پیکادون ،اومانعو واتسو انایی .لاو اند پیس .

دیروز با زینب رفتیم دریاچه چیتگر .اولین گردش در 97 که بهمون خوش گذشت .بی سر خر و مزاحم.

یه چوب بکنین تو دیوار .

Advertisements

زمان های غیر قابل برگشت /همه چیز رو فراموش کن /

کانیچوا …ینی های به ژاپنی

ریترن رو پریشب و دیروز دیدم تموم کردم .فوق العاده بود .یکی از بهترین سریالایی که تو این مدت دیدم .بعد از بدگایز سریالی ندیده بودم که تا اخر معماهاش حل نشه و اخرین قسمت همه چی رو شه .عاشقش شدم .واقعا عالی بود .

وکیله چو جاهه اخرش خودکشی می کنه همونجور که اون سه تا عوضی رو کشته بوده خودشم همون طوری می کشه .دیگه هدف و انگیزه ای برای زندگی نداشته و در ضمن گفته بود که تقاص کارایی که کرده رو پس می ده .تو دادگاه دادستانه همه چیزایی که داشت می گفت حقیقت داشت ولی چون مدرکی نبود که ثابت کنه چو جا هه این کارا رو  کرده برای همین بی گناه اعلام شد .بعدشم پا شد رفت تو همون روستایی که قبلا زندگی می کرد و دخترشو کشته بودن اونجا ویدویی زنده گذاشت و همه چیز رو گفت .گفت که اون چهارتا پسری که به سن قانونی نرسیده بودن و هنوز بچه محسوب می شدن درست تنبیه نشدن اونا از کارشون پشیمون نشدن و همچنان به کاراشون ادامه دادن تا جایی که به هیولا تبدیل شدن .گفت من درس قانون خوندم ولی نتونستم به بدبختایی مثل خودم کمک کنم چون قانون به کسایی که مورد ازار قرار گرفتن کمک نمیکنه قانون ما فقط برای افراد پولدار و قدرتمنده ،گفت من چون زیر و بم قانون رو می دونستم حالا تونستم از زیر جرمی که مرتکب شدم و تنبیه بعدیش در برم .ولی کسی که یه فرد عامیه اینارونمیدونه و قانون فقط برای اونا اجرا می شه برای بدبخت بیچاره هایی که نمی دونن چطور می شه از زیر قانون در رفت .

» اونها کارهای شیطانی بیشتری مرتکب شدند تا کارهای قبلیشون رو بپوشونن ،اگر زمانی که کودکی بیش نبودند مجازات می شدند ،آیا امروز به چنین هیولاهای وحشتناکی تبدیل می شدند ؟شاید اون کسی که اونها رو تبدیل به هیولا کرد ،نقص در سیستم قانونی ما بود ،نقاط کور قانون ما در مورد اطفال،باعث این اتفاق ها شده ،کودکی توسط قانون محافظت می شه ،توبه می کنه و تبدیل به یک انسان بالغ می شه و سخت تلاش می کنه تا از گذشته اش فرار کنه ،قانون باید مراقب باشه تا با همه برابر رفتار کنه نه اینکه تنها از ثروتمندان محافظت کنه و قدرتمندانی که قانون را دستکاری می کنند ،اگر قرار باشه اون از مجرمین محافظت بکنه ،قربانی و خانواده قربانی چطور به ارامش برسند ؟و باقی سالهای عمرشون رو در رنج و درد زندگی خواهد کرد ،اگر قرار باشه یک سیستم معیوب سبب رنج بیشتر افراد اسیب دیده بشه ،برای چه کسانی قانون قرار هست که اجرا بشه ؟»

خلاصه اینکه خیلی غم انگیز و قشنگ بود .می ارزید دیدنش .

