دانشگاه /انتخاب واحد /امیر می گفت من تهران مرکز اشنا دارم انتخاب واحد یا نمره مشکل داشتی بگو یه زنگ بزنم حل شه :))گفتم بزا حالا ورود پیدا کنم بعد پیشنهاد بی شرمانه بده :))

یک :

بالاخره بعد سرپا ایستادن های مدام و بالا و پایین رفتنهای بسیار انتخاب واحد کردم .خیلی پروسه ی طولانیی شد در واقع تا ساعت یک و نیم عملا هیچ کاری انجام نداده بودم .بعدش به خودم گفتم اصلا خوب شد که موندم چون اگه نمی موندم مدیرگروه رو نمی دیدم و تو جهل مرکب می موندم .من نمی دونم هیچ وقت این گروه کامپیوتر هیچیش رو نظم نبوده و نخاهد بود .گروه برق دقیقا بغل گروه کامپیوتر رو تابلو اعلاناتش اسم و عکس استادا و اینکه مدیرگروه چه روزا و چه ساعتی هست نوشته شده و اینکه سرخود انتخاب واحد نکنن و با مدیرگروه مشورت کنن .حالا تابلو اعلانات گروه کامپیوتر چرت و پرت فقط در مورد پایان نامه یه سری چیزا نوشته .درهم شلوغ .باز حالا با این همه یه کار مفید کردم .این راسته که می گن  هیچ وقت از ثانیه ی بعدی خودت اگاه نیستی و نمی دونی که ممکنه چی پیش بیاد برات .صبح که داشتم از خونه می رفتم بیرون فکر کردم بیشتر از یه ساعت که طول نمی کشه می رم پرونده رو می دم و یه سری می زنمو می یام فوقش دوازده خونه باشم ناهار و نماز و اخرم سریال و یا فیلم تا عصری چون مامن خونه نبود .ولی وقتی رفتم تا برگشتم شد شب .عملا شش خونه بودم .ناهارم نخوردم .فقط تو ساختمون بودم داشتم بالا پایین می کردم .دوروره ساختمون رو دید می زدم اینجا کجاست اونجا کجاست .اسانسورا چجورین تازه هنوز کتابخانه و نمازخونه رو کشف نکردم .ساختمون بغلیارم باید برم یه نگاه بندازم ببینم اونا چجورین .به نظر اسمش گنده اس و دانشگاه خوبی می یاد ولی به درد نمی خوره .جذابیت نداره .قیامدشت خیلی رو حساب و کتاب تر بود .از ورودی ایش بگیر تا ورودی دانشکده ها حداقل دوتا نگهبان داشت جلوی در که اگه سوال داشتی از همون جلوی در بپرسی مثلا مالی کجاست ،فلان دفتر کجاست نقشه داشت اینجا هیچی نداره هیچکیم نیس جواب درست بهت بده .سایت انتخاب واحدش دوتا بی سواد رو گزاشتن که از هیچی مطلع نیستن از خودش برگشته به من می گه برو هرچی اینجا نوشته رو بردار یه سری احمق هم به حرفش گوش می کنن باز می رن پیش مدیرگروها می یان باز جذف می کنن .یکیش من .البته من از سر ناچاری رفتم سرخود انتخاب واحد کردم .می خاستم پروندمو بدم بایگانی تو صف بودم پرس و جو کردم گفتن باید برگه ی انتخاب واحدت تو پرونده ات باشه .گفتم به جای اینکه صف وایسم بعد برم دیپورت شم برم انتخاب واحد کنم برگشو بزارم تو این بدم خلاص شم .رفتم برگشتم گفت بعد ساعت یک می یان .یه ساعت منتظر موندم بعد وصیت امام جا نداشت و بقیه درسا هم روزاش تخمی بود تخمی ها مصلا وصیت همه ی روزا بود ولی ساعتش 3به بعد بود .بعد بقیه واحدا هم پخش بود اگه می خاستم اونجوری بزارم بمونه  و پیشو نم یگرفتم باید کل هفته عین بچه مدرسه ای ها می رفتم دانشگاه .ستم بود .رفتم سوال کردم فرستادم پیش یه یارویی .یارو گفت  برو به مدیرگروهت بگو گفتم نیس گفت چرا همین الان اومد انقدر خوشال شدم .بعد رفتم و خلاصه پروسه ی اصلی شروع شد .اولش که دعوام کرد که چرا سرخود انتخاب واحد کردم بعد من بهش توضیح دادم همه هم تایید کردن که اره اینجوری شده .خلاصه غیر مستقیم گفت که بایگانی گه خورده .بعد رفتم اونایی که تو لیسانس پاس کرده بودم رو حذف کردم دوتای دیگه بهم گفت برداشتم .بعدشم رفتم باز صف بایگانی که باز فهمیدم اصل مدرکم باید تو پرونده باشه .خلاصه چاره ای نبود دیگه ساعت 4اینا بود منم برگشتم گفتم سه شنبه می رم .

