خاب زود رس.

نمی‌تونم سریال نگاه کنم خیلی خابم مییاد.

پام درد نمیکنه زیاد ولی راه رفتنی استخوناش صدا میده .

دارم به این فک میکنم که همونه که دکتره میگفته .خابم مییاد .چشامو نمیتونم باز نگه دارم .

Advertisements

سرد شد افتاب رفت /شت .

حس میکنم پام یه ذره بهتر شده هنوز نمیتونم خوب راه برم ،مواظبم که پامو صاف ‌‌محکم نذارم ،الان دراز کشیدم جلوی افتاب تا بهش افتاب بخوره ،یخورده از ورمی که داشت کمتر شده ،ولی هنوزم هست ورمش کمه ولی هست ،روش یخ بذارم شاید ورمش بخابه ،زینب میگه شاید. به خاطر استرسه ،میتونه باشه البته چون اون هفته حالا که فک میکنم سر این پایان نامه ای خیلی حرص خوردم ،نمیدونم چمه کلا .اه فرداام عیده ،ریدم به عید ،امروز شاید بریم پارک شکوفه ها رو ببینیم .

سریالرو «خانواده ام آمدن «رو تا قسمت هشت دیدم قشنگه ،خانوادگی یخورده کند پیش میره ولی خوبه .دوس دارمش .

الان معلوم شد که ان یه بچه پولداره ،اخیش پام گرم شدش .

دیروز با زینب رفتیم بالاخره خیابون فرشته ،هیچی نداشت ،الکی پاساژای لوکس که هیچی توش نداشت ،نه مانتو نه کفش ،سام سنترم دیدیم چیز باحالی نبود ،کلا خیابونش یه خیابون معمولی بود ،بعدش گفتم دیگه برگردیم الکی دوتا بریم خسته می شیم ،خوبه مقاومت کردم برگشتیم ،وگرنه پدرم در می امد پامم که اینجوریه زیاد نمیتونم راه برم ،اه باید لاکای عزیز م رو‌‌پاک کنم ،بابای بی پدر داره مییاد خونه ،ایش ،ریدم بهش ،

زهرا برام وقت دکتر گرفته برای ۱۹ام ،تحت تاثیر قرار گرفتم که به فکرم بود که برام وقت دکتر گرفت ،مامان سگ پدر هم اینکارو نکرد ،اما خب جو زده شدم این از عن بودمش چیزیو کم‌نمیکنه ،هیچ وقت یادم نمیره چقد حرصمون میداد همین یه ماه پیش ،و اون روزی که سرما خورده بادی‌مون ریش بودیم هیچ کدومشون بهمون یه کمپوتم نخریدن بیارن بخوریم جون بگیریم ،یه هفته تو‌ رختخواب بودیم جون نداشتیم بلند شیم ،اخرم خودم رفتم برای خودمون کمپوت خریدم ،ریدم به این خانواده ،اه .بازم اخلاقای عنشون یادم اومد ،