در راه فرودگاه/اسکله رودخانه هان 

اخرش این سریال تموم می شه ،اینا به ما نمی گن چرا این زنه انقدر سنگ دل و ترسناک. 

اون تا مرد از کارای این زن اخر دق می کنن. هه 

وای. کاش زنه زودتر از شوهرش جدا شه. اه خیلی حال بهم زنه شوهرش ،اه اه. سست عنصر ،مشنگ. 

چقدر خوبه که ادم تو شهری زندگی کنه که دور تا دورش اب و دریا و جنگل باشه و وسط شهرشم یه رودخانه بزرگ  .نه ؟! چقدر دوس دارم تو همچین شهری زندگی کنم. 

شنبه ،ساعت دو و ده دیقه ی صبح. 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s