شنبه تا سه شنبه

دیشب ساعت دو خابیدم ،دو اینا بود ،شایدم یک و‌نیم .بعد فوتبال ژاپن .مکزیک ،حیف ژاپن حذف شد .بعدش صبح ساعت هشت نشده بیدار شدم ،نشستیم سریال دیدن .ناهار ماست خوردم .صبحونه نوتلا . اگه به خاطر این آدرس لعنتی که بر پدرش لعنت اگر برم نداره نبود الانم داشتیم نگاه می کردیم ،گاهی حس پوچی بهم میده ،اینکه از صبح بیدار شدم ‌‌هیچ کاری نیست و لم دادیم و سریال می بینیم فقط ،ولی باید این روزا رو‌ غنیمت بدونیم و‌ صبحا بیدار شیم و ببینیم سریال رو ،تا جایی که در توانمون هست .اگر زهرا نبود حتی شبا هم می دیدیم .تا پاسی از شب ،ولی زهرا هست نمیشه .
ساعت هفت و نیم مییاد زهرا پس باید تا هفت هرچی بود رو ببندیم ،دیروز یه فیلم عصاب خورد کن دیدم ،شب نمی تونستم خوب بخابم هنوز عصابم خورد بود .دیروز رفته بودم کتابخونه ،کتابو عوض کردم یه کتاب دیگه آوردم ،به خونه میگم رفتم دانشگاه تا بتونم پول بگیرم ، وگرنه دیگه از پول خبری نی ،برگشتنی یه پراید زپرتی درب و داغون هی داشت بوق می زد نکبت اشغال ،ریدم بهش فش دادم بهش ،خلاصه گورشو گم کرد ،حالا الان اومدنی دیدمش ،برگشت گفت دیروز خوب بهم فش دادی ،میخاستم بگم لابد لایقش بودی ،چپ چپ نگاهش کردم گفتم چی ،گفت اره دیروز فلان گفتم اهان دیروز داشتی مزاحمت ایجاد میکردی ،به مزاحم فش میدن دیگه ،گفت نه میخاستم مسافرکشی کنم ،گفتم به کار شما میگن مزاحمت الانم اگر میخای به مزاحمتت ادامه بدی بزن بغل پیاده شم ،گفت نه فلان گفتم پس ساکت شو .اهنگ گذاشت برای خودش خوند ،منم پیاده شدنی در ماشینشو کوبیدم،اشغال ،فک کرده میخاستم ازش معذرت خواهی کنم ،بگم اوا شما بودی فلان .عن آقا .
هیچی دیگه دارم میرم ونک ،سر یه آدرس ،سر ظهر ،سگو بزنی تو این افتاب بیرون نمیره دیوسا ،جای اینکه بگه صبح بیا. ملت سر ظهر ،فک میکنن چون میخان به کسی پول بدن بودی می تونن کنترلشون کنن ،ریدم به این مملکت .
روزای تنهایی به زودی تموم میشن ،کاش می‌شد زمان به عقب برگرده، به شنبه ،اه بازم قرار ریخت بابارو ببینم .اه .جمعه آزمون استخدامی دارم ،معلمی ،عمرا قبول شم،آزمونش ،آزمون لیسانس کامپیوتره رسما .منم که هیچی بلد نیستم .گرمه آفتابه ،یه جای خالی بود که سمت افتاب بود ولی چون میخام بشینم بخابم نشستم .منو توانیر بیدار کنین .هنذفریم خراب شده ،حالا که من هنذفری میخام ، تو مترو هنذفری فروشی نیست .
ساعت ۵:۱۵
باد فوق العاده ای مییاد ،به درختا نگاه کن .وقتی جلو اتوبوس بایستی ،ویو خیلی قشنگه .اینجا هم برم نمیداره ،روزای تعطیلم کار بود ،حقوقشم وزارت کار بود .بهش گفتم خب چرا زنگ می زنی همین الان من همه شرایطم قبول کردم دیگه ،شما هم کارت چیز خاصی نمیخاد که ،پس بردار دیگه .گفت حالا باید بررسی کنیم .منم هیچی نگفتم ،تو دلم بهشون فش دادم .بهشون چیزایی که دلم میخاست بگم و نمیگم رو گفتم . عجیبه .
“کنچانا ،کنچانا ،کنچاناتا گو ماریجووو …”
بالاخره هنذفری خریدم .

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.