خواب

نمیخاهیم بخابیم .

شبا با اینکه خابمون می یاد ولی نمیخایم زود بخابیم ،میخایم حداقل یه چند ساعتی تو خودمون باشیم بدون سرخر ،بدون استرس صدا کردن کسی یا اینکه تو اومدن کسی ،میخاهیم بیدار بمونیم ،همینجوری الکی ،حتی اگه خابمون بیاد هم تو رختخواب انقد با گوشی ور می ریم تا نخابیم ،سکوتی که تو شب هست خیلی خوبه ،گرچه سر و صدای همسایه های مردم آزار مییاد ،ولی وقتی متمرکز می شم رو سکوت خونه و اینکه همه خابن ،آرامش خاصی بهم دست میده ،دوس دارم همیشه سکوت باشه .همیشه .

Advertisements

اهنگای دروغگو و‌ معشوقه اش /

اون پسره که موهاشو رنگ کرده ۲۹سالشه ،صداش خوبه ،همیشه دوس داشتم این آهنگ رو تا آخر گوش بدم تو فیلم نصفه بود ،او اس تی فیلم دروغگو و‌معشوقه اش رو پیدا کردم ،معنی کردم ،بقیه برنامه ی سیگنال قلب رو دیدم عاشق آقای دکتر شدم ،طفلی شکست عشقی خورده ،خیلی چیزا هست که میخام راجبه اش بگم حال ندارم ،چشام درد میکنه ،دو صفحه درس خوندم ،امتحان ۲۸مه چرا از الان بخونم ،اون ترم یه ماه پیش خوندم و خودمو جر دادم و همه چیو حرام کردم برای خودم مثلا پاس شدم !بیخیال .از خواستگاره خبری نشد فک کنم الکی بود .کسخلن ایناام .اسم آهنگ هس :من پیشاپیش خودمو برای خدافظی آماده کردم » معنی ایش کردم باحاله معنی ایش .دوس دارم یه بار دیگه فیلمشو ببینم .دلم براش تنگ شده ،امروز یه فیلم دیدم :آجین ،نیمه انسان ،تاکرو ساتوه توش بود ،خوب بود حداقل از توکیو غول که خییلی بهتر بود ،منتها آخرش خوشم نیومد اون یکی یارو‌عوضیه هم زنده موند ،باید اون میرد ،همین دیگه .ایسنتای این پسسرو پیدا کردم اسمش سخته شیامو همچین چیزیه ،زنم داره 😐 چرا انقد زود ازدواج کرده ایش حیف این نبود ،زنشم بازیگره ،زیاد خوشگل نی ،قیافه اس آشنا بود دختره ،برم اینستاشو ببینم .

«خدا ،نه بهمون سوال می ده و نه راه حلی ،اون فقط یه تماشاچیه .» طرح /قسمت دو .

یه خاستگار چلغوز دیگه در راهه ،من دارم تو ذهنم شکلش می دم اونجور که دلم میخاد با اون ‌ویژگی هایی که دلم میخاد ،میدونم که وقتی ببینمش خاهم گفت :می دونستم چلغوزه .چشامو که باز میکنم می بینم چهل دیقه در حال ساختن یه آدم تو ذهنم بودم ،صدای کولر این همسایه مردم آزار همیشگی رو می شنوم ،یه نوری تو خونه هست که نمیدونم چرا هست. دیشب تاریک‌تر بود ،دیشب سه خابیدم ،هفت بیدار شدم ،قسمت دو چونا دیدیم ،بعدش پست گذاشتم اینستا ،بعدش دو خط سیستم عامل خوندم ،بعدش رفتم حاضر شدم رفتم جمهوری ،گرمه ،استرس گرفتم ،استرسیم کلا ،اینم مزید بر علت شده ،الان که دارم فک میکنم می بینم تو آینده ام نمی بینم که نیمه گمشده ای یافته باشم ،شاید به خاطر خلاص شدن از این خونه به یه چلغوز نفهمی که هیچی ازم درک نمیکنه رفته باشم ،شایدم نه ،چیزی که الان دغدغه امه اینکه عن دارم ،گرمه ،و اینکه اگر شوهر کنم به این زودی شوهره میخاد خرج پایان نامه منو بده یا نه ؟!من ایفون ایکس میخام باید برام بخره ،خابم نمیبره ،ولی چشام درد می کنن ،امیر ریده به بابا ،امروز بدجور شاکی بود بابا ،فهمیدم که امیر بدجور چزوندتش ،هه ،حقشه ،به قول خودش سیاست داشته باشه باهاش کنار بیاد ،از کنارش بخوره ،ببینم خوبه یا نه .بذار تو رویا مردی رو بسازم که ارزومه ،واقعیت برام بی ارزش ‌‌و‌ پوچه ،من هیچ وقت ازدواج نخاهم کرد.

