شنبه. اه دو روز تعطیل زهرا و بابا خونه ان.

کله ام میخاره ،کیبوردم هنگ کرده ،دارم تفریق کننده میخونم ،بیست نفر ادم تو اون کلاس هیچکدوم نمیدونن چطوری یه فول ادر با اعداد علامت دار بکشن ،یا میدونن و نمیگن ،اگر اینطوره ایشالا یه بلایی سرشون بیاد ،اگرم نه که هیچ. رگ پام گرفت ،وقتی اینطوری میشینم درس میخونم پاهام خشک میشن ،وقتیم میشینم رو صندلی گردنم خشک میشه ،چاره چیه ؟
لعنت به این یارو ،اه. گفتم ارائه اشو هرچی گفتو جواب دادم ،الکی میخاست بپیچونه نکبت ،این ایریا چیه ،خاستم بگم زهرمار درده ،نکبت عوضی ،ریدم بهش.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s