منم خوابمند بشم بهم پول بدن چی می شه ،می تونم جای همه بخابم. 

«رویال پنج دیقه بعد جلوی اینه ایستاد و به نقش صورتی رنگ و پرچروک رو بالشی اش نگاه کرد که روی گونه اش جا مانده بود. با خودش فکر کرد من انضباط شخصی ندارم و لیاقتم مرگ است. «/اعترافات یک خوابمند ،نیکلسون بیکر ،داستان 8،همشهری داستان/
پ.ن:این داستانه منه ،انقدر دوس دارم زیاد بخابم تا بمیرم ،اصلا از خاب سیر نمی شم ،وای دوس دارم بیخیال بی اینکه به چیزی فک کنم فقط بخابم ،روزها و شبها ،وای ،این اقا یه گوی اسرارامیز می خره ،و پول می ده براش می خابن ،و خودش از لحظات بیداری ایش استفاده می کنه ،کاش یه همچین چیزی. واقعا بود ،من بهش نیاز دارم. 😭

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s