چهارشنبه

فک میکردم سه شنبه اس ،سه شنبه چیکار کردم که یادم رفته !پس چهارشنبه بوده .رفتیم پارک رقیه الویه اورده بود ،فیلم گرفتیم با معراج مسخره بازی در اوردیم خندیدیم .الان تو دستشویی ام ،بیرون سرده ،حتی زیر لحاف .دستشویی خوبه هواش .کتاب همشهری رو تموم کردم .فردا اون یکی رو می خونم .بیشتر داستان هاش درباره رشت بود خوشم نیومد زیاد ،یکی دوتا روایت هاش خوب بود و جستار ها و‌تجربه ها و مستند هاش.داستان های ایرانی ایش هم جالب نبود ،اون خارجیه هم نفهمیدم اخرش چی شد .دونگمه رو دیدم ،اتفاق خاصی نیفتاد .قسمت بعدی قرار بکشنش .شت .ساعت یک و نیمه مثلا قرار بود فیلم ببینم .خیاط سلطنتی که دونگمه :یون یعون سوک . توشه با پارک شین هه .اه بازم فردا تعطیله .معنی ده ، دوازده تا از اهنگ های سونگ گیو‌ رو پیدا کردم ،تو یه سایتی بود.یه روز قرار با معنی گوش بدم .بخابم دیگه .

Advertisements

تخلیه موسیقیایی بدن

“…نوعی هماهنگی با ریتم و زمان …اواز خو به خود شروع می شد ،ابتدا نهفته در گلو بود و بعد ،به تارهای صوتی می امد و سر داده می شد …اواز بدنی که داشت زحمت می کشید،یک پاسخ عملی که اجازه می داد انرژی اش رو به نحو بهتری مدیریت کند …اواز به مثابه ی دریچه ای برای تخلیه ی فشار .قدیمی ترین آلت موسیقی ،بدن ادمی است .”

روایت شش /ترانه های ناپلی /آری دلوکا /همشهری شهریور ۹۷

کتاب همشهری مرداد رو نخوندم هنوز ،تا اینکه شهریور شد .

“هوشنگ ابتهاج “ بعله بعله هرکسی اسم و رسمی داره ،ولی طرف از اسمش معلومه چه قوم و قبیله ای بودن و تو چه خانواده ای بزرگ شده ،اصلا از اسمش معلومه چقد با فرهنگ و پولدار و اشراف زاده بوده ،میگه تو‌ خونه مامانم با بابام صمیمی حرف میزده ،بابام با مامانم با احترام حرف می زده ،تو‌ خونشون کلفت نوکر داشتن ،سال ۱۳۱۶ خیاط خانوادگی داشتن ،چقد هم با شعور و‌با فرهنگ بودن ،من ۲۷سالم شده یه بار نشده ببینم کسی با احترام باهام حرف میزنه حالا من پیشکش ننه بابامم اینجوری نبودن ،بعد این ادم تو اون خانواده شده شاعر و معروف و انقد با ادب و با فرهنگ و همه چی تموم و اتیه دار ،من شدم فوق لیسانس بیکار ،تو کل خاندانشون فقط من فوق لیسانس دارم ،بعد ببین با من چجوری رفتار می کنن .طرف باباش تار می زده ،میگه ما خانواده روشنفکری بودیم ،سال ۱۳۱۶ .چقدم پولدار بودن .پوووففف خوش بحالشون تو چه خانواده هایی به دنیا مییان ،بعد بگو خانواده و اصلیت و طبقه و پول مهم نی ،همه چی به خانواده و اصلیت و پول بر می گرده ،همه چی .حتی شانس . من نشستم اینجا تو توهم خودم همچنان .بدون هیچ اینده و پشتوانه و دلگرمی و هییییییییچیییی .منه تنها .کاش بمیرم قبل اینکه این خونه اپارتمان بشه ،چیه اخه ،یه ایل ادم تو هم ،تو یه خونه ،تو به طبقه ،همینجوری هیچ حریم شخصی وجود نداره ،وقتی همه اینجان مثل خر درو باز می کنن مییان تو ،نه تق تقی نه اهنی اوهونی ،یه مشت خر و‌ گاو ،گفتنی هم میگن مگه داری چیکار میکنی ، دیوسا ،اه اه اه .فقط شبا حریم خصوصی دارم که اونم فک کنم وقتی اپارتمان شه ،قرار هی سرک بکشن ببین خابیم یا نه .وای ینی زندان میخاد بشه ،خدایا منو بکش .منو بکش .

