فیلترشکن

ریدن باز به مملکت دو تا می خاستم هپی نیو یر به اوپاهام بفرستم اونم فیلتر کردن ،شت ینی .صد ساعته دارم تقلا می کنم فیلتر شکن نکبت وصل شه دیگه داشتم سگ می شدم که وصل شد .

Advertisements

زندگی واقعی ما پر از بارقه های فکری کوتاه است …

های ،این هفته زلزله نیومده ،ولی در شهر خبری است ،ریدن تو فردوسی ،چهار راه ولیعصر ، انقلاب ،متروها بسته ،گوز تو مملکت .زلزله هم کار خودشون بوده ،هوم .

نمی دونم چی کار کنم !نشستم دارم عکس غذا و کیک و این چیزا می بینم برای یه امریکایی اس ،چه غذاهای خوشمزه ای درست میکنن ،چه عکسای قشنگی .فردا می خام تحمل پذیری بخونم ،چهارشنبه به بعد قراره معماری بخونم ،ناوی یه سوال داده گفته تو امتحان می یاد جوابشو پیدا کنین ،امروز گشتم چیزی پیدا نکردم .حالا از اونجایی که بچه ها قرار گذاشتن پنج شنبه بریم درس بخونیم 😑از این ادا بازیا بدم می یاد ،ایش ،ولی شاید این جواب سوالرو اونجا بگن ،برم بهتره ،دیروز چی کار کردم ؟نشستم یونیت دیدم ،بعدش کتاب خوندم ،ناخونامو کوتاه کردم ،حموم رفتم ، هیچی دیگه همین این ور اونور روز تموم شد ،شد امروز ،امروزم این ور اونور بعدش یه کتاب خوندم که به عنوان منبع گفته بود هیچی نبود ،انگلیسی بود حوصلمو سر برد ،رفتم تو نت هیچی درست حسابی پیدا نکردم انگلیسی فارسی ،بستم گذاشتم کنار ،رفتم همشهری داستان خوندم .الانم نشستم دارم یه سریال مسخره ی ایرانی می بینم ،وقت بگذره ،برم بخابم 😐. فردا و پس فردا تحمل ،چهارشنبه به بعد معماری ،بعدش امتحان ،بعدش امتحان ،بعدش سیستم عامل پیشرفته ،بعدش امتحان ،پایان نامه رو چیکار کنم ؟!بدم بیرون ؟!اگر بدم بیرون پولشو از کجا بیارم ؟! اگر می شد با دو تومن سر و تهش هم بیاد که خوب می شد ،چیکار کنم ؟!همش تو فکرشم،نمیدونم کدوم موضوع ،کدوم استاد ،چیکار کنم اصلا اینارو ،ریدم به زندگی .ریدم به کاری که نی .به پولی که نی .

پس از زلزله

من می ترسم بازم زلزله بیاد ،از زلزله نمی ترسم ،نمیدونم یه ترسی تو وجودمه،هر تکونی رو فک می‌کنم زلزله ،نمیتونم تو جام راحت دراز بکشم ،وقتی ساعت رو به نیمه شب میره استرسم بیش‌تر می شه،می گم الان که من دراز بکشم زلزله بیاد ،خلاصه وضع شیر تو شیریه،منتظر خبرهای بعدی ما باشید .

