روزای بد 

راهنمایی که بودم چندین بار تو مسابقه های داستان نویسی دوچرخه شرکت کردم ،سه بار برنده شدم. دوچرخه مجله ی روزهای قشنگ مه. روزایی که دغدغه های ریز و بزرگ الان رو نداشتم. روزایی که از اول هفته منتظر پنج شنبه بودم صبح زود قبل مدرسه می رفتم روزنامه فروشی تا #روزنامههمشهری تموم نشه ،اسممو که تو لیست برنده ها می دیدم کل زوق می کردم. یادش بخیر. چه روزهایی داشتم. #دوچرخه #ضمیمهپنجشنبهروزنامه_همشهری ❤️❤️❤️💕💕💕 

روزایی که انقدر گناهکار نبودم ،روزایی که اصلا فکرشم نمی کردم مصلا دانشجو فوق لیسانس شم ،روزایی که فکرشو نمی کردم تن به چه کارایی بدمو.  الان ،اینی باشم که هستم. 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s