فقط یه نشونه از خودت بهم بده

سلام

سه تا کتاب و یه مجله دارم برای خوندن .ولی هیچ کدومشونو نمی خونم که وقت ندارم در واقع چون سریالا هستن اینستا هست تلگرام هست پووفف درس هم هست برای پنجشنبه باید تمرین حل کنم و  این مستلزم خوندن سه فصله حدالقل

هیچی دیگه گاوم زاییده .

سوادم داره نم می کشه ؟

ajibe .

 

 

همه چیز به حالت اول برمیگرده ،زندگی ما 

چرا یادم نبود که توی کامپیوتر ،اینترنت دانلود منیجر رو بزارم رو تنظیماتی که وقتی دانلود تموم می شه خاموش کنه ؟!همیشه روشن می موند ،اصلا یادم نبود همچین چیزی ولی تو لپ تاپ یادم افتاد که اینکارو بکنم ،گفتم جای اینکه تا جایی که جون داره روشن بمونه ،بزار تنظیمش کنم که دانلود تموم می شه خاموش شه ،انقدر بی صدا کارشو می کنه و خاموش می کنه ،اصلا نمی فهمی چی شد ،اصلا نیازی نی هی چکش کنی یهو یه چیزیش نشه ،یه اروری اون وسط نده ،دانلود رو خراب کنه ،توش فتوشاپ نصب نکردم ،می خام چیکار الکی جامیگیره ،استفاده ای ازش ندارم ،فوقش دوتا عکس کروپ می کردم که اونم پیکس ارت نصب کردم ،جا هم کمتر می گیره ،کی الان با فتوشاپ کار می کنه ،انقدر برنامه گرافیکی کم حجم و کار راه انداز و راحترتر برای غیر حرفه ای ها اومده ،دوتا کلیک می کنی نتیجه دلخواه می گیری ،فتوشاپ، چیه ،ول کن بابا ،اصلا مگه قبلا با کامپیوتر چیکار می کردم ،زمان لیسانس که چرت و پرت لایفری بود ،یخورده سی پلاس و اینا ریخته بودم که اصلا بازش نکردم و باهاش کار نکردم ،دیگه چیزی خاصی یادم نمی یاد کار با فتوشاپ هم بود منتها تلاش بیهوده بود ،الان دیگه اصلا برام مهم نیست که چی بلد باشم برای کار پیدا کردن ،همینه که هست ،مثل همه ی لیسانسه و فوق لیسانس های بی سواد دیگه ، منم یکی از اونا ،عمده کارم با کامپیوتر تو دو سه سال اخیر که فقط سریال دیدن بود و دانلود و هارد که بتونه سریالارو ذخیره کنه ،وگرنه کار دیگه ای باهاش نمی کردم ،الانم که دانشجو ام همینطور ،کار با وورد اضافه شده فقط ،و مقاله ترجمه کردن که اونم از ترم پیش خودمو از شرش خلاص کردم ،البته شاید ترم بعد خودم انجام بدم چون زیاد از کار این دارالترجمه هه راضی نبودم ،اون دختره دانشجو که مقاله های ازمون پذیری رو ترجمه کرده بود شرف داشت به دارالترجمه هه ،با نصف این پولی که به اونا دادم می تونستم سر و همه ترجمه رو اوکی کنم با همین دختره ،حیف. بالاخره سریالای عقب افتاده این هفته رو دیدم ،تونل که عالی بود ،زمزمه هم خرتوخر شد ،کن فیکون شد ینیا ،دفتر درخشان مصل همیشه محشر بود ،هر وقت نگاهش می کنم کلی انرژی می گیرم ،پارک هه جینم که امشب می یاد ،دوباره عاشق پارک هه جین شدم ،فک کنم اگر از نزدیک ببینمش از هیجان غش کنم بمیرم ،تو فانتزیم تصورش می کنم همونجور اقا و محجوب و جنتلمن ،چقدر یه مرد می تونه کاریزما داشته باشه ،چطور این همه صفات خوب تو یه مرد ممکنه واقعا ؟! وای وای اصلا یه چیزی می گم ،یه چیزی می شنوین ،وای خدایا باید هرجور شده تمرینای حساب کامپیوتر رو حل کنم ،لعنتی خیلی رو عصابمه ،اصلا لای جزوه اش رو باز نکردما ،مگه مقاله های پدسگ خان می زاره اخه ،حالا خوبه خودم ترجمه اشو انجام ندادم و این همه بدبختی کشیدم سر خلاصه و فهمش و درست کردنش بس که ایراد می گیره ،پروژه لیسانسمو انقدر بهم گیر نداد طارمیان ،بدبخت تازه اصلا باهاش درس هم نداشتم 😂😂😂 با اون یکی استاد صحبت کرده بود نمره مو رد کرده بود فک کن اصلا نرفتم دانشگاه به خاطرش ، ایمیل زدم 😂😂😂😂 عاشق خودمم ینی ،