دو:پنج شنبه با زنیب رفتیم ثبت نام کردیم .پروسه ی خاصی نداشت این جاهاش اسون بود .من و ما همیششه فکر می کردیم کی برای دانشگاه ازاد از شهرستان می یاد تهران مصلا . اونروز دیدم نه هستن که می یاین از کردستان و همدان و اصفهان و اینا اومده بودن ثبت نام

خلاصه  ثبت نام کردیم رفتیم تیراژه دور زدیم بعد رفتیم چهار دلیعصر ناهار خوردیم بعد رفتیم تا جمهوری دور زدیم بعد برگشتیم خونه

جمعه هم با امیر اینا رفتیم شهربازی که من فیلمبرداری رو به عهده گرفتم و بقیه رفتن وسیله سوار شدن

سه :چهارشنبه دیگه طاقتم تموم شد گفتم بزا برم ببینم فوقش یارو چیزیم گفت جوابشو می دم رسیدم دانشگاه دیدم ملت ریختن برا ثبت نام .ینی قشنگ ریدم به دانشگاه خاک تو سرشون ینی .منموندم فلسفه ی اون ثبت نام اینترنتی ایشون چی بود احمقای عوضی .برگشتم باز که فردا برم ثبت نام .

.

روزای یکشنبه و سه شنبه کلاس دارم .یکشنبه یکی .سه شنبه دوتا .سه تا درسا هم از اسمشون معلومه خیلی عجیب غریبن .و سخت .خدا بخیر کنه .ینی رسیدم به مرحله ای که بگم اخه این چه رشته ای بود زدی انتخاب سوم.قشنگ ریدی .

دوتا از واحدا با یه استاد زنه .خدا به خیرتر کنه

دوسال پشتم باد خورده و درس نخوندم و نرفتم دانشگاه .اینکه سه شنبه کلاس دارم برام عجیبه .

شاید اگه همون سال یا سال بعدش می رفتم دانشگاه انقدر برام ترسناک نبود درس خوندن .الان همه اش می ترسم نتونم از پسش بربیام خلاصه یه وضعیتیه .

کارت دانشجوییاموند کی می دن ؟ینی من ارشد هم اومدم ولی کارت دانشجویی ندارم هنوز خاک تو سر دانشگاه ازاد .

امیر برا قبول شدنم سه تومن بهم پول داد .دقیقا سه تومن رو هم باید نگه دارم برا ترم بعد .

داشتم فک می کردم کاش یخورده بیشتر می داد .بعد فکر کردم چقدر بی چشم و رو هستم .

همه تو دانشگاه دستشون ایفون بود .ینی خوب شد من این ایفونو خریدما .وگرنه عمرا می تونستم بخرمش الانا دیگه عمرا ها .

وای ینی چه شانسی شدا همه چی انگار نه ؟

ایفون .تهران مرکز

زخم دهنمم که خوب شد دیگه چی ؟

اگه این ترم رو با خوبی و خوشی پاس کنم می شه شانس سوم

فردا اول محرم ولی من خیال ندارم از گوش دادن  به اهنگ  «د ایز» اینفینیتی دست بردارم .به نظر من فقط اهنگایی مثل سردار اورتاش و اندی حرام هستن تو محرم نه اهنگای کره ای

.

قلب سرخم داره هیجانی می شه فک کنم این قسمت شاه بمیره .

فک کنم تو چین زودتر پخش می شه برا همین هی اسپویل می شه تو یوتیوب و اینستا مخصوصا اینستا پره اسپویلیاش اصلا نمی شه یه دیقه اینستا رو نگاه کرد هرچی صحنه ی حساس برات می یاره .

امروزم که وقت نشد بیایم چیزی ببینیم .دیروزم که انقدر خسته بودم زود خابم برد .

مامان اینا ام از دهات اومدن .چه بد .ناخونامو باید بگیرم راستی .از همه بدتر وای سه شنبه باید برم دانشگاه .

و تمام .

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s