چیزهای وحشتناک

"رنج و عذاب ما که حالا بر انسان هایی ضعیف تر از خودمان تحمیل می شد ،دنبال جایی بودیم که ارباب باشیم نه برده ،اما فقط کسی می تواند ارباب خودش باشد که برده نداشته باشد. نفهمیدیم چطور می شود بدون برده های جدید ارباب بود. برای اینکه قربانی نباشیم ،جلاد شدیم. در نهایت ،دیگران را قربانی خودمان کردیم تا از قربانی بودن نجات پیدا کنیم. انچه که یهودی ها و فلسطينی ها را به هم پیوند می دهد درد و عذاب است ،نه خشونت. به هم خیره می شوند و هرکدام فقط رنج خودش را در نگاه دشمن می بیند. برای دفع درد و سختی دیگری ،که در واقع همتای عذاب خودمان است ،فقط یک راه می شناسیم و ان هم خشونت است. "
سر هیدرا/ کارلوس فوئنتس/ کاوه میر عباسی/

روزهای خوش گذشته

حوصله گشت زدن توی توییتر و گشتن دنبال خبر کره ای رو ندارم ،قبلن چقدر تو سایتاشون بودم ببینم چه خبره و عکس سیو کنم و اینا. حوصله اینستا گردی رو هم ندارم. نسبت به همه چی بی علاقه شدم ،حوصله سریال دیدن غیر از ملکه هفت روزه رو هم ندارم ،بیشتر از صد تا رزومه فرستادم ولی هیچ فیدبکی نگرفتم هنوز ،گشنمه. خسته ام. نمی دونم چی کار کنم.

رگباری تابستانی بر پیاده رو های داغ 

«همه ما با شرایط یکسان به دنیا می ایم ،انگاری هممون با هم سوار یه هواپیمای خرابیم. البته ،بعضی هامون خوش شانس ترن. بعضی ضعیفن و بعضیا قوی. بعضیا پولدار و بعضیا فقیر. اما هیچ کی سوپرمن نیست ،از این نظر همه ضعیفیم ،اگر چیزی داشته باشیم ،می ترسیم از دستش بدیم ،اگر هیچی نداشته باشیم نگران اینیم که همیشه همینطوری بمونیم ،هممون یه جوریم. هیچ ادم واقعا قوی ای در کار نیست. فقط ادمایی هستن که ادای قوی ها رو در اوردن. «به اواز باد گوش بسپار / هاروکی موراکامی/ ص 112 .

رویابافی.

یه دونه اتاق مثل اینجایی که الان توش نشستم ،یه کمد برای لباسا ،یه یخچال ،یه گاز ،یه میز برای تلویزیون و لپ تاپ ،یه وای فای .،یه کمد اون گوشه برای کتابام هم باشه .حیاطم باشه ،درو باز بزارم ،نسیم بیاد ،گرم باشه مشکلی نی ،چهارتا دونه گلدون بزارم تو حیاط ،گلای متنوع ،جوجه و مرغ هم دوس دارم باشه ، من باشم و همین یه اتاق . ادم مگه چی میخاد از زندگی .
یه کار داشته باشم که پنجشنبه هاش تعطیل باشه ،حقوقش فقط برای یه نفر کافی باشه ،به اندازه کافی کار کنم ،به اندازه کافی استراحت ،همین. ایا این چیز زیادیه ؟!

هیچ دردی ،هیچ سودی.

