بعد مدتها رمان جدید میخونم

کتاب “هوس امپراطور” تو دوره روم باستان می گذره ،فک میکنم دوره ای که دین مسیحیت رواج پیدا کرده و دیگه مثل اولا مسیحیارو نمیگیرن بکشن .البته تا فصل چهار خوندمش تا اینجا که اینطور فهمیدم .درباره ی یه سرباز دلیر رومی بی دینه “از این بتای اپولون و اینا می پرستن “ که عاشق یه دختر مسیحی شده و برای به دست اوردنش اومده از داییش کمک بگیره.جمله هایی که هایلایتشون کردم جمله های جالب و تفکر امیز کتاب بودن .مثلا عکس پنجمی چیز جالب اینکه تو دوره های روم باستان زنا می تونستن چندین تا شوهر داشته باشن .و این اصلا بد نبوده 🤣 در صورتی که الان تو این دوره زمونه یه دونه شوهرم گیر نمییاد .🤣تو عکس ششمی نکته خیلی ظریفی وجود داره چیزی که داره میگه درباره وضع جامعه اون موقعشونه ،میدونین که روم باستان سرزمین بزرگی بوده که یونان و اطرافش و حتی تا فلسطین رو هم شامل میشده ،و به این ترتیب به ایران زمین که اون موقع دوره ی اشکانیان ما بوده ،نزدیک بوده ،جوری که سرباز عاشقه تو کتاب وقتی که داشته از جنگ با اشکانیان برمیگشته اتفاقی با دختر مورد نظر اشنا میشه و عاشق میشه … وقتی جمله رو‌ خوندم یاد وضع جامعه ی خودمون افتادم ،ایرانی که دیگه اریایی نیست ،ایرانی که حتی زبانش هم از اعراب بهش به ارث رسیده ،ایرانی که با دیندار شدن هویت خودش رو از دست داده و الان دم از هویت و فرهنگ چندین هزارساله می زنن ،در صورتی که حتی این تاریخ چند هزارساله رو حتی نکردن تو یه کتاب صد صفحه ای بگنجونن و رسما به سمتی رفته که تاریخ رو از بعد از انقلاب ۵۷ تاریخ ایران قرار دادن .ایرانی که دو سوم اسامی ادمهاش عربیه .ایرانی که همه چیزش دروغه حتی دینش رو هم اشتباهی فهموندن و از دین دارن به نفع خودشون استفاده میکنن و دین رو به نفع خودشون تغییر میدن ،ایا این دست بردن تو دیدن نیست ؟ بعد میان دین های مسیحیت و ‌یهود رو به باد انتقاد مگیرن که غرب و یهودی ها تو دین دست بردن و دینشون رو به نفع وضعیت جامعه تغییر دادن ،بعد از غرب برای ریزترین وضعیت مملکت داری و زندگی زناشویی و غیره الگو میگیرن ،الگوهای ناقص ،مثل همین حذف مشق شب که الگوشو از فنلاند گرفتن ،ایرانی که دیگه ایران نیست ،یه واژه ی پوچه که درونش پاره پاره اس و نامنظم .و ایا این “از خود بیگانگی “نیست؟ ایرانی که هیچی توش سرجاش نیست هیچ کدوم از ارزش های والای انسانیت توش رعایت نمیشه ،ایرانی که قیمت نونش هم با دلار پایین بالا میشه ،انقدر به غرب وابسته اس .و در اخر هیچکسم هیچکاری نمیکنه و اصلا دیگه نمیشه بهش دست زد ،مثل یه دیواره کج کجه ،با یک تاچ فرو‌میریزه .ولی کسانی که دارن اداره اش میکنن نمیخان بذارن دیوار راست بشه ،هرگز .بعد با این همه تفاسیر میگن چرا مثل غرب زده ها میرین با درخت کریسمس عکس می ندازین ،دغدغه ایران مردن ایران جدید بعد از انقلاب اینه .

عکس هفتمی خنده داره وضعیت مارو میگه :ما یکتا پرستیم و میگیم هرچی اون بخاد همون میشه ،همیشه از قسمت و این چیزا میگیم ولی تا یکی میمیره صد روز براش عذاداری میکنیم و سیاه می پوشیم ،این تناقض نیست ؟”پس اگر عمل عدالت منشانه ای صورت گرفته ،تو با لباس عزا پوشیدنت به ان اعتراض میکنی ؟”

در کل کتاب باحالیه .و داستان عشقیش هم جذابه .کتاب برای خیلی وقت پیشه ،سال ۷۵ترجمه شده.از کتابخونه گرفتمش و پشیمون نیستم .

Advertisements

2 پاسخ به ‘بعد مدتها رمان جدید میخونم

    1. اره اولش میخاستم کتاب اسرار نمیدونم چی بردارم از این تخمی تخیلیا بود مال شصت سال پیش بعد داشتم‌میگشتم دیدم این انگار باحالتره .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.