«شما یه لحظه اروم باش «

پژمان ،حالت چطوره ،چی کار می کنی ،داشتم فایلای وورد بی مصرف توی هاردم رو که هی خرکش می کنم اینور اونور رو پاک می کردم که برخوردم به یه فایلی که پسوورد داشت ،چند تا پس معمولم رو زدم نیوورد ،،تاریخش برا 2014عه ،اسم تورو زدم باز شد ،یه عالمه خاطره ی فراموش شده باز شد ، جلوی چشمام. یه عالمه ،کارای خنده دار گذشته ،چقدر از اون سالها دور شدم ،چقدر عوض نمی شم ،چقدر سعی کردم فراموش کنم ،ولی هیچ وقت که فراموش نمی شه ،نه ؟اینا بخشی از منه ،بخشی از زندگی ای که پشت سر گزاشتم ،یکی از خاطره های به یاد ماندنی در طول تمام دوران جاهلیتم ،که هنوزم وقتی خوندمش ،تنم مور مور شد ،تو بودی ،و پارک لاله 😂😂😂،دقیقا اون زمانی که توی پارک لای بوته های بودیم یادم اومد ،وقتی تو داشتی می گفتی «شما یه لحظه اروم باش » وای دیوانه کننده اس این جمله ،تمام اعضای بدنم بهش واکنش نشون می ده ،قلبم تیر می کشه و تو با همون تن صدای ارومت توی اون زمان بحرانی می یای توی ذهنم ،»شما یه لحظه اروم باش » چقدر قشنگه این جمله ،بعد دستات که می گیری جلومو به معنای اروم بودن ،اگه تنها بودم حتما برای این جمله،یه واکنش اساسی ،اشک و آه ،نشون می دادم ،ول الان فقط ،دستمو می زارم جلوی دهنمو و چند بار جمله رو می خونم و می گم یادش بخیر. 

یادش بخیر. 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s