همراز /هلن گرمیون /نشر ماهی .

این وسط کی مقصره؟زنه که اصرار کرد تا شوهرش با یکی دیگه بخابه تا بچه دار شن ؟!یا دختره که گفت “انقد امتحان میکنیم تا موفق شیم…” فک کن جلو چش زنه یارو به یارو گفت انقد باهم میخابیم تا حامله شم 😐😐😐😐 و زنه که رفته بود دیده بود برای هدف حاملگی نیمخابن بلکه دارن عشق بازی می کنن …چققققددددررر تصویرش وحشتناکه . کی مقصره؟!
وقتی داشتم جمله های پر از عشق شوهرش به دختترو می خوندم واقعا از شوهره متنفر شدم ،باید کشته شن هر دوشون برن به جهنم .خیییلی حس غم انگیز و وحشتناکیه .و بیشتر از همه ی اینا زنه می دونه که شوهره عاشق دختره شده .
وای وای اخرش خییلی عصابمو خورد کرد خیییلی .شوهرش به تمام اشغال بود و دختره به شدت هرزه و جنده به تمام معنا .کصافطای اشغال وای حرصمو در اورد این کتاب .خیلی وقت بود که کتابی نخونده بودم که اینجوری حرصم بده .از همه چندش تر اون راوی ابله لویی بود که عاشق اون جنده ی حروم زاده بود و به کار اون نمیگفت کثیف به کار مامانه میگفت کثیف .عنتر اشغال .وای .عصابم خورد شد .

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.