خیلی چیزای دیگه بود دستم خسته شد. گونگ شیم عالیه ،تنها امیدم و خنده ام سریال دیدنه و گونگ شیم زیبا ،گونگ شیم زیبا ،ان دانته ،😱😍😍😍😍😍😍😍❤️😒❤️❤️❤️❤️❤️😂😂😂😂😂😂😂

وقت ندارم سریال جدید دانلود کنم نگاه کنم ،سریالای در حال پخشم مونده دانلود نکردم این هفته. دوروز صبح زود بیدار می شم سریال ببینیم با زینب. اوف سریال دیدن صبح فقط جلو می ندازه ،مصلا امروز صبح 4قسمت دیدیم روزای عادی نمی تونیم 4قسمت یه سره ببینیم. گرچه گاهی باز باید استوپ کرد که مامان یه وقت بیدار نشه و نیاد بالا ،عصابمون خورد شد ،صبح استوپ وای نیاد ،ظهر استوپ ،شب استوپ ،اه ،شکنجه ی مدامه ها ینی ،ولی یا اینحال کیف دیدن سریالا سرحالم می یاره و اینارو به باد فراموشی می سپاره ،لحظه شماری می کنم دوشنبه شه ،نخای توی دهنم حالمو بهم می زنن ،می سوزه ،هیچی پول ندارم ،این ماه به خاطر اینکه زیاد خرج کردم و هزینه دوا و درمون ،از مامان پول نگرفتم ،ول اون قدرنشناس تازه منتم گزاشت من خودم هیچی نگفتم و گفتم بزا نگیرم این ماه به این دلایل ولی اون برگشت گفت هزینه درمان و فلان ،مامانمون مصه مامانای کره ای ها عوضیه ،عوضی. «گونگ شیم زیبا «عالیه ،هر چقدر جلوتر می ره عالی تر می شه ،»ان دانته»عالیه ،اصلا هر وقت لبخند می زنم یاد خل بازیاش می افتمو،یه رابطه ی نگفته ی پنهانی بین منو زینبه ،هروقت تیکه ی خاصی می ندازم زینب نخو می گیره و ریز ریز می خندیم ،که اهان اون صحنه رو می گی ،زهرا حرصش می گیره که ما با هم حرف می زنیم در مورد کره و اینا و اونو حسابش نمی کنیم. خابم می یاد ،امروز صبح زینب برگشت گفت ،برا کنکور و امتحان مدرسه صبح زود بیدار نشدیم بخونیم ،برا سریال ساعت هفت بیداریم ،گفتم اخه اونارو می شه تو جمع خوند و هیچ پنهان کاری  نیست ،ولی این که نمی شه ،مصلا اگر بدونن هم می گن ها پس اینترنتو برا این خرج می کردی ،ها پس این همه مدت می رفتین بالا این کارو می کردین ،انگار ما داشتیم فیلم پورن می دیدیم ،یا داشتیم سکس چت می کردیم ،کلا مساعل خیلی ساده و روشن و بدیهی برای خانواده ما ناروشنه و عیبه و عاره ،کلی پشتش حرف در می یاد ،برای همینه که ما سعی داریم این رازو بین خودمون به گور ببریم. بعدشم لابد اینترنت قطع می شه ،دخترای تلگرامی که می شناسم با ماماناشون سریال می بینن ،یا مصلا مونا می ره سرکار ،از سرکار می یاد می شینه سریال می بینه ،هیچکیم نمی گه چرا ،یا هرچی ،انگار مصل اینکه طرف اومده و رفته تو اتاقش ،و دیگه باهاش کار ندارن تا برای خوردن بیاد بیرون و یا تی وی دیدن ،ما اتاقم داشتیم می خاستیم بریم توش می گفتن چرا همه اش تو اتاقی ،هی می اومدن چک می کردن ،مصل الان که تا سه ساعت می شه چهارساعت ،هی صدا می کنه و سوال می پرسه که بالا چی کار می کنین ،اه ،خسته شدم ،لعنت به این زندگی. هیچیمون نرمال نیست ،چه انتظاری می تونم از خودم داشته باشم وقتی همچین خانواده ای دارم ،فک کن با این طرز فکر و نوع رفتارای احمقانه و عوامشون توقع دارن یکی مصل ایمان بیاد منو بگیره ،ابروم می رفت ،اه اه. 

خیلی خسته ام ،باید بخابم ،اخ برا خابمون هم باید توضیح بدیم ،چرا تا ده می خابی خابت می یاد زود ،به تو چه اخه دیوسسسس ،با همهشونم همشون. اه اه. اه. 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s