دوباره بیست سالگی لی سانگ یون

“دوباره بیست سالگی “ باعث شد من دوباره عاشق لی سانگ یون شم ،چقد این بشر نقشای عالی بازی کرده تا حالا ،هرجا دیدمش کاراکترش فوق العاده بوده ،این سریالم تا قسمت شش دیدم خیییلی قشنگ بوده ،برام عجیبه که چرا هی برای دیدنش مقاومت می کردم و می نداختمش عقب ،در حالی که انقد خوب بوده .راجبه زنه که کلی میشه در مورد شخصیتش حرف زد ،ولی به قول لی سانگ یون “تو این مدت مثل یه احمق زندگی کرده “ .شاید نشه حتی گفت احمق ،چطور میشه همچین شحصیتی رو انقد زود قضاوت کرد و فقط گفت احمق بوده ،به نظرم اون هنوز تو درونش مثل یه دختر بیست ساله بوده ،دختر بیست ساله ای که فرصتش براش پیش نیومده تا تو زندگی تجربه های زیادی کسب کنه ،تا چششو باز کرده دیده یه بچه تو بغلشه ،فرصت نکرده به علایق خودش برسه ،یکی از دلایلش میتونه این باشه که به شدت تنها بوده و تو اون سن با اون افکار قدیمی و شهرستانی که داشته فک میکرده فقط باید به فکر بزرگ کردن بچه اش باشه ،یکی دیگه از دلایل این بوده که هیچکسو نداشته تا نصیحتش کنه و بگه که تو باید برای خودتم زندگی کنی ،ولی از همه اینا مهمتر به نظر من تقصیر شوهر اشغالشه که مثل یه خدمتکار و دایه بچه باهاش رفتار می کرده ،به قول لی سانگ یون “تو با شوهرت مثل زنای عهد چوسان رفتار می کنی “انگار که خدمتکارشه بهش بله چشم میگفته و مثل یه بچه ی حرف گوش کن هرچی میگفته رو گوش میکرده خودش از خودش ازادی عمل نداشته ،خودش برای خودش تصمیم نمی گرفته ،حالا هم که سر سرطانش میخاد به ارزوهاش برسه بازم شوهر و پسر اشغالش برای منافع خودشون می گن نباید بری دانشگاه ،ینی فقط به فکر خودشونن اصلا به این فک نمیکنن که شاید این زنم حقی برای زندگی کردن داشته باشه ،انقد تو این سالها بله چشم گفته و گوش به فرمان بوده پررو و متوقعشون کرده ،حالا هم که مردک عیاش زندگی زن بدبخت رو خراب کرده و میخاد مثل یه تیکه اشغال بذارتش کنار و هی تهدیدش میکنه و میخاد بره با یکی دیگه تازه به قول خودش زندگی کنه .امیدوارم در ادامه شاهد این باشم که حال این مردک رو می گیرن .ینی در واقع دختره به شوهرش مثل یه بت نگاه میکرده نه اینکه عاشقش باشه ،بلکه مثل ربات هرچی می گفته رو قبول میکرده .حساب کردم دیدم شوهرش وقتی این ۱۸سالش بوده و حامله شده شش سال ازش بزرگتر بوده ،برای همین بی تجربه گیش و ساده ای بوده که هرچی گفته رو قبول میکرده،اگه شوهرش باهاش واقعا مثل زنش رفتار میکرد و باهاش مهربون بود و بهش محبت میکرد شاید زنه این مدت ،حالا اینکه دانشگاه نرفته هم مهم نی ،تو این مدت ازار نمی دید و احساس تنهایی نمی کرد ،بدبخت زنه رو اصلا داخل ادم حساب نمی کردن ،عنا .البته به نظرم سکانسای دانشگاهش که چون زنه سنش بالاعه حسابش نمیکنن خیلی اغراق امیزه ،مگه دانشگاه شرایط سنی داره، هرکی هر وقت خاست میتونه بره دانشگاه درس بخونه ،نکبتا .کلا تو کره بیشعور زیاده ،اه اه .فقط ایران خوبه 😂😂😂 اه امروزم که زهرا خونه اس نمیشه سریال دید .😭😐😒

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.