نمی دونم چرا هر وقت در مورد کره شمالی می خونم سرم درد می گیره و بعدشم می ترسم. چه شجاعن اونایی که می رن تحقیق می کنن در موردش ،این یارو نویسنده هه شش سال تحقیق کرده و کتاب رو نوشته و کتابش برنده جایزه پولیتزر شده ، کتابش به فارسی ترجمه نشده. احتمالا خیلی خطرناک من عمرا بخونمش. 

«Dear leader dreams of sushi»GQ magazine 
«یه «ناداستان » خوندم ،مستند ،یا هرچی ،درمورد یه اشپز ژاپنی ،تقریبا از زمان رهبری کیم جونگ ایل ،ینی زمانی که رسمی رهبر نشده بوده ،تو کره شمالی اشپز بوده ،سوشی درست می کرده ،خیلی عجیب بود ،تاحالا هر نوشته ای که درمورد کره شمالی بوده خوف انگیز بوده دقیقا همون چیزایی که همه جا خوندم ،و یکی از مرجع های مهم هم که همین کتاب «اردوگاه 14″،،وقتی که می رفته اونجا اصلا درمورد کره شمالی چیزی نمی دونسته ،حتی زبانشون رو ،خب طبعا وقتیم رفته اونجا مغزشویی شده هربار ،برای همین چون چیزی هم نمی دونسته ،همرو باور کرده ،و از یه کره شمالی هم «اشاره به شین تو اردوگاه 14» وفادارتر بوده به کره شمالی ،تقریبا چند بار رفته برگشته ،سومین بار که برگشته ژاپن برا خرید مایحتاج اشپزی برای رهبر بزرگ ،دستگیرش می کنن و می فهمن اوه چه گنجی پیدا کردن ،خلاصه باز یه مدت می مونه ژاپن ،بعد چند وقت باز بهش اجازه خروج می دن ،باز برمی گرده کره_ش،ینی انقدر عرقش(عرق ملی که می گن اون منظورمه ) نسبت به کره شمالی زیاد بوده ،اون باری که ژاپن دستگیرش می کنه بهش درمورد کره شمالی کتاب می دن بخونه ،در مورد سیاست هاش ،گولاک هاش و اینا ،برای همین این بار که برگشته بوده میفهمه کیم جونگ ایل چقدر عوضیه ،و این سری تصمیم می گیره فرار کنه ،یه سال می گذره و بالاخره فرار می کنه می یاد ژاپن ،تااا باز کیم جونگ اون بهش نامه می ده که برگرده ،بهش قول می ده که نکشتش ،یه مدتیم اونجا پیش جونگ اون رهبر جدید می مونه باز برمی گرده ژاپن ،عین خونه خاله هی می رفته می اومده ،خب چون تو نازو نعمت بوده و توی این مدت هم به خاطر اینکه دغلبازی نکرده و مجیزخونی الکی نکرده بوده برای رهبرا ،جا تو دلشون باز کرده بوده ،حتی اونجا یه زن کره ای هم بهش می ده کیم جونگ ایل ،حالا سال 2012یه نویسنده امریکایی داره ازش مصاحبه می کنه ،نویسنده می گه انقدر از زیبایی پیونگ یانگ. پیشرفتاش حرف می زده که به نظرش رسیده «اون هم یکی از بلندگوهای تبیلغی رژیم کره شمالیه » و تازه داشته نقشه می کشیده بازم برگرده به کره شمالی و پیش زن کره ایش ،تو ویلایی که جونگ ایل بهش قول داده و رستوران به اسم خودش و مرسدس بنزش ،می خاد برای همیشه ژاپن رو ترک کنه ،چه ژاپنیه عجیبیه ،عرق ملی نداره ،فک کن ژاپن نزدیک سی سال یا بیشتر کره رو اشغال کرده بوده اصلا قبل بمباران هیروشیما ش ،نزدیک بوده بزنه به نام خودش کره رو ،بعد اون موقع یه ژاپنی می گه «اگر کیم جونگ ايل حالا اینجا بود ،زانو می زدم و طلب بخشش می کردم ،می پذیرم که کره شمالی رو ترک کردم و رازهاش رو فاش کردم ،من یه خاعن م ،یک خاعن واقعی 😐» 

خب البته تقریبا 60 و خورده ای سالشه و اونجا هم تو رفاه بوده و همیشه مورد لطف رهبران ،تازه کیم جونگ اون رو خودش بزرگ کرده ،در واقع مربی مخصوص بچها هم بوده ،پس تعجبی نداره که می خاد باز برگرده ،ولی هرجوری حساب کنی ،اونجا ترسناکه ،چطور می شه یه جایی که واقعا ازادی عمل و حرف زدن داری رو ول کنی بری یه جایی مصل کره شمالی ،چون بهت پول می ده ؟یه جایی که چون قحطی شده بوده ،نعش وزیرکشاورزی رو که اولش با احترام تو مقبره اشراف زاده ها دفن می کنه ،ولی چون قحطی می شه نعششو م کشه بیرون باز اعدام می کنه ،جایی که هموطن خودش رو مردم خودش دارن از سوتغذیه می میرن و داره از مردمش به اون شدت شکنجه و کار می کشه ،یکی مثل «شین»،و به یه اشپز ژاپنی که دشمن حساب می شه رو اونجوری ارج و قرب می زاره ،چطور می شه رفت همچین جایی سی سال یا بیشتر زندگی کرد و زنده موند 😐 واقعا شانس اوورده که تاحالا زنده مونده ،ادم خیلی عجیبی بود. واقعا عجیب. »

«پیشوای عزیز ،رویای سوشی می بیند /روایت فوجیموتو اشپز ژاپنی حاکم کره شمالی » 

«ادام جانسون »

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s