گوز /کتابخونه /مقاله 😐

تو‌ کتابخونه دانشگاه نشستم دارم مقاله کوفتی رو درست می کنم ،هرچی کپی می‌کنم یهو همه عکساش و اینا بهم می ریزه،نکبت .چشام درد میکنه ،بازم عین جو گیرا کت ابیرو با لباس ضخیم پوشیدم ،هوا آفتاب شده ،چترم برداشتم 😂😂😂😂 ریدم به هوا .

الان اومدم پامو‌ دراز کنم بذارم رو صندلی جلوییه،طولش زیاد بود ،صندلی تقی افتاد ،صدایی دادا😂 .خسته شدم ،همینجوری .خاستم یادآوری کنم که زندگی همچنان گهه،کاش می شد گوز داد ،اه .چه وضع مملکته ،آدم حتی نمیتونه آزادانه گوز بده .ایش .

Advertisements

هفته اول اردی بهشت/سومُل چَمَتجی اَنگِ سوگِ نورل چَجَنِن سونگَن نول کَلگو هَجی /ورس N/EAU DE VIXX

نشستم دارم با  دقت پستای اینستا رو نگاه می کنم .

باید ازاین کرمه که دارم یه درجه روشنترشو بگیرم .

این سری چقدر مامان برای من پول خرج کردا .چند روز پیش که رفته بودیم بیرون داشتیم طلا نگاه می کردیم که انگشتر بپسنده یهویی رفت برای من پلاک خرید .حالا بهش می گفتی هفصد تومنو دستی بهم بده همینجوری نمی داد .بعدش رفت برام مانتو خرید .هی گیر می ده برو پروو کن بخر .منم رفتم پرو کردم خرید .بعدش می خاست زیر سارافونی بگیره گرون بود گفتم عجله نکنه .حالا دیروز دیگه گفتیم بعد این همه خرج نبریمش بیرون و تا شب تو خونه تنها بمونه قیافه می گیره بذا اینم ببریمش .رفتیم تجریش و دور زدیم و اینا .بعدش رفتیم ولیعصر دو تا زیر سارافونی درست حسابی پیدا کردم اونارم خرید .یه شالم از برای زینب اومدم بخرم .خوبه اصلا نیومدم کارت بکشم اصلا تو کارتم هیچی نبوده .دیشب اومدم قبض تلفن بابارو پرداخت کنم با کارتم توش هیچی نبود .فک می کردم 50 تومن هست .ولی فقط 11 تومن دارم توش .بعدشم که دیگه همین .هی به من میگه بیا اینو بخرم اونو بخرم ولی به زینب می گه زینب بخر دیگه .به اون نمی گه بیا پولشو بدم .نمی دونم افتاب از کدوم طرف در اومده .تازه اصلا نگفت که 250یی که بهم داده رو چیکار کردم .البته دید دیگه 200 تومن کیف لپ تا پ خریدم .با بقیه ایشم با زینب رفتیم کباب خوردیم که اخر شب من همشو بالا اوردم .از جوجه زینب خوشم نیومد برای همین .

مقایسه روشهایی که خوندم رو تو جدول نوشتم چهارشنبه ای .از صبح فقط پای نتیجه گیری بودم که اخرم جور نشد .مقایسه انجام دادم تو جدول که بدونم چه داده هایی داره و اینا .همش م یخام یه چیز بزن در رویی بنویسم و انقد خودم جر ندم ولی اخر م کلی براش وقت می ذارم تهشم اون چیزی که م یخام در نمییاد .بعدشم نمره ای که این همه براش زحمت کشیدم رو نمی گیرم .شب بشینم سریال ببینم قسمتای این هفته معجزه ای که شاهدش بودیم رو ندیدم هنوز .

فعلا .

قلب ناقص

«حتی تا به امروز نیز از گفتنش شرم دارم /من تنها برای خودم گریستم /هنوز هم اشک‌هایم به خاطر خودم می ریزد /برای داشتن قلبی بزرگ‌تر چقدر دیگر باید از عمرم بگذرد /برای بزرگ‌تر شدن قلبم چه مقدار باید بر قدم افزون گردد /تا بتوانم برای کس دیگری اشک بریزم /چشمانم در بدترین روزها تنها خودم را می بیند /گوش‌هایم تنها خنده هایم در روزهای شادم را می شنود /تاکنون نمی دانستم چه قلب ناقصی دارم /خجل و شرمگینم … »

ارتفاع /یو آ جین /

제가 조언 할거에요 ?! Doctor ye said .

چگا چ اون حالگو ایو ؟ انگار میخاد بگه میخای حالتو بگیرم 😂😂😂 دقیقا بعد از این جمله یا حال می گیره یا اینجوری داغون میکنه 😂 وای من اینجا ذوب شدم خیلی خوب بود خیلی خیلی 😭😭😭😭😭❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ دکتر یه می خام .

خانواده

«اگه در عمق دلشکستگی نمی تونی از دردت بگی ،اون خانواده نیست .اگه در اوج خوشحالی هستی و میلی به گفتنش به خانواده ات نداری ،اون خانواده نیست .یه ظرف پر از بستنی شیرین و خوش طعم ،برای خانواده بودن کافی نیست .باید درد ،خوشحالی و عشق شونو با هم شریک بشن و تا زمانی که مشکلات رفع بشن ،باید با هم تحملش کرد ،اینگونه ما خانواده می شویم .برای خانواده شدن باید توانست غم را ابراز کرد ،و با هم و در کنار هم گریه کرد .برای خانواده شدن باید توانست خوشحالی را ابراز کرد ،و با هم و برای هم خوشحال بود .برای خانواده شدن باید بدانیم همه پشت همیم.همیشه و همه جا .»

خانواده :چویی بام یونگ/یک شعر ،یک روز /قسمت شش .

نکته ای که جا ماند

می دونی یه تیکه ای تو سریال جدید بود ،اونجایی که پسره میگه میخاد درس بخونه ولی داشت سریال می دید ،کمیک می خوند ،بعد کنفرانس یا مقاله هه اون پشت باز بود ،انگار من بودم ،پسره خیلی تنهاست ،چون تنها صد بار سریال ها رو دیده ،‌‌وهمه موزیک ویدعو ها رو ‌حفظه ،از تنهایی نیست ؟!بد نتیجه گیری کردم شاید .

یک سریال جدید ،یک عشق جدید ،شش قسمت در یک روز ،تبباااا ،نگا چیل چالاگا 🏆🥇❤️❤️

« بعد از یه درد طولانی اینو فهمیدم که درد هم بخشی از زندگیه ،وقتی بادی نوزه ،زندگی هم جریان نداره ،باد باید بوزه تا درختان در زمین ریشه بدوانند ،واسه همینه که باد درختان را تکون می ده ،واسه همینه که باد همه ماهارو تکون می ده ،درد هم می تونه راهی باشه ،ناراحتی هم می تونه یه مسیر باشه .»

یک شعر ،یک روز /قسمت یک /