سه شنبه. 

دو سه تا جا رزومه فرستادم ،اینترنتی ،اول می خاستم بنویسم سابقه کاری ندارم ولی بعد نوشتم ،داشتم فکر می کردم چحوری بنویسم ،که مصل قبل نباشه ،یهو یاد کاراموزی ایم افتادم گفتم بزا مصل اون بنویسم ،بهتره ،جواب ازمون ازاد سه شنبه می یاد ،حالا که منتظر سه شنبه ام ،سه شنبه دیر می یاد انقدر دیر که دق می ده ،بعدش یهو از هول و ولا می افتم ،بعدش می شینم جلوی کامپیوتر بی حال ،بی حال ،شماره داوطلبی و شماره شناسنامه رو می زنم ،می بینم یا قبول نشدم ،یا یه جای پرت قبول شدم ،بعدش می گم من که می دونستم اینجوری می شه پس ناراحتی و عزاداری نداره ،دیگه تموم شد. دیگه. خوبه که رزومه فرستادن رو از الان شروع کردم نه از سه شنبه. 

انقدر ناامیدم که امید داشتن به اینکه ممکنه قبول شم یه جک بی معنیه. انقدر برام واضحه که حد نداره و برای همین امید دیگه جایی نداره توی حقیقت محض. 

پس به جای امیدوار کردن خودم ،ترجیح می دم حقیقت تلخ رو ببینم. و دست از کنکور دادن بردارم چون نتیجه ای نداره. من توانایی ام همینقدره دیگه نمی تونم. 

پس باید یه جا تموم شه. سه شنبه تموم می شه. تموم. 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s