دیشب یه فیلم دیدم «من می تونم انگلیسی صحبت کنم » درباره ی یه پیرزن تنهایی بود که هر قانون شکنی کوچیکی تو محله اش می دید رو سریع می رفت به شهرداری گذارش می داد ،این پیرزنه یه برادر داره که از بچگی سرپرستیشو دادن به یه خانواده امریکایی و از دو سالگی دیگه ندیدتش بعد وقتی میخاد بهش زنگ بزنه حرف بزنه برادره هیچی کره ای بلد نی خلاصه اینو می کنه بهونه و می ره انگلیسی یاد بگیره ولی تو کلاس چون کنده و هی سوال می پرسه قبول نمی کنن که یه پیرزن تو کلاس باشه همونجا می بینه که اون کارمند شهرداری که شکایتاشو هر روز بهش می بره انجام بده ،اونجاس و داره مثل بلبل انگلیسی حرف می زنه ،بعدش سیریش میشه که پسره بهش انگلیسی یاد بده .خلاصه اموزش شروع می شه و وسطش می فهمیم که پیرزنه از این زنایی بوده که مورد اسیب و ازار ارتش ژاپن قرار گرفته ،و در واقع به این دلیل بوده که داشته انگلیسی یاد می گرفته .خلاصه پیرزنه می ره تو این کنگره هایی که تشکیل می شه برای دفاع از حقوق این زنای اسیب دیده و حرف می زنه و هیچی دیگه ژاپن همچنان عذرخواهی نکرده .در کل قشنگ بود .

من خودم می خاستم دیشب گریه کنم گریه ام نمی اومد درست حسابی بعد که فیلمو دیدم خوب گریه کردم .فیلم باران سیاه رو به هر بدبختی ایی بود دانلود کردم ولی دیدم سیاه سفیده و زیرنویسش سینک نی خوشم نیومد پاک کردم .

ایش چقدر صدای زهرا می یاد نکبت .

از اول عید نه مقاله ترجمه کردم نه اونایی که ترجمه شدن رو خوندم .حسش نی.گذاشتم بعد عید هول هولکی انجام بدم برینم بهش بدم بره .پووف .حتی سریال جدید هم شروع نکردم هنوز .ریترن رو هم هی استوپ می کردم که کسی نیاد بالا ببینه دم به ساعت یه سر خر می اومد اه .

شبم نکبت خابم می گیره چشای عوضیم می سوزه نمی تونم  باز نگه دارمش مجبوری می خابم ولی صبح بازم همونجورین معلوم نی چه مرگشه .اه .

قسمت دو و چهار اون سریالرو بالاخره پیدا کردم دانلود کردم .هنوز ندیدم .فعلا میخام فیلمایی که دانلود کرده بودم رو ببینم تموم شه بعد برسم به سریالا .

حوصله ندارم .کارم که جور نشد .الکی امیدوار بودم دیدی گفتم .اهمیتی نداره .داشتم سخت می گرفتم .داشتم همه چیز رو مثل این خانواده عنم به خودم سخت میگرفتم .نباید سخت میگرفتم باید ول کنم .همه چیز رو رها کردم .اهمیتی نداره .بالاخره یه گوزی می شه دیگه .

قبل از عید سیصد هزار تومن داشتم نمی دونم چی شد الان فقط سی و پنج هزار تومن دارم .

امروز نشستم کمدمو مرتب کردم لباسام همش اینور اونور ولو بود .کلیپسام .موهام بلند نمیشن .ریدم به قبر مرده ی ارایشگره .

میخام باتری لپ تاپ تموم شه بعد شارژ کنمش .ساعت دوازده و نیمه .دماغم می خاره .دست راستمم می خاره .

امروز قرار بریم خونه امیر از اونجا بریم پل طبیعت چشم اب نمی خوره بریم و خوش بگذره .هیچ جا بهم خوش نمی گذره .هیچ جا نمی تونم یه نفس راحت بکشم .خیالم راحت نی .وقتی میرم گردش حواسم هست که این الان تموم می شه دوباره باید برگردیم به خونه .دوباره گیرا شروع می شه .دوباره دوباره …نمیتونم از طبیعت لذت ببرم .وقتی می ریم بیرون در مورد درد و غمامون صحبت می کنیم .تمومی نداره وقتی تو راه برگشتیم بالاخره تموم می شه .درد هامون رو به اشتراک می ذاریم وقتی فهمیدیم به هیچ کدوممون هیچ وقت خوش نمی گذره بعدش راحت می شیم و بر می گردیم .امیر بدبختم از درد مامان و غرغراش نرفته مسافرت امسال .الکی بچه ی کوچیک رو بهونه کرده .شایدم گذاشته عید تموم شه بعد بره که کسی نتونه باهاش بره .اهان بچها مدرسه دارن راستی یادم نبود .بعد از عیدم نمی تونه بره .

