند که
""کیعن ""نیمه خواب و لرزان در ان دراز کشیده است.انگار رودی دارد او را با خود می برد. در اندوهی بی پایان معلق مانده است, گاهی انگار سوار بر کامیونی است که در سکوت, مصل یک ادم اهنی یا یک خوابگرد, از میان جاده های خلوت جنگل عبور می کند. رود مویه سر می دهد, مویه ای یاس اور همراه با صداهای مبهم و دور جنگل, که چون پژواکی از دنیای دیگر, در هم تنیده می شود,.این صداهای ترسناک از جایی در گذشته ای دور می اید و اهسته, همچون برگ های بی وزن بر مرتعی متعلق به زمان های خیلی دور فرود می ایند. |

•اندوه جنگ, باعو نینه•

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s