لیست سریالا /سونگ گیو /۴۱روز .سه شنبه /اولین پست .ساعت یک و ده دیقه صبح .

الان دارم چه سریالایی میبینم :

اقای افتاب رو نشد ول کنم .هر سری مییام ول کنم دلم راضی نمیشه ،برای همین میبینمش.وویس رو نمیبینم هم خشنه ،هم زیاد هیجانی نی .ولش کن .زیادم بهش وابسته نشده بودم .عشق ترسناک پارک شی هو بامزه اس میبینمش .هم رمزالوده هم طنزه ،هم بازیگراش جیگرن .لایف رو فقط دانلود کردم تا قسمت ده ،هنوز شروع به دیدنش نکردم .همسر …

«

۴۱روز ،سونگ گیو لایوش موهای تنم رو سیخ کرد ،فوق العاده بود می تونم بارها و بارها گوش بدمش ،”یو‌ کنت تیک مای هارت” ؟

یو الردی تیک مای هارت نوووو….»

وای چقد خوب بود لعنتی .از هیجان اشکم در اومد ،لایوش تو کنسرته صدای جمعیت هم هست ،خییلی خوب بود فضاش .اصلا این اهنگ ‌غوغا میکنه .خوش بحال اونایی که تو‌ کنسرت بودن .»

خب برسیم به لیست پخش سریالا :

همسر اشنا رو هم تا هشت دیدم ،خوبه بد نی ،من از ان و اون پسره دوست جیسونگ خوشم مییاد ،دوس دارم زنه دوباره به جیسونگ نرسه بره با اون دوسته که میگم جذااابه .

دیگه چی می دیدم ؟اهان بازیگر نقش اصلی سریال تایم هم دیگه قرار نی تو سریال باشه ،نمیدونم این دو سه قسمتی که هست رو ببینم یا نه ،هنوز ندیدم قسمتای جدید رو .فردا اگه نرفتیم بیرون بشینم فیلم ببینم یه سره .چند تا فیلم دانلود کردم .

دیگه چی می دیدم ؟اها بیا بخوریم هم این هفته تموم میشه ،دوجون هم رفت سربازی 😭😭😭 فیلمارو که ببینم تموم شه ،میخام دو دوست رو دانلود کنم ،زبان اصلی ببینم .زبان اصلی یه چیز دیگه اس .

ای میس یو ،سونگ گیو .😭😭😭😭😭

دارم فک میکنم این دختره مترجمه سریال بازگشت واقعا دکتره ؟!🤔

جیش دارم .

اینستای شخصی ایش رو گرفتم ،واقعا دکتره .😑😂.بیام بخابم ،پشه هست تو‌ خونه .اه .

دوشنبه ،کاش می رفتم کتابخونه .

اومدم تورنت نصب کنم ،با تورنت یه برنامه اشغال نصب شده بود تو ویندوز ،هرکاری کردم پاک نشد ،عصابمو بهم ریخته بود ،دیشب بود این قضایا ،ولی به روی خودم نیووردم ،به کارم ادامه دادم ،امشب رفتم سیف مد ،پاکش کردم نکبت رو .خیالم راحت شد .عن .امروز رقیه اومده بود همینجوری ،میخاستم برم بیرون ،مثل همیشه دلم میخاست برم ولی کون گشادم اجازه نداد ،زینب جوجه درست کرد خوشمزه نبود ،مزه اب می داد .فردا دیگه حتما میرم بیرون .میخام همه ی پول این ماهم روخرج کنم ،یه کرم پودر باید بخرم ،کتاب جدید دوس دارم بخرم ،همچنین به همراه خاک غریب .کمرم چند وقتیه خیلی خشک میشه نمیدونم چرا .دیشب یه نگا به شکمم انداختم دیدم چقد زیاد شده ،با این هیکل لاغر ،شکم هم دارم خیلی زاقارت شده هیکلم .امروز قرار گذاشتم حداقل روزی هزار قدم بردارم تو‌ خونه ،امروز ۱۸۸۵تا قدم برداشتم .اهنگای سونگ گیو خیلی قشنگه ،هنوز دارم گوش میدم ،یکی دوتا برنامه جدید نصب کردم تو‌گوشیم ،یخورده چت زده بود امروز ،ری استارت کردم ،یکی اهنگای سونگ گیو‌ رو معنی کنه دیگه ،مثل اهنگای بی تی اس .اگه اینفینیت انذازه بی تی اس این همه فن بیکار داشت ،الان همه شناخته بودنش .وولیم نکبت اصلا بهشون بها نمیده ،با اینکه قدیمی و با استعداد هستن .خاک تو سرا .