یادش بخیر دانشگاه خوبی بود ،سگش شرف داشت به اینجا ،چس مثقال بگو ها ،چس هم نمی ارزه ،زیر گل برن همشون ، اه در موردش حرف نزن عصابم خورد می شه ،نزدیک یه هفته داشتم خودخوری می کردم که چرا نمی رم حال مدیر گروه رو بگیرم ،اون پدسگم ساعت حضورش با ساعتی که من تو دانشگاه ام یکی نیست منم حال ندارم یه ساعت بمونم تا دیوس بیاد سرکارش ،برای همین بیخیال شدم ،اون دو نمره ی ازمون پذیری هم تا جایی که اطلاع پیدا کردم فک کنم پریده ،ریدم به قبر ننه و بابای استاد و مدیرگروه و اساتید پنجشنبه ها ،اه از همشون متنفرم ،از تک تک همکلاسیام متنفرم،چندشن همشون ،

اخ بوی بارون می یاد ،ما کولر گازی گرفتیم ،برای پایین ،هوا خنک شده ،فردا چه سریالی دارم ببینم ؟!قسمت سیزده دفتر درخشان زیرنویس اش اومده اونو می بینم با پارک هه جینو ،من ایکس من ،اونم جای خیلی حساسی تموم شدش ❤️👍 دلم میخواست جای این لپ تاپ ناشناخته و بیریخت ،اپل بود ،ولی بعدش فک میکنم اپل سیستم عامل اش عجیب و ناشناخته اس ،کلی طول می کشید تا باهاش اشنا بشم و یاد بگیرم چمو خمشو ،برای همین الان راضیم که ویندوز بیسه ،راحتتره ،جای همه چیم معلومه ،

دارم اهنگ شایعه گروه ک.ا.ر.د رو گوش می دم ،به اندازه دونت ریکالشون خوب نی ،ولی بدم نی ،ورسای بی ام کمه 😐😒😭 من صدای اونو دوست دارم ،اه سرده ،نمیشه بدون قاب از ایفون استفاده کرد ،بعضیا چجوری بی قاب ازش استفاده می کنن ،

خاله اینا بازم اومدن ،شاید فردا یا پسفردا برن ،اه کاش این پنجشنبه هم یه چیزی می شد تا تعطیل شه ،از پنجشنبه ها بدم می یاد ،نامزدای ریاست جمهوری ،منو یاد سریالای کره ای می ندازه ،😂،قالیباف تیکه کلامش اون چهار درصده ،روحانی برجام و تخریب احمدی نژاد ،احمدی نژاد شده خار تو چشم روحانی ،اون سه تای دیگه ام مترسکن ،🙄 تنها زمانی که می تونم به ذهنم ارامش بدم و جمع و جورش کنم ،شباس ،و وقتی که سریال می بینم ،چیزای زیاد و مختلفی از جلوچشام رد می شن ،میدوری توی جنگل نروژی ،میس ساعکی تو کافکا در کرانه ،یسونگ که داره از بارون بهاری و چتر کاغذی ایش و عشق رفته اش می گه ،از شکوفه های بهاری توی بارون که هنوزم بدون اون شکوفه می دن و سبز می شن ،سال دیگه این موقع کجام و چکار می کنم ؟ایا قرار همچنان همینجوری باقی بمونم و بیام بگم هیچ تغییری تو زندگیم ایجاد نشده ،چرا زندگی با ما انقدر بیرحم. چرا. چشام سنگین شده ،شب خوش. 

