صورتم مثه شمشیر ،صیقلیه .

چرا همه ی دردای ناشناخته مال منه ؟

سمت راست صورتم درد می کنه .رفتم دندون پزشکی عکسم انداختم ولی می گه دندونت سالمه .

پس چشه ؟

معلوم نی .

وقتی قرار استراحت کنم و بیخیال باشم دردا معلوم نی از ناکجا اباد می یاد سراغم .

قرص خوردن چه نفعی داره وقتی بازم درد هست .هر لحظه .

چهارشنبه انتخاب واحد بود ولی سایت از صبح برام بالا نیومد که نیومد .تو کامپیوتر امیر می اومد ولی اینجا نه .عجیبه ها .حتی با اینکه  اینترنتم با سرعت بود ولی بازم  هیچ جوره باز نشد سایت .ظرفیت هم پر شد .ولی اخه تا کجا خودمو بزنم به بی خیالی ؟با این وضعیت حتی شنبه هم نمی تونم چیزی بردارم حتی اگه برم خونه امیر .اخرم به امیر گفتم یکیو تو دانشگاه پیدا کنه برام انتخاب واحد کنه .

اونم چه انتخاب واحدی .در حالی که فقط چهارتا دونه درسه و یه عالمه ادم و ظرفیت 15نفر :|

من دو جور نوشتم که فردا برم دانشگاه پیش اون کسی که امیر معرفی کرده .حالا ببینیم چی می شه .

حالا معلوم نی بازم اینایی که نوشتم تغییر کنه یا نه .انقدر که بی نظم و مزخرف این دانشگاه .نمی دونستم انقدر چس مثقالی .خیلی بدها خیلی .عین طویله اس .قیامدشت خدا بود بابا .همه چی رو نظم بود به قران .انتخاب واحدشم انقدر چسکی نبود .

اینجا خیلی زاقارته خیلیا .همه ی دانشکده ها و همه رشته ها تو یه روز انتخاب واحد دارن .اخه مگه می شه ؟

خب سایت می ترکه .معلومه نمی کشه .

تازه ظرفیتا هم پر می شه .اصلا یه وضعی دیگه .هرچی بگم فقط حرفه .کیه که گوش کنه و ترتیب اثر بده .منم دیگه جون ندارم بیفتم دنبال اعتراض و اینا .خاک بر سر این مملکت .

فقط پول مفت می گیرن .عین سگ پشیمونم اومدم ارشد .به لعنت خدا هم نمی ارزه .

اشتباه کردم .هرچی جای مزخرف و اشغاله برا منه .هرچی ادم اشغاله گیر من می یاد .تو کلاسم حدالقل دوتا جذاب نی ادم دلش خوش باشه .

همه چلغوز .

خسته شدم .

درد دهنم به کنار .دماغ کشیدنم یه طرف .دندونم که شکسته بود رو همون روز دادم دکتره تراشید براش روکش بزارم .

 

خیلی زندگی چسکی داریم .خیلی .اخرش که چی ؟هیچی .اخرم جهنمی هستیم .

چقدر رقت انگیزیم .

یه سری سست عنصر جمع شدن تو دانشگاه .بهشون می گم مگه نمی گین فلان جا به اعتراضات رسیدگی می کنن بیاین جمع شین بریم .همشون مثل ماست می مونن .فقط حرفای دهن پر کن فقط .

عین طبل خالین .

خاک تو گورشون ترم سه هم هستن .سه ترم این وضعیتو تحمل کردن .یه سری سست عنصر به تمام معنا .

فقط باید کیتاریگو کیتاریگو ،دو کیتاریگو .

فقط باید صبر کرد .و تحمل .جور دیگه ای نمی شه وضعیت گند دانشگاه رو تحمل کرد و اینکه خودمو بزنم به نفهمی و بیخیالی .

من هر قبرستانی برم اونجا یه اشکالی داره یه اشکال گنده .حتی اگه می رفتم صنعتی شریفم فقط اواز دهل بوده .

تهران مرکز .هه

فک می کردم درست حسابیه .کاملا خط بطلان کشید رو تصوراتم .

ولی خب کسی که خربزه می خوره پای لرزه اشم می شینه .

چاره چیه .