دیروز رفتیم خونه شیرین .همون خونه ای خالی بسته گفته خریدیم .حالا هر چی مهم اینکه تو اون خونه حالا مال هر کسی هم که باشه نشسته و داره کیف میکنه .البته شاید .خیلی قشنگ بود اون خونه ای که تو رویامه .از دو طرف نورگیر ،دو تا اتاق خواب اون پشت .فوق العاده بود .امیدوارم حداقل اون بینمون خوشبخت شده باشه .چرا انقدر کنکاش میکنیم که کی خونه رو خریده از کجا اورده بابا به ما چه من از همون اول می دونستم پدر شوهره خریده داده اینا بشینن حالا به هر دلیلی دیگه چرا انقدر درمورد درستی ایش فرضیه می دیم .همش هی در موردش حرف می زنن .چش بابا که در اومده معلوم بود .اخر بالاخره اونم به حرف اومد که چجوری پول اورده اونجارو خریده .هیچ وقت نظر نمی داد اخه .فقط زهرا و زینب بودن که دم به دیقه فرضیه های مختلف می دادن .

«گنچانا گنچانا بهم بگو که همه چیز درست می شه .»

چرا هیچکس بهم نمیگه همه چیز درست می شه چرا بهم نمی گن نگران نباشم چرا نمیگن که می دونن چقدر درد می کشم .

 

چطور می تونم این اهنگ رو بشنوم و گریه نکنم .گابلین چقدر سریال قشنگی بود .یادش بخیر .

تنها زمانی که در حال سریال دیدن و به یاد سریال دیدن هام می افتم برام لحظات لذت بخشین .

قشنگترین لحظه زندگی ات کی بوده ؟هیچ وقت .

.

هاسگاوا دوس دختر نداره در حال حاضر /

ببین منو به چه کارایی وا می داری ، رفتم نشستم آنلاین دو قسمت سریال سال ۲۰۱۱ هاسگاوا رو دیدم تا اومدم برم قسمت سه که بد سین داشت ،هرکاری کردم لود نشد که نشد ،اصلا ولش کردم ،ینی بخام بشینم ببینم باید بشینم کل سریالای یارو رو ببینم ،این سریالش درباره خیانت و این چیزاس و خودش تو این سریال خیلی درخشیده و معروف شده یهو ،نمیدونم داشتم چی سرچ می کردم این اومد ،ایش ،امان از دست اینترنت ،دیشب یه سریال دانلود کردم از همین هاسگاوا ،دو قسمتش رو دانلود نکرده بودم دو و چهار رو ،امروز اومدم برم دانلود کنمش ،دیدم سایته پولی شده ،پولی بوده ،چجوریاس خلاصه ،خیلی عجیبه ،در عرض یه شب وی ای پی شد ؟حالا خوبه زیرنویس فارسی نداره،هیچی دیگه الان فعلا حوصلم سر رفت ،از صبح تو فاز هاسگاوا ام ،هی سرچ هاسگاوا ،هی فیلم هاسگاوا ،دیدم اصلا دو ساعت نشستم الکی دنبال یه بد سین از این یارو ،آلاه دان ایستمیش یه بد سین ،ازش ندیدم ای بابا ،دو تا کیس دیدم یکیش که اصلا حس نداشت اون یکیشم اصلا فقط دو تا لب انگار بهم خورد تموم شد رفت ،آدم آنقدر خشک ،البته توقعیم نمیشه داشت ژاپنیا کلا حس ندارن ،مثلا من تا حالا یه فیلم ژاپنی عشقی ،عشقا،مثل کره ای ها حس داشته باشه آدم جیگرش بسوزه ،ندیدم .صحنه تا دلت بخاد هست تو فیلماشون ولی همش لاسته،لاو نیست ،مثلا همین کیس تو قسمت دو این سریاله اصلا از رو عشق نبود ،کلا حسشون عشق نی ،مثل اون فیلم گونگ یو وای اون اصلا پر از حس بود با اینکه رابطه اشون رو شهوت و اینا بود ولی حس داشتن ،دقیقا مثل اون فیلم گونگ یو ،فقط دوست دارن با هم بخابن ،بهم همچین کششی دارن ،فقط ،ولی همونم اصلا حس نداشت ،فک کنم صحنه اشم خشک باشه ،از دور سکشیه بچم 😂😐. بعد همون سال شایعه شده اینا با هم قرار می ذارن ،دیشب گفتم دوس دختر داره ،خبر مال سال ۲۰۱۱ بود ،اهان میگم اصلا چرا رفتم تو فاز سریال ،خبرو خوندم بعد دیدم نوشته بد سین داشته ،رفتم تو کارش ،یه فیلم دیگه ازش دیدم ،این چهارمین فیلم که ازش می بینم ،زیاد جالب نبود ،همشم اخراش می میره ،این چه نقش اولیه ،ژاپنیا شعور ندارنا ،تو این فیلم مرد ،تو اون یکی فیلم هم مرد ،تو این سریال هم آخرش می میره ،البته حقشه خیانت کار ،زنش خودشو جر داد که باهاش بخابه بهش میگه «لتس دو ایت ،میگه وات »نکبت رید به حس زنه ،بعد اون موقع صبح تو ذهنش داره فانتزی می سازه با اون یکی زنه جای ننه اشه خوبه ،اه این مردا چرا زنای بزرگ رو دوس دارن ،کسخلا ،