چه بوی گندی از کولر اومد ،سرم یه ورش درد

میکنه ،جوشام‌نمیره .زشتم خیلی زشت .این دومین بار بود که ووردپرس پرید بیرون .

دوشنبه صبح /ساعت هشت و چهل و دو

وقتی که صبح بیدار شدم نمی دونستم امروز چند شنبه اس ،فک کردم که الان کجا پاشم برم ،🤔 برم بیرون کتابخونه ،یه فیلم ببینم ،بعدش پاشم بیام ولیعصر پیاده شم ،یه کرم جیو بخرم ،خاک غریب رو میخام جدید بخرم ،اون یکی کتابرم بخرم ،پولم که تموم شد بیام خونه ،هوم ؟🧐 نظرت چیه ؟اگه میخای بری الان باید بلند شی .😬😩نمیخام با زینب برم بیرون ،قیافه اشم نمیخام ببینم ،نکبت ،دیشب داشتم اهنگ گوش میکردم ،خابم برد دیگه .

یکشنبه .

خابم مییاد .عصابم ندارم .پریودم هستم .به زینب گفتم دست به کتابام نزنه .خودمو سگ نکردم فقط گفتم پاشو گمشو اونور نقاشیتو بکش .نمیخاد به کتابای من دست بزنی .لیاقت کتاب تمیز رو نداری .برو از کتابخونه کتاب کهنه بگیر بخون .سرم درد میکنه .خسته ام .عصری رفتیم پارک یه فیلم دیدیم .42 تومن خوراکی خریدم خوردیم .نمیدونم چرا انقد گرون در اومد .فک کنم سرم به خاطر همونه درد میکنه .حوصله کتاب خوندن ندارم .کتاب هشمهری همچنان رو میزم مونده .اون یارو چرا زنگ نمی زنه بریم ببینیم پرووزالمون در چه حاله ؟! دیوسا .خوبه خودش میگفت همکاری کنین بیاین سراغ بگیرین .به خاطرش نمی تونستم اون هفته درست بخابم .هی میخاستم شنبه پاشم برم .اخرم دوشنبه رفتم .اونم اونجوری شد .برگشت گفت چرا با هماهنگی نیومدی دیوس .حقش بود می ریدم بهش .اصلا نذاشت اون پدسگی گه داره روی پروپروزال کار میکنه رو ببینم .نکنه یه چیز زپرتی بده دستم ها؟شلوارشو در مییارم مردک رو .ذاتا جز اینکه بدم بیرون چاره ای نداشتم .مثلا الان در چه حالی بودم ؟انگار میخاستم نصف مقاله رو بدم بیرون ترجمه کنه میشد 500 تومن .رسما اون ترم 450 دادم بیرون برای ترجمه ها .اه .ریدم بهشون .چقد دزدن .شت .گردنم درد گرفت .میخام الکی نشون بدم که دارم کار خاصی انجام میدم و دیر برم بخابم قیافه نکبت زینب رو نبینم .عوضی .داشت گوه خوری میکرد گفتم خفه شو حوصلتو ندارم .نکبت پررو چش سفید یه عذرخواهی هم نمیکنه .میگه طرف میره ماشینشو میزنه یه جا اینجوری نمیکنه .گفتم اون حادثه اس .من به تو صد هزار دفعه گفتم تو کتابا ننویس زیر جمله ها خط نکش یه جا برای خودت بنویسشون لامصب .وقتی تو کله ات نمیره دیگه چیکار کنم .شعور ندارن اه .هرچیم میگی میگن مگه میخای سر قبرت ببری اره بابا میخام ببرم سر قبرم .راحت شدی ؟تو کله اشون نمیره یه حرف .بابا دوس ندارم تو کتاب با خودکاررررررر قرررمز زیر جمله ها خط بکشی .ذهلم میره من صد هزار دفعه اون هما و کاشیک رو خوندم و باهاش گریه کردم یه بار زیرشو خط نکشیدم .اه .نفهم.عصاب برام نمی ذارن .برم بخابم دیگه بیدار نشم .اه .

فش فش فش

زینب عوضی نکبت برداشته تو کتاب خاک غریب من رو خط خطی کرده عن عوضی ،ازش متنفرم ،برداشتم کتابو مچاله کردم ،از همه چیز بیشتر از اینکه تو کتاب زیر جملات خط کشیده شه و علامت زده شه متتتتننننفففرم ،متنفرم ،میگه میخای ببری سر قبرت میگم اررررره میخام ببرم سر قبررررم سر قبرم سر قبرم ارههه .پدسگ اره .از همشون متنفرم .