هیچی .در هر حال این من بودم که صبح تا شب خاسته ام این بود که ارشد قبول شم و از بلاتکلیفی در ام .وگرنه با این وضعیت بیکاری چی کار می خاستم بکنم ؟

«با وجود تمام امیدها و ناامیدی هایی که زندگی بهتون می ده زمان و لحظات می گذرن .پشت این لحظه های بد  که  می دونه که چی در انتظاره .

دلم برای سریال در راه فرودگاه تنگ شده .این چند روز که تعطیل بودم فقط سریال دیدم .سریالای نصفمو تموم کردم .الان منتظر قسمتای جدیدم .سریال گابلین که عالی بود چند قسمت اخرش خیلی قشنگ بود

وقتهایی که دختره گابلین رو فراموش کرده بود و یه غم عمیق تو قلبش حس می کرد و روزای بارونی زجه می زد .دختره اینجا خیلی خوب بازی کرد حسهاشو خیلی دوست داشتم .

خیلی خوب بود .

لی مینهو رو هم اخرین قسمت رو ندیدم هنوز .شهادت دروغ خیلی خوب بود .اون پسر هان هه جون پسر ناتنی این یارو اویجاعه .من فک می کردم یارو خودش ازاول عوضی بوده .این روانشناس و یه چیز تو این مایه ها بوده .بابای پسره مامانشو کشته .پسره رو می برن پروشگاه که این می ره پسسرو قبول می کنه .

جالب بود .ولی خب خیلی غم انگیز بود .

در هرحال ثابت شد که چویی وو هیوک .لی سو وو رو نکشته و به خاطر اینکه خودش عوضی بوده و اینا با این تهمت قرار بوده ازش انتقام بگیره .منتها یخورده زیادی بزرگش کرده بود اون دختره ی زشت نگبت .

الان به غیر از هوارنگ ،که زیاد جالب نی .همینجوری شروعش کردم .داشت حججم هدر می رفت اگ دانلود نمیکردم .

غیر هوارنگ ،سریال جدید عشقم سونگ سعونگ هئون هست که دیروز شروع شده .

پارسال همین موقعها بود که موبایلمو گرفتم زیر اب خودش خراب شده بود ولی بهو باز روشن شد .این یه فرصت طلایی بود برای همین گرفتم زیر اب تا خراب شه و شد .فرداش ینی روزی مثله پنج شنبه ،دیروز .رفتم سریع موبایل خریدم عشقم ایفون سیکس :)

اگه همون روز اقدام نمی کردم ممکن بود امیر بیاد خونه و ببینه و بفهمه که موبایل رو گرفتم زیر اب از اونجایی که تو دوربینشم اب رفته بود و هرکاری کردم خارج نشد .

منم رفتم موبایلو خریدمم و دیدم الی جی رو نمی خرن انداختمش سطل اشغال .

می اوردمش خونه کی چه ؟

گفتم سی تومن فروختمش .

دیروز هم رفتیم برای زهرا موبایل خرید برای خودش .

اچ تی سی باز خرید ولی انگار زیاد راضی نی .کودنه گفتم بیا سامسونگ بخر.

گفت نه فقط اچ تی سی

.خلاصه اینجوری

بعد مدتها دارم اون اهنگ قشنگ و خاطره انگیز دانشمند شبگرد رو گوش می دم که یوک سونگ جه عزیز خونده .خیلی این یوک سونگ جه ماهه خیلی کیوته .نرمال تر از همشونه .

یادش بخیر .دانشمند شبگرد رو کی دیدیم ؟دوسال پیش بود بعد سریال سقوط برای بیگناهی اینو تریلرشو دیدم .دیدم خون اشامیه .دانلود کردمش بعد با زینب دیدیمش .یادش بخیر چقدر با زینب سریال می دیدیم .

الان چی .هیچی .زنیب افسرده شده .منم شبا برای خودم می بینم و می خندمم

اگه ایناام نباشن باید برم بمیرم .

چطور این زندگی گهی رو تحمل کنم .

به نظرت می شه فردا انتخاب واحدم بی دردسر درست شه .اه اصلا عصاب ندارم .

شت .

دلم لپ تاپ اپل می خاد ولی لعنتی از 6تومن به بالاس هه خیلی خوشگله ولی .خیلیا

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s