روایت های داستانی ،همشهری داستان رو خوندم ،یه پاراگراف مقاله ترجمه کردم اونم دیروز، امروز فقط یه خط خوندم ،بعدش فیلم دیدم ،حوصله ندارم بخونمشون ،تو این روزا نمیشه هیچکاری انجام داد ،باید فقط خابید ،که اونم اینجا از پادگان بدتره ،ریدم به زندگی .

اهان ،گفتم توکیو غول و حمله به تیتان رو دیدم ،تیتان که فقط هاسگاواش خوب بود ،توکیو غول هم دیدم خیلی چندشه،ندیدم .

روز اول سال شکست عشقی خوردم ،ریدم به روزهای بعدی سال .هاسگاوا من هنوزم عاشقتم .😭😭😭😭😭❤️❤️❤️❤️

کمرم شکست ،شکست عشقی خوردم ، میخام گریه کنم گریه ام نمییاد لعنتی ،فقط یه حس سنگینی تو سینه ام دارم ،خیلی ناراحتم .هاسگاوا دوس دختر داره 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭حتی نمی تونم برم خبر راجب به دوس دخترشو بخونم .😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 حالا چطوری می تونم لبخند شیرینش رو ببینم و شاد شم ؟فقط لبخندش و قیافه اش و طرز حرف زدنش برام شادی بخش بود ،هاسگاوا 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 البته خب طبیعیه طرف 41سالشه بایدم یکیو زیر سر داشته باشه ،ولی اخه الان ساعت دو و چهل و شش دیقه که در واقع یک و چهل و ششه،من شکست عشقی خوردم ،من تازه ازشبا بدبختی یه مصاحبه جیگر دانلود کرده بودم بذارم اینستام ،هاسگاوا😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

هاپ هاپ .