خواب ،پنجشنبه 

اخ گردنم درد گرفت انقدر قالیباف لایک کردم ،مثلا می خاستم سریال نگاه کنما ،شت ،نشد باز ،سرم درد می کنه ،برم بخابم. 

امروز پنجشنبه ،هفت اردیبهشت تعطیل بودم ،رفتم جمشیدیه با زینب و هیوا ناهار طبق معمول. تمام. 

بیست و نه اردیبهشت می روم و می گویم: داریم ،می شود و می توانیم ،البته بازم هیچ گهی نمی شه تو زندگیم ولی خب جوه دیگه درهرحال بهتر از روحانی ،دلم خنک شد رید به مردک عوضی دلقک ،

شناسنامه ام کجاست ،دارم می رم بیست روز جلوتر به قالیباف رای بدم. تو چشمام نگاه کرد گفت من شرمنده توام دختر عزیزم ،که بعد از فارغ التحصیلی ،دوسال توی خونه نشستی ،خفت و خاری کشیدی ،و افسردگی گرفتی. وقتی این گفت من واقعا منقلب شدم ،خودمو دیدم ،خود دوسال پیشمو. و زور زدم تا اشکم سرازیر نشه. 

دو هفته اخر فروردین ،که چقدر دیر گذشته اش. 

خسته شدم. چشام درد می کنه. دیشب خوب نخوابیدم وقتی زیادی خسته ام شبش نمی تونم خوب بخابم. کیفیت خوابم خراب می شه ،این هفته ای که گذشت از جمعه پیشش تا سه شنبه به غیر از یکشنبه که کلاس داشتم ،داشتم روی مقاله ی پردازش موازی کار می کردم ،در واقع زیاد ربطی به پردازش موازی نداره گول عنوان شو خوردم ،دختر زرنگه توی کلاس می گفت اگه ربطی نداشته باشه نمره رو کم می ده ،گفتم بخام عوضش کنم نه وقتشو دارم نه پولشو نه حوصلشو ،همینه که هست ،از صد سی هم بده راضیم ،استرس دارم نمی دونم چرا ،خلاصه اوکی ایش کردم اونو ،ولی چون تلفیق کردم یه سری بخشاشو که ربطی نداشت رو ،درهم برهم شد نفهمیدم مثلا این جمله رو از کجا اوردم که منبع بزنم برای همین فقط بسنده کردم به نوشتن مراجع ،تموم شد رفت ،خیلی براش تلاش کردم واقعا 🤔😂 خیلی وقتمو گرفت ولی گفتم هی امروز فردا شده ،یهو می یاد می گه فلان موقع ارائه ،بعد من هنوز هیچ کاری نکردم ،برای همین زودتر انجام دادم که وقت برای اصلاحی چیزیم باشه ،

بعد چهارشنبه رو سریال دیدم ،خوابیدم ،بعد پنجشنبه تو دانشگاه دو قسمت اخر زن قدرتمند رو دیدم ،باحال تموم شد ولی یخورده ابندی بود ،ولی خیلی زوج خوبی بودن دوس داشتم ،خدایی هیونگ شیک تو هر سریالی نقش عاشق بودن رو یجور متفاوت بازی کرده ،هیچ جا مثل هم نبوده بازیاش ،دوس داشتم ،امروز جمعه یک اردیبهشت بود ،عه اردیبهشت بود 😐یادم رفته بود امروز یکمه. 

امروز سریال جدید عشقم پارک هه جینو می ده ،مستر یوجونگ عزیز 😍😍😍😍 

و امکان نداره که من نبینمش چولته ها ،امیدوارم زیرنویس اش رر گل افتابگردون به عهده بگیره ،اونا خیلی خوبه ترجمه هاشون ،ترجمه تونل که منتفی  شد ،خودم دیدم اخرش با زیرنویس انگلیسی ،یه دختره ترجمه اشو به عهده گرفته ،اونم غلط دستوری ایش زیاد بود ،عطاشو به لقاش بخشیدم. 