بعد از زلزله /۵دی

دغدغه ام در زمان زلزله اینکه چجوری سریع پاشم شلوار مناسب بپوشم بدوم بیرون ،بعدش به این فک می‌کنم که اصلا چرا باید بدوم بیرون ،اگر برم بیرون زنده می مونم ؟زنده موندن در زمانی که خونه و زندگیم داغون شده چه ارزشی داره ؟!اینکه تو خونه خودم بمیرم بهتر از این نیست که تو خیابون روی آسفالت سرد بمیرم ؟!من ترجیحم اینکه اگر قرار توسط زلزله بمیرم تو همین خونه بمونم و بمیرم ،از اوارگی می ترسم ،از اینکه بعد از زلزله آواره بشم ،جسدم له بشه ،من به یک چیز معتقدم اونم اینکه اگر قرار بمیرم قسمتم مردن در اون لحظه ای هر جایی باشم می میرم ،شکی درش ندارم ،و اگر قرار باشه زنده بمونم پس هرجایی باشم حتی زیر آوار هم زنده می مونم ،از همه اینها گذشته من از زلزله مثل چی می ترسم ،دست و پام می لرزه ،این یه چیز غریزی ،چون انسان بالفطره از بلایای طبیعی می ترسه ،و همچین جون دوست حتی اگر ایمان داشته باشه مرگ و زندگی دست خداست ،خلاصه حین زلزله نمیدونم چیکار کنم ،صلوات می فرستم ،ایه می خونم ،ولی همچنان حس می‌کنم که بازم قرار بیاد و این آخرینش نیس ،می ترسم بخابم و زلزله بیاد ،می ترسم با باری از گناهای بخشیده نشده بمیرم ،از طرفی از اینکه تصور زلزله بیش‌تری رو بکنم اینکه مثلا همه چی خراب شده و تکان ها شدیدتر بشن ،واقعا وحشتناک و واقعا اصلا نمیتونم تصورم رو ادامه بدم و سریعا ایه می خونم ،مساله دیگه ای که اینجور موقعها به ذهنم می رسه اینکه ما خانواده گهی هستیم ولی اینکه تو زلزله اونارو از دست بدم ‌‌برام خیلی دشواره ،این خیلی ناراحت کننده اس ،به نظرم همه بمیریم خیلی بهتره ،مخصوصا ترجیحم اینکه زینب زنده نمونه ،چون اون خیلی عذاب خواهد کشید ،اینطور فکر می‌کنم ،خیلی دلم میخاد زینب بهشتی باشه هست مطمئنم .هه دیکه زدم جاده خاکی 😂 .امیدوارم دیگه زلزله نیاد ،یا اینکه بیاد و یه سره کنه ،این ترس و اضطراب بعد از زلزله وحشتناکتر از خودشه ،من همچنان دراز کش بودم،قبلش داشتم وبلاگ خانوم سین رو می خوندم ،بعد بستم رفتم لایکای اینستا رو دیدم ،بعدش اومدم بخابم که یهو حس کردم زمین داره تکون می خوره و همچنین صدای در دستشویی که شل شده بود ،نمی تونستم از جام تکون بخورم فقط داشتم بسم اله و صلوات می فرستادم ،بعدش تو فکر اومد که نباید اینطوری باشم باید برم پناه بگیرم ،پا شدم رفتم پنجره رو باز کردم دیدم خبری نی،به دقیقه نکشید همه ریختن بیرون ،بعدش لباس زینب و روسری ایشو براش گذاشتم بغلش ،بعدش زهرا رو که مثل سگ می ترسه ولی خودش زمین نمی ذاره و ما رو مسخره میکنه رو بیدار کردم ،بهش گفتم بیدار شو زلزله آمد باز ،باز 😂 انگار ژاپنه هر روز زلزله می یاد ،تازه داشت یادم می رفت ،چشام درد می کنه فردا البته اگر فردایی برای من باشه ،نمی تونم زود بیدار شم ،بیدار شدم هم می خام معماری بخونم چاره ای نیست ،سیستم رو بذار همون وقت امتحان بخون ،وقت تلف کنی اینجوری ،یا حداقلش اینکه حفظ نکن ،روخونی کن ،نمیدونم خلاصه .

بعدش زینب بیدار شد ،زینب بیدار شه دیگه نیمتونه بخابه ،کاش بیدارش نمیکردم ،الان داره اینور اونور کامنت می ذاره خابش ببره

.چشام درد گرفت .ولی خابمم نمیبره ،حالا چیکار کنم. ؟با این ترسی که در درونمه ؟؟!حواله اش کنم به کون گشادم ؟!

هفته اول دی .

نمی دونم چیکار کنم ،هول کردم ،نمیدونم کدوم درسو اول بخونم ،این سیستم عامل لعنتی تو مخم نمیره ،یه عالمه اس ،فردا میان ترم معماری ناوی رو باید بخونم هیچی بلد نیستم حوصلشم ندارم ، کاش تعطیل کنه ،سریال و یونیت ندیدم دو سه روزه ،امروز فقط زندگی طلایی من رو دیدیم .باحال بود ،,ناخونامو نگرفتم ،وقت ندارم ،حوصله ندارم حتی صبح زود بیدار شم ،فردا ینی می تونم بیدار شم ؟! چرا آنقدر درس حفظ کردن سخت شده ،مخم دیگه نمی کشه ،همشم شبیه همه ،هزار تا ویژگی داره ،من میخام چیکار اینارو ،شت .

زلزله /یلدا

خونه ما هر وقت ،تو کوچه ساختمون سازی یا ماشین سنگین رد می شه می لرزه ،رو اون حساب منم فک کردم بازم لابد ماشین داره رد میشه ،بعد یک لحظه از ذهنم گذشت که این زلزله اس ،بعد تردید کردم بعد زهرا بغل دستم گفت بچها زلزله بودا بعد پاشدیم،شلوار و سوتین پوشیدم ،پالتومو نو با کیف و اینا گذاشتیم بغل دستمون ،سرمون از پنجره کردیم بیرون گفتم چه خبر شده ؟!یکی گفت زلزله اومده نفهمیدین مگه ،گفتم چرا ،منتها چرا باید بیایم تو کوچه ،منفعتش چیه ،ساختمون بخاد بریزه می ریزه تو کوچه دیگه ،تو همون خونه ات بمون مردی و زنده موندی همونجا باشی ،حالا مثلا بیای تو خیابون ینی فرار کردی از مرگ ،تمام زیر خیابون ها خالی ،باز می شه می ری تو ، هیچی بعدش نماز آیات خوندیم بعدش با صلوات و دعا و اینا خوابیدیم .الانم زنده ایم همچنان ،دیشب یه لحظه فک کردم ،مردن اینطوریه ،بدون اطلاع و هشدار قبلی و ناگهانی می یاد ،یادم رفته بود .یادم رفته بود که باید به حسابهای خودم برسم قبل از اینکه به حساب‌های من رسیدگی شه .یادم رفته بود که نباید جوری بخابم که انگار حتما فردا زنده ام ، و اینکه الان زنده ام به خاست خداست .خابم گرفت .ساعت هفت صبح ،این آخرین زلزله نخواهد بود .یلدا مبارک .