سریال /بی تی اس /جزوه این مردک به صبح نکشیده رو هم تلنبار شده /چونا🙇‍♀️🙇‍♀️🙇‍♀️👑👑👑🙇‍♀️

کلا هر وقت مییام لای سیستم عامل رو باز کنم بخونم هی دم‌ به دیقه یه بار موبایل نگاه میکنم ،سر مقاله خوندن و درسای دیگه اینطوری نبودما ،یا مثلا کتاب خوندن ،سر این عوضی اینجوریم ،من سریال سال ۲۰۰۴چونا رو دیدم بد نبود مزیتش این بود که فهمیدم چونا بازی های قبلی ایشم همینقدر خوب و تاثیرگذار و جیگر بوده ،ولی در کل داستان سریال اگر خوب پیش می بردن یه انتقام گیری خوب ازش در می اومد ولی به شدت آب بستن ‌‌و ریدن توش با اون بازیگر زن نقش اول حالمو بهم زدن انقد که نتونستم از ۱۴به بعد رو ببینم و رفتم ۱۷و۱۸دیدم که ببینم آخرش چی میشه ،مسخره تموم شد زیاد خوب نفهمیدم ولی معلوم بود مسخره تموم شده ،سریال جدیدش اومد و دیدم ،اینجا نقش قاتل رو داره ،حیف ،ولی دوس دارمش ،قاتل هم خوبه ،میخام سیستم عامل بخونم زورم مییاد ،ولی باید بخونم ،همونطور که قبلا گفتم اراعه ام رو من خودم خوب دادم از نظر گفتن ‌ اینا تو ۱۵دیقه تموم شد ،انقد ایراد گرفت اصلا نذاشت ایده ای که به ذهنم اومده بود رو بیان کنم عن آقا ،همه مقاله ها کس شرن،الکی این مدت وقتم رو تلف کردم ،بیهوده شد زحمتام ،ایش ،چقد زحمت کشیدم هر مقاله رو کلی خوندم ،توقع داشته برم پیشینه مقاله ها رو بخونم ببینم یارو مقاله نویس چجوری به این رسیده ،گفتم گمشو بابا ،پسره تو کلاس می گفت میخاد بخره پایان نامه رو سه تومن ،منم می‌خرم ،دلار هی داره گرونتر می شه ،کجان اون ادمایی که گفتن نرخ ارز رو ثابت نگه می دارن ،دلار تو کشورای دیگه هم انقد مهمه و هی بالا پایین میشه ؟!نمیدونم ،در هر حال چشم آب نمیخوره زینب بتونه اس ۹بخره چون نزدیک ۶تومنه ،مامان برای همین سه تومن جونش بالا می اومد بده تازه دو و نیم داد چه برسه به۶ تومن ،بخاد داره بده ها ،چی میشه مگه ،ولی نمیده ،پولارو بلوکه کرده فردا فاطمه ازش پول خاستین برای خونه اش سرش یه فتنه درست شه و بعد اخرشم بده ،هوا گرمه ،من هنوز دماغم بند نیومده ،زینب خوب شد ،بابا خوب شد ،من هنوز دماغم آویزونه ،نمیدونم چرا قطع نمیشه ،این همه ابمیوه اینا خوردم اثری نکرد ،سریال لی جونگی رو دیدم خوب بود ،رابطه عشقی ایش با دختره شروع شده خوشم مییاد ،دختترو هم دوس دارم ،به زهرا گفتم دیگه زیرنویس اون برنامه نمییاد ،شرش کم شه ،کودن .نمیدونم چرا دماغم بند نمییاد ،فصل یک رو حذف کرده مردک به صبح نکشیده ،و همون چهار پنج صفحه ی فصل ریل تایم که من اون ترمم زیاد نخوندمش ،چیز خاصی حذف نکرده نکبت .اسمون صاف و بدون ابر تابستون رو دوس ندارم ،ماه رمضون تو تابستون رو دوس ندارم ،اینکه کولر از صبح تا شب روشن باشه رو دوس ندارم ،یه سریال جدید دیدم توش آن دانته اس باحاله ،سریالای این سری م لیستش اینه :

۱. طرح :چونا

۲.ان دانته

۳.لی جونگی

گرمه .رفتم بشینم به نگاه به جزوه بندازم .اه ،عذابه .اهان پریشب یه دختره اومد اعضای بی تی اس رو بهم معرفی کرد،یاد گرفتمشون .دارم عن اهنگاشون رو در مییارم.

پایان دوباره ی یک رویا

کمی بعد فاجعه اتفاق افتاد .یک ساعت از بازی گذشته بود

و اتفاقی افتاد که می شود اندازه یک بازی درباره اش حرف زد .وازا برای گرفتن توپ درگیر شد ‌انتظار داشت یک ضربه ی آزاد بگیرد اما داور سوت نزد .بعدتر فهمیدم پایش رفته بود روی پای مدافع چلسی ،ریکاردو کاروالیو ،توی آن لحظه واقعا نمی توانستم ببینم چه اتفاقی افتاده ،حدس می زدم وازا داشته سعی می کرده با توپ فرار کند .کریستیانو به سمت داور دوید و وقتی وازا هلش داد ،من کشیدمش کنار ،ولی چرخیدم و کارت قرمز را دیدم .با خودم فکر کردم «این دیگه برای چی لعنتی ؟» نمی فهمیدم مگر چه کار کرده بود ،رونالدو را هل داده بود .هنوز هم فکر می کنم آن ضربه کارت قرمز نداشت .»

ریو فردینالد /

رویا

کاش الان از اینجا خیلی دور بودم ،مثلا شمال بودم کنار دریا ،لم داده بودم و کتاب می خوندم بی هیچ دغدغه ای ،هیچ ترسی از آینده ،کارای انجام نشده زیاد ،کاش رویاهام واقعیت داشت .

تولد هشت سالگی همشهری داستان مبارک /تولد 6 سالگی ویکس هم مبارک .

آنیوهاسیو

این یوتیوب وقت ادمو می گیره .

دارم مقایسه می کنم

:

دختره وقتی 20 سالش بوده کل اروپا رو گشته بوده .تازه وقتی 15 سالش بوده تو مجله کار میکرده :| تو ایران ها .تازه می رفته با دوستاش دور دور هرجا صبح بر میگشته خونه .

من رفتم بمیرم .