دیروز  و امروز صبح تمرینای پردازش موازیو نوشتم ،کپی برداری در واقع ،یکی نمی دونم خودش حل کرده یا از جاید اورده یا چی ،هرچیه تو کانال هست همه اش دقیقا هم همون تمرینایی که استاد می گه ،نمی دونم درسته غلطه چیه ،همونو کپی ،پیست ،چند وقتی نخوندم پردازشو وقت نداشتم ،

حالا باید این هفته هم وقت بزارم بشینم حساب کامیپوتر رو بخونم تا بتونم تمریناشو حل کنم 

و اها بعد از تمرین نوشتن ،نشستم ،اصلاحات دیزاین بندی و اینای مقاله ی حساب رو درست کردم ،دونه دونه ،تابع ها و دستوراشو نوشتم ،خودمو کشتم چکیده و مقدمه براش بزنم مه درست باشه ،یه بخش دیگه بهش اضافه کردم ،یه برنامه نصب کردم نال اسپیس ها رو بگیره ،خلاصه این کارارو کردم ،فک کن از صبح این همه کار که به نظر کم می یاد و فک می کنم دو سوته تموم می شه ،طول کشیده ،تازه توضیح برای جداول باید بنویسم و اگر بتونم توضیح برای هر بخش ،که به قول خودش بفهمه من سنس کردم اینو ،دیوس ،😒 

اره داشتم می گفتم این همه کار کردم و اصل کاری که توضیح نوشتنه و حوصله بیشتری می خاد مونده ،بعد چطوری اینایی که می رن سرکار این همه کار انجام می دن ،خیلی عجیبه ،واقعا خیلی به این قضیه فک می کنم اصلا غیرممکنه ،ادم نابود می شه ،

امیر بالاخره شصت قرن برام لپ تاپ خرید ،کودن اون همه پول داده جای اینکه اپل بگیره ،لنوو گرفته ،زشته بدترکیبه ،ازش خوشم نمی یاد ،دوس داشتم اپل باشه ،😭 چرا اپل نگرفته ،کصافط ،حالا این خودش یه داستان داره حال ندارم بگم ،خلاصه اینکه کاچی به از هیچی و بالاخره لپ تاپ دار شدم ،اوف ،امروز زیاد با گوشیم کار نکردم 59درصد شارژ دارم ،رفتم اینستا مصل همیشه چرخیدم ،تو  تلگرام بودم و همین ،تازه برنامه هم دانلود کردم و اینا ،فک کنم از وقتی ای او اسش اپدیت شده جدیدها ،باتریش بهتر شده کارایی ایش قبلا تو ده و سه ،زود شارژ خالی می کرد. 

نمیشه امیر یه هارد اکسترنال و یه پک سی دی جدید بخره من پولام تموم می شه اینارو بگیرم. 

من نمی دونم بقیه چجوری هم کار می کنن هم درس م خونن ولی اینو می دونم با شناختی که از خودم دارم ،و با توجه به اینکه تو دو ترم لیسانس کار می کردم شاید منم می تونستم هم کار کنم هم درس بخونم ،ولی ،ولی ،اگر مثلا مثل اون دختره تو بانک کار می کردم ،یا هرکار دیگه ای که دوسش داشتم و اونجا راحت بودم و می دونستم حالا حالاها همونجا کار می کنم ،ابدا به خودم زحمت دوباره رفتن به دانشگاه و ارشد خوندن به خاطر پنجاه هزار تومن بیشتر رو نمی دادم ،بارها گفتم اگر تو این دوره دو ساله کار پیدا می کردم شاید نه هیچ وقت کره لاور شده بودم و نه هیچ وقت دیگه سمت ارشد خوندن می اومدم ،واقعا این مدرک جز  دردسر و تلاش بیهوده هیچ ارزشی نداره ،نه به علمم اضافه می شه نه باهاش م تونم کار بهتری پیدا کنم ،فقط الکی هزینه اضافیه ،حالا اگه تو همین مدت بیکاریم قید ارشد خوندن رو می زدم و می گفتم نمی خام دیگه ارشد بخونم ،کل خانواده حتی دهاتیام خبردار می شدن که من احمقم و نمی خام درس بخونم 😒😐 

