همیشه ،عشق ،دروغ 

یازده اومدم بالا ،فیلم الویز ،الویس رو دیدم ،قشنگ بود ،بعد ساعت سه و اینا بود زدم یه فیلم دیگه دیدم این یکی قشنگتر بود ،عشق ،دروغ ،خیلی قشنگ بود ،حسش نی توضیح بدم در مورد چی بود ،

به خودم که می یام می بینم ساعت هفته ،و چندین ساعته که فقط روی یه صندلی نشستم ،

هیچ کار ندارم انجام بدم ،از اینکه بیام و همه ی روز رو سریال بیینم خسته شدم ،میخام ببینم قبلا چی کار می کردیم ،قبلا کتاب می خوندیم تو اینترنت بودیم که الانم هستیم ،فقط کتاب نمی خونم ،حوصله ندارم ،کنکورم که دیگه تموم شد ،الان بیکار و بیعار مصل همیشه ،خسته شدم ،برم یه چیزی بخورم. 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s