« بهار روش ندارد ،منش دارد .نگاه نمی کند چه کار کند برای دنیا بهتر است .می داند باید کاری کند و این عمل گرایی بی فکر بهار است که جهان را تغییر می دهد .گاهی برنامه ریزی و تصمیم های سخت گرفتن و فهرست کردن کارها هیچ فایده ای ندارد ،گاهی هیچ چیز فایده ای ندارد جز بلند شدن و کاری کردن ،کاری که حتی نتیجه اش روشن نیست .منش بهار همین است ،تصمیم می گیرد همه چیز را سبز کند ،به همه چیز زندگی بدهد ،یاد همه بیندازد که فصلی هست که می شود از تغییر و تبدیل لذت برد …به نتیجه های قبل فکر نمی کند ،حساب و کتاب نمی کند کدام روسیتن به صرفه تر است ،همه چیز را به همان منش گشاده دستانه دوباره می رویاند ،دوباره بر می خیزاند .بهار که می شود اما ما حساب می کنیم ،پارسال را چرتکه می اندازیم ،سال‌های قبل ترش را حتی .خیال می کنیم این تنها روش زندگی است ، تنها راهی که ما را می رساند به جایی که باید .جرعت نمی کنیم یک کارهایی را دوباره تکرار کنیم ،یک کارهایی را برای همیشه از ارزوهایمان کنار می گذاریم .
قایق سواری در رود خروشان را دوست دارم ولی پول ندارم .
دوست دارم زبان کره ای یاد بگیرم ولی پول ندارم .
دوست دارم زبان ژاپنی یاد بگیرم فقط برای دل خودم نه برای اینکه فردا از اون زبان به پول یا کار برسم .ولی پول ندارم .
دوست داشتم یک ساز یاد بگیرم ولی پول نداشتم .
دوست نداشتم فوق لیسانس بخونم .
دوست داشتم سر یک کار درست حسابی باشم و یه حقوق بخور نمیر بگیرم و پس انداز کنم و چیزهایی که دوست داشتم رو بخرم .ولی کار ندارم .
پول ندارم چون مهارت ندارم .مهارت ندارم چون پول  برای کسب مهارت ندارم .
حتی کون تغییر هم ندارم .
اگر پولدار بودم این کارها رو می تونستم انجام بدم ؟آیا اینی که الان هستم بودم ؟
چرا انقدر همه چیز ناراحت کننده اس و نا امید کننده و وحشتناک اسفناک .
چرا اقدر از خودم توقع دارم ؟چرا خودم رو عذاب می دم .چرا عذابم می دن .
حتی کون خودکشی هم ندارم .
چرا همش می خام تغییر کنم چرا می خام تغییر کنیم .چرا انقدر برای هم بد می خایم وچرا هم رو حرص می دیم .چرا نمی تونیم با هم مسالمت امیز و با محبت رفتار کنیم ؟!
نصف سال داشتم ارزوی مردن می کردم .ارزوی اینکه یه جا کار پیدا کنم .ارزوی اینکه این واحد پاس شه .ارزوی اینکه پولدار شم .ارزوی اینکه دندون دردم خوب شه و هیچ وقت دندونام خراب نشه .ارزوی اینکه این استخدامی رو قبول شم ولی نشدم .
ارزوی اینکه یه خاستگار خوب برام بیاد .به جهنم برای من نه برای این زینب بدبخت .ارزوی ازدواج .ارزوی خوشخبتی .همش پوچ و تو خالیه .انگار یه شیطان تو من خابیده که نمی ذاره هیچ کدوم از این ارزوها خلوصی که باید داشته باشه رو داشته باشه .نمی داره به بالا برسه .به اسمون .تو یه خلا هستیم .هیچی تغییر نمی کنه .ما تغییر نمی کنیم هر روز بد اخلاقتر .هر روز ارزوهای بد برای هم .خبر مرگ اینو اون رو خاستن .هیچ حرکتی برای تغییر نمی کنیم .تا می یایم در جهت تغییر یه پیشنهادی بدیم در نطفه خفه می شه .سیل مخالفت ها سرازیر می شه .دوست دارم از این جا برم .برم یه جای خیلی دور .اینها هم باشن ولی من نباشم .دوری و دوستی .
عمل گرایی .فکر نکردن به نتیجه های قبلی .برخاستن و کاری کردن .کاری باید انجام شود .
ولی چه کاری ؟
به سال خانواده ما خوش اومدین .هاپ هاپ

«گفتم این عید به دیدار خودم هم بروم …» /ریدم به سالی که گذشت و سالی که مییاد .

امسال سریالا و فیلمای خوبی دیدم و همچنین کتابای خوبی خوندم ،در کل راضیم از خودم ،کار؟بالاخره یه خراب شده ای می رم و یه حقوق بخور نمیر می گیرم ،تو طول چهار ترم یه درس افتادم ،یه سال به ارشد اضافه کردم ،به این خاطر که واقعا نمیدونم بعد از درس و فارغ التحصیل باید چیکار. کنم ،چند وقت پیشا گفتم این استخدامی امید آخرمه ،اینم چس مثقال نمی ارزید زده اولویت اخری ،اخه دیگه اپراتور رایانه چی هست که ،من کل ازمونشو ای پلاس زدم ،بعد اولویت آخر ،الان این شد ینی شایسته سالاری و بر طبق مهارت ،عنا ،گمشین بابا .ریدم به همه ی اونایی که به روحانی رای دادن ،لیاقتتون همینه که یه مشت دیوس ،دزد ،بی همه چیز رییس جمهورتون باشه ،خاک بر سرتون که پنج ساله با یه ورق پاره به اسم برجام ،مملکت داری رو‌گذاشته کنار و با همین داره اسکلتون می کنه ،شماها یه مشت جنده و دیوسین .تموم شد رفت .انقدر خودتون رو به کشور های جهان نچسبونین ،شما اندازه یه افغانستانی هم فرهنگ و شعور ندارین .بحثم نکنین .