یا حتی اگر با وجود کار داشتن ارشدو ول می کردم ،هم همین بود وضع. این سری می گفتن داری خودو الاف می کنی الان رفته بودی دانشگاه فوق می گرفتی. جلو چشمامه اون لحظه ها ،مثل کف دست می شناسمشون ،اینا همچین ادمایی هستن ،اگر به امیر لپ تاپ شش تومنی نشون می دادم  می گفتم از اینا بخر ،می رفت دو تومنی می خرید ،و هزارتا منت می زاشت و قیافه ی اومد ،ولی چون گفتم هرجور خودت می دونی،به تو سپردم فلان ،رفته شش تومنی خریده ،تازه چقدرم گفت مبارکت باشه و از این حرفای نرم خویی زد ،

احمدی نژاد هم که رد صلاحيت کردن ،خاک تو سرشون ،چون این چیزی از ارزشهای اون کم نکرد ،بلکه بهش اضافه هم کرد ،از اونجایی که معلوم شد اقا مترسک ی بیش نیست ،و همه دروغ و دغل کاری و دزدی رو دوس دارن و هیچ وقت نمی خان حقیقت رو بشنون ،

زمزمه خیلی قشنگ بود این هفته 💕💕💕 ،تونل که محشره ،فهمید زنش تو تصادف مرده ،عزیزم چقدر خوب بازی کرده بازیگر ش ،خیلی جذابه و بامزه اس ،دوسش دارم ،دفتر درخشنده 😂😂😂 هر وقت اینو می بینم کلی شاد می شم بس که خوبه  چقدر  دکتررو  دوس دارم 

خیلی جذابه ،مدیر سو هم عاشق شده ،عالیه اصلا ،زندگیم همینه ،مگر زندگی ینی چی ؟چجوری زندگی ؟مگه همین نیست که کاری ک دوس داریو انجام بدی ،کارامو پشت سر همو فشرده انجام می دم ،البته بزن در رویی نمی کنمشون اینم بگم ،اگه به بزن درووی و ماس مالی بود انقدر طول نمی کشید ،نمونه اش امروز ،می تونستم اصلا فرمولارو تایپ نکنم ،ولی کردم ،حالا معلوم نیست قرار پاس شم یا نه 😐 با اینحال این کاراروبه نحو احسن انجام دادم ،

بعد یه روز رو برای استراحت می زارم ،اگر بیرون نریم فقط سریال می بینم ،خیلی کیف می ده ،خیلی ،

.

جمعه یک اردیبهشت بود ،هنوز کلی کار نکرده انتظارمو می کشن و کلی سریال ندیده که انتظارشونو می کشم،اگر همچنان زنده باشم به همشون میرسم ،به نوبت ،.

شب خوش. 

دفتر درخشان 

_فکر می کنی مردن اسونه ؟+اسون نیست، اما زنده موندنم اسون نبود وقتی هیچ امیدی نیست ،زندگی خیلی سخت می شه ،اون روز حس کردم همون یه ذره امیدی هم که داشتم از بین رفت. 
دفتر درخشان ،قسمت ده. این سریال عالیه. 

چهارشنبه 23فروردین. 

دارم نانو می خونم. سریال ندیدم ،امروز ساعت دوازده بیدار شدم. مامان نبود که هی  غرغر کنه. 

برای همین راحت خوابیدیم. اخ ،کاش مامان یکی دوماهی بره دهاتی جایی ،

فاز دو حساب کامپیوتری رو فرستادم ،معلوم نیست چند تا قرار ازش ایراد در اره ،خدا خودش کمک کنه. 

خواب بود یا فکرای عجیب ،درهرحال خواب دیدم دارم می زاام ،بچه طبعا. 

خواب عجیبی بود.