کنکور بالاخره ،کیوهیون ،به مبینا می گم چی کار می کنی ،من چشم سفیدم دارم سریال می بینم ،می گه منم ،خیلی خوبه سریال دیدن ،واقعا ادمو اروم می کنه. و در اخر ریدم به سایت سازمان سنجش. 

کنکور قبول نشدم ،ینی این قبولی به معنای قبول نشدنه ،چون بعد از انتخاب رشته هم هیچ دغوز ابادی قبول نمی شم ،فکر می کردم امسال بهتر از پارسال دادم ،ولی با این رتبه به این نتیجه رسیدم که ریدم ،تازه رشته شناورم اصلا مجاز نشدم ،در صورت که پارسال قشنگ هردوشو مجاز شدم. با این اوصاف ازاد هم ریدم ،صبحی داشتم با یه دختره که از توی اینستا باهاس اشنا شدم حرف می زدم ف،اونم وضعیتش مصه منه ،طفلک اونم مصه من بود حسهاش ،و اینکه می گفت اونم بدجور بلا تکلیف و نمی دونه باید چی کار کنه ،من که دیگه طایت اینکه دوباره کنکور بدم رو ندارم ،تصمیم ام اینه که همینجا تمومش کنم ،خسته شدم انقدر خودمو گول زدم و اینجوری زندگی کردم ،خییلی خسته ام. 

«کاش می شد ادم ،قبل از مرگش تمام لحظات خوب رو تجربت کنه ،بعد بمیره ،فقط همین. »

اینجا داشتم ،سریال ده دیقه ای کیوهون رو می دیدم. 
نمی دونم باید ناراحت باشم یا چی ،زمان راحتیم و اسودگی خیالم به پایان رسیده ،و باید ازاب وجدان بگیرم. 

«عزاب وجدان ندارم ،داشتم با دوتا از دوستای کنکوری که  از اینستا تو خلال هم نظری ها با سریالای کره ای پیدا کردم ،صحبت م کردم ،یکیشون اسمش مبیناس ،اون دقیقا وضعیتش مصه منه ،با هم همدردی کردیم ،الان حالم بهتره بعد صحبت با همدیگه ،»

خدا بزرگه. 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s