هدف سال :

۱.ریدم به این سالی که داره می یاد از همین الان ،۲. من شوهر میخام ،ترجیحا پولدار ،قرار بعدش بریم ژاپن با هم .

۳.لطفا شوهره استایلش « هاسگاوا »باشه .

۴.قرار سریال ها و فیلمای زیادتری ببینم .فردا میخام هیلر دانلود کنم ،نیایش دست از سرم بر نمی داره .

۵.امیدوارم امسال حداقل برای نیایش سال خوب و پر برکتی باشه .و پزشکی تهران قبول شه .ترجیحا شهید بهشتی .

۶.امید و آرزوی دیگه ای ندارم .چون به هیچ کدومشون نمی رسم .

۷.باید بگم که منتظر مرگمم؟خیلی بی منفعتم ،خیلی .

۸.متاستفم که آنقدر بی منفعتم و‌ نتونستم از عمرم درست استفاده کنم .

۹.بلد نیستم جور دیگه ای زندگی کنم ،ترای هم نمی تونم بکنم ،شاید کونشو ندارم .

۱۰.چیکار باید می کردم که نکردم ؟!نمیدونم .

۲۹ اسفند ۹۶/ساعت یک و چهل و شش دیقه ی صبح ۲۹ام /

فیلم ژاپنی /عشق و صلح /ویش لیست / به یک شینیگامی نیازمندیم /هاسگاوا عاشقتم ❤️❤️❤️❤️/わたしは、あなたを愛しています

|•شوبه به شکل مبهمی به زندگی ادمی اندیشید: ادمی وقتی دچار بیماری می شود ،ارزو می کند که ای کاش این بیماری نبود. هر روز که خوراکی نداشته باشد ارزو می کند که ای کاش می توانست چیزی بخورد. اگر احیانا اندوخته ای نداشته باشد ،ارزو می کند که ای کاش اندوخته ای داشت. و اگر اندوخته ای نیز داشته باشد ،ارزو می کند که کاش ان اندوخته بیشتر بود. به همین ترتیب هرچه پیش برویم ،نمی توان دریافت که طمع بشر در کجا پایان می پذیرد•|

<قایق تاکاسه/

اوی گای موری/

همشهری داستان/>

پ.ن: البته ریوچی طمعکار نبود ،ولی این عادت انسان هاست که وقتی به جایی می رسن ،دوس دارن هی بالاتر و بالاتر برن ،و ارزوهاشون بی انتهاست ،فیلم «عشق و صلح » یه فیلم فانتزی ،درام ،خانوادگیه ،در مورد یه مرد ساده و تا حدودی خنگه ،که تو محل کارش به ریوچی رقت انگیز ،بازنده ،و از قبلیل چیزها معروفه ،ریوچی سوزوکی ۳۳سالشه ،اون تو سن ۲۱سالگی عضو یه گروه موسیقی بوده ولی اون گروه از هم پاشیده چون هیشکی به کنسرت هاشون نمی رفته ،ریوچی الان تو یه شرکت معمولی کار می کنه ، و تقریبا همه به عنوان ریوچی بازنده می شناسنش،فیلم تو دوره ای که ژاپن قرار تو سال ۲۰۲۰ میزبان المپیک باشه ،و حالا از این ور قضیه هیروشیما و ناکازاکی هم وارد فیلم می شه ،ریوچی ارزوشه که تو استادیوم نیپون کنسرت بر گذار کنه ،و تو خونه برای خودش رویا پردازی می کنه ولی هربار سرخورده می شه ،کلا زندگی ایش تو یه خط نا امید کننده ایه ،یه روز که داشت ناهار می خورد جلوش یه دست فروش می بینه که داره لاک پشت می فروشه ،ریوچی به لاک پشت جذب می شه و خلاصه می ره لاک پشت رو می خره از این بعد هر شب لاک پشت می شه گوش شنوایی برای حرفای ریوچی ،و ریو همه چیو بهش می گه،یه روز که تو خونه بوده و داشته از آرزوهاش برای لاک پشت می گفته ،تی وی داشت نشون می داد که دارن از مردم می پرسن که معنی «پیکادون» چیه ،ریوچی از اسم پیکادون خوشش می یاد و اسم لاک پشت رو می ذاره پیکادون ،پیکادون اسم اون بمبی بوده که رو هیروشیما انداختن ،