سلام ،دوتا امتحان های سختی که فک میکردم می افتم رو پاس کردم یکی دوازده و بیست و پنج ،یکی 18.امتحان منوچهری خیلی اسون بود ،فک نمی کردم انقدر اسون باشه ،خدا به خیر کرد ،واقعا شانش اوردم. فقط از این دوتا می ترسیدم ،نانو یه 15هم بگیرم کافیمه ،حساب کردم اونو 15شم معدلم میشه 15 ،باز از ترم قبل بهتره ،یه 18تو کارنامه ام دارم برای یه درس سخت 😌👍 حساب کامپیوتری رو هرشب بهش فش میدم بیشترین تلاش و پارگی این ترم سر این وبود و بیشترین وقتم رو برای اون گزاشتم خدا میدونه چقدر براش تلاش کردم ولی با امتحان تخمی که گرفت و با اون طرز مقاله خاستش تخمیترش زحماتم رو به باد داد ،من که ازش نمیگزرم،خدا هم نگزره ،مردک به همه نمره بالا داده به من نمره پاسی ،عنتر عوضی.
توی رزومه جدید فوق لیسانس رو هم اضافه کردم ،علاوه بر اون یه بخش درباره من نوشتم و توش حرفای دلمو زدم ،اصلیترین چیزی که دلم میخاد بگم این بود که بابا اونی که سابقه کار نداره کند ذهن نی ،بهش یاد بدین بهتر از هرکسی میتونه از پس کار بر بیاد ،همه ی اینارو نوشتم ،اینا یه سری حقیقت هستن که باید گفته شه ،بعد در مورد خودم نوشتمو اینکه چرا چند وقته کار نکردم و اینا ،راضیم کلا ،اینطوری بهتر از اینکه چیزی ننویسم و به نظرم چیز بدی هم نگفتم عین حقیقته ،حالا اگه جواب نداد شاید برش داشتم ،یه چند تا همینطوری رزومه فرستادم تا ببینیم چی پیش مییاد.
کاش زودتر یکیشون زنگ بزنه برم ،وقتی صحبت کار پیدا کردن میشه و کاری که طرف میخاد رو میخونم هول ورم میداره که وای من اینطوری نیستم و اینارو بلد نیستم ولی بعد میگم بخای اینطوری کنی که نمیتونی جایی بری پس هرچی شد رو بفرس ،بالاخره یکیشون جواب میده. خدا بزرگه ،همینطور که از مشروطی نجاتم داد ،از بیکاریم نجاتم میده. فردا میخام سریال ببینم با زینب ،گه سه رو ،الو دیگه نمیبینم خوشم نیومد برای همین ،از چشمم افتاد ،سریال جدیده انقدر جذاب و قشنگ هس که بسم باشه ،خیل باهاش حال میکنم ،یه سریال این مدلی خوب و همه چی تموم که ازش لذت ببرم خیلی بهتر از چندین تا سریاله که خیلیم جذاب نباشه و فقط به خاطر یه نفر ببینمش مصلا سریال پارک هه جین خیلی مزخرف بود ،فقط به خاطر اون تحملش کردم ،ولی اینو به خاطر کسی شروع نکردم همینطوری دیدمش بعد از صحنه ی اول قسمت اول فهمیدم این بهترینه ،بدجور شیفته ی چونا شدم 😂😍😍😍 الهی بمیرم این قسمت خیلی گریه دار بود ،خیلی قشنگ بازی میکنن ،هر وقت اون صحنه رو میبینم که دختره خیلی ناراحت و دلشکسته اس و داره از اینکه هنوز شاهزاده رو فراموش نکرده اینکه چه مرگ دلخراشی داشته و زود تنهاشون گزاشته حرف میزنه جیگرم کباب میشه ،چونا هم کم مونده بود اشکش در اد ،طفلک مونده اون وسط ،به قول خودش از خانواده شانس نیوورده ،فقط اتیشش زدن ،اون از پدرش که عوضی بود اون از مادرش که فهمید دسیسه کردن و کشتنش ،اون از ملکه که فک میکرد میتونه مصل مادر بهش تکیه کنه ولی اون فقط به فکر پسر خودش بوده ،حالا هم پسرشو نجات داده و شیرش کرده که برادرت ،چونا ،خاسته بکشتت ،و اونم اومده انتقام بگیره ،حالا که میخاد شاه حکیمی بشه اطرافیان و وزیر وزرا نمیزارن هی باهاش مخالفت میکنن ،خودشون نمیخان امپراتور خوبی داشته باشن ،فقط خوشالم که تو تاریخ حال همشون رو گرفته ،ملکه رو کشته و تمام کسایی که تو قتل مادرش دست داشتن رو ،دلم خنک میشه اگه تو سریال نشون بده که ملکه رو میکشه ،خیلی عوضیه ،.
توهم زدم. تو تاریکی سایه ها رو فک میکنم چیزین یا کسی. مامان اینا رفتن احیا ،من هیچ کاری نکردم ،دست گزاشتم رو دست و نشستم ،رزومه فرستادم و منتظر که بهم زنگ بزنن ،چقدر کار کردن سخته ،جنبه ی التیام بخشش پولیه که ازش به دست میارم. و مستقل شدن و سوزوندن کون کسایی که چش ندارن موفقیت های از نظر خودم کوچیک و بیهوده و بی ارزش ،ولی از نظر اونا بزرگ رو ببینن ،همین ارشدو اگه قبول نمیشدم همشون سرکوفت میزدن که عرضه نداشتی فلان و بهمان ،حالا همشون میگن هیچی یاد نمیدن ،اره هیچی یاد نمیدن هیچی ،تهش چیزی به علمم افزوده نمیشه و حتی شاید باهاش نتونم کار پیدا کنم ،ولی سالیانه هزاران و میلون ها نفر متقاضی اون جایی هستم که الان من هستم ،اره هیچی نیس ولی همین شماها همینو میکردین چوب میزدین تو سر من.خابم گرف ،شب خوش.

17 June, 2017 10:49

باورم نمیشد که انقدر اسون بود باورم نمیشه ،بعد اوپن بوکم بود 😐فک کن انگار سوالو داده بود بریم از توی کتاب جوابشو بنویسیم. عه این صفحه فلان بود ،وای فک کن خودمو این همه جر دادم این بود اوپن بوکش 😐😂😂😂😂

من کو ،مرا خبری نیست.

واقعا چطور میشه این همه مطلب رو تو دو روز خوند ،حالا من حفظم نکردم ،سر فضلای شش و پنج و چهار بیشتر معطلی داشتم چون باید مسائل اشو حل میکردم تا بفهمن روشش چجوریه و تازه امتحان اوپن بوک ،چجوری واقعا میشه تو دو روز هشت فصل خوند. پوووف خسته شدم. دیشب قسمت پنج ملکه هفت روزه رو دیدم فوق العاده اس این سریال. اوف نمیدونی چقدر لذت بخشه سریال دیدن. لعنت به ارشد لعنت به بیکاری لعنت به درس خوندن. لعنت به ان زندگی.