اون هر روز لاک پشت رو با خودش حمل می کرد به محل کارش ،یه روز اتفاقی همکاراش لاک پشت رو می بینن ،می فهمن که اون از تنهایی به لاک پشت رو آورده دوباره مسخره کردناشون شروع می شه ،ریوچی خجالت زده می شه و سراسیمه می ره و لاک پشت رو می ندازه تو دستشویی و سیفون رو می کشه ،ولی بعدش به شدت از کارش پشیمون می شه ،و روزای بعد به شدت افسرده می شه و حیرون و گریون و آویزون تو خیابون داشته راه می رفته که یهو یکیو می بینه که یه گیتار دستشه و گیتار شکل لاک پشت ،داد می زنه پیکادون پیکادون ،حالا لاک پشت تو سفری که از سیفون به سمت فاضلاب داشته به یه محلی می رسه که به نظر مییاد یه مرد مست اونجا رو اداره می کنه ،داخل فاضلاب شهر ،و کلی حیوون ولگرد و اسباب بازی های دور انداخته شده اونجا هستن ،پیکادون به اونجا می رسه و مرد مست به همه اسباب بازی ها یه جادو داده بوده تا بتونن صحبت کنن ،ولی یه جادوی اشتباهی به پیکادون می ده ،جادوی اون «بر آورده کردن آرزو ها »بوده ،و میگه حالا شما می تونین آرزوی صاحب قبلیتان رو بر آورده کنین ،ولی در عوض این نیرو اندازه شما هی بزرگ و بزرگ تر می شت ،لاک پشت که از آرزوی ریوچی مطلع بوده ،آرزوی ریوچی رو بر آورده می کنه ،ریوچی که داشته تو خیابون راه می رفته ،بازم گیر یه سری آدم می افته که هدفشون مسخره کردنش بوده ،در واقع اونا به گروه خواننده هستن که می خاستن تو خیابون اجرا داشته باشن ،ریوچی رو می برن که اونجا مسخره ش کنن ،ولی دقیقا تو همین لحظه ،که گیتارو میدن دست ریو ،ریو یه آهنگی می خونه که توش از کلمه پیکادون استفاده کرده بود ،در واقع منظور ریو لاک پشت بوده ،ولی کسایی که داشتن اونو می شنیدن و براش دست و جیغ و هورا کشیدن از اون آهنگ به عنوان یه آهنگ ضد جنگ یاد می کنن و کلی از آهنگ استقبال می شه ،کمپانی از ریو خوشش می یاد و استخدامش می کنه ،از اون به بعد ریو زندگی ایش از این رو به اون رو می شه ،و پیشرفت رو پیشرفت ،و از اون طرف لاک پشت هر روز داشته بزرگ و بزرگ‌تر می شده ،در واقع این آرزوهای ریو بوده که داشته هی بزرگ و بزرگ‌تر می شده ، یه روز که بالاخره روز موعود فرا می رسه و ریو قرار بوده به ارزوش برسه و بره تو استادیوم نیپون کنسرت اجرا کنه ، پیرمرد مست که معلوم شده بابانوئله و ارزوهارو بر اورده می کنه به لاک پشت جادویی میده که اونو بزرگترش میکنه و توانایی حرف زدن رو بهش می ده لاک پشت اندازه گودزیلا شده بود ،می ره تو شهر و همه جا رو بهم می ریزه تا برسه به استادیوم نیپون ،خلاصه می رسه اونجا و حرفای خود ریو تو زمانی که داشته باهاش حرف می زده رو بهش یاد اور می شه اینکه ارزوش چی بود ه و اینکه به کی علاقه داشته .ریو کپ می کنه و نمی دونه چی کار کنه بعدش کنسرت رو ترک می کنه به اپارتمان کوچیک قدیمی خودش پناه می بره .و همون جا فیلم تموم می شه .اخرش نفهمیدم این به این دلیل بود که ریو خودشو گم کرده بود و خاستن به خودش بیارنش و به همین جایگاهیی که رسیده قانع باشه ؟! در واقع اوایلش که اشاره ای به بمب اتم می کنه ،نگاه انتقادی نسبت به جوان های امروزی که تاریخ رو یادشون می ره ،وانتقاد به این روش زندگی اونها ،که به قول معروف نو که می یاد به بازار کهنه می شه دل آزار،رو داره به باد انتقاد می گیره ،در واقع خود ریو هم تا به جایی رسید گذشته اش رو داشت فراموش می کرد دختری که بهش علاقه داشت رو ول کرد ،و همچنین نمی تونست بگه که حیوون خونگی ایش یه لاک پشته ،و نمی خاست به گذشته اش برگرده

خلاصه اینکه فیلم قشنگی بود برین ببینین .

ریدم به عید .اه 20 روز باید زهرا و بابای کسخل و مهمونای بی وقت رو تحمل کنیم .اه .

عید خود را چگونه بگذرانیم ؟

تو این خونه مگه می شه برنامه ریزی هم کرد .اه .

خسته شدم .هیچ کاری نکردم چون عصابم خورده خسته می شم .جسمی .

این هفته که اصلا هیچی ترجمه نکردم .اول باید ترجمه اینو تموم کنم بعدا بشینم بخونم .عید مثلا قرار این کارارو انجام بدم .ولی از اونجایی که چپ و راست اینا معلوم نیست معلوم نیست بتونم عین ادم بی سرخر بشینم کارمو بکنم یا نه .اخ همه جام درد میکنه اه .

می خام بخابم .

کاش می شد .

حالم از این خونه بهم می خوره .

ادم یه دیقه نمی تونه بی مزاحم بتمرگه سر جاش یه کاری رو یه سره انجام بده چه درس خوندن باشه چه فیلم دیدن .اه .

ریدم به این زندگی .خسته شدم انقدر با این نفهم ها سر و کله زدم .ادم چقدر می تونه نفهم باشه .حوصله ترجمه کردن ندارم .کاش این یکی رو هم می دادم همون جا ترجمه میکردن من که پول داده بودم دویست تومن بیشتر حالا .ریدم به ارشد .شت .

اومدم مثلا برنامه ریزی کنما .همش شد رید تو رید .خدافظ اصلا .

Dert gelir hep dertler üstüne/ali guven/bu gece

چند شب پیش این آهنگ قدیمی عالی گوون رو پیدا کردم ده بار گوش دادم تا فهمیدم چی میگه 😂😂😂 خیلی باحاله ولی .انگار منم که دارم اینارو می گم ،مخصوصا دو تا خط آخر ،میگه :

«Bu gece gelmeyin hiç üstüme

Bana artık olmuş olan

Dert gelir hep dertler üstüne

Bulamam kendimi zaman zaman. «

ماساتاکا کوبوتا /توکیو غول و اتک آن تیتان دانلود کردم .

Untitled

وای ببینین چی کشف کردم دیروز که سریال دفترچه مرگ رو تموم کردم رفته بودم یه نقد ازش بخونم که دیدم چرته نقدش ریده بود تو کل سریال و انیمه و خلاصه بیس داستان رفتم جوابشو بدم دیدم همه ریدن بهش .خیالم راحت شد .اون بین دوتا فیلم دیگه دیدم که معرفی کرده بودن .بعد من اومدم الان سرچ ردم همینجوری تو سرچا دیدم بازیگر نقش اول فیلمی که دانلود کردمش توکیو غول همین پسره یاگامی لایته .بعد رفتم ویکی یاگامی لایت دیدم نوشته بازیگر فیلم دروغگو و معشوقه اش هم هست .هی فک کردم خدایا این کی بود رفتم دیدم نوشته این همون پسره اس که جایگزین آکی تو گروه کرود پلی بوده .ووووااههههه چقدر موهاشو این مدلی کرده تغییر کرده ها .اصلا یادم نبود که این اونه .وووههه .اونجا تو اون فیلم هم ازش خوشم می اومد .وووههه.عجب کشفی .

امروز یه سریال جدید شروع کردم اسمش هست «اغوا گر بزرگ «توش وو دو هوان بازی کرده خیلی جذابه اینجا ذوب شدم .

امشب قسمت دوم رو می ده .

خونه رو جاروبرقی کشیدم و اینا .مثلا قرار بود از صبح بشینم سریال ببینم .شت .

بیرون جنگه .این مردم چرا ادم نمی شن خدا .اه .

فردا که فک کنم نتونم اصلا چیزی ببینم شاید پنج شنبه ای چیزی .اه عید هم اومد کی این فیلمامو ببینم شت .

امروز اصلا مقاله نخوندم .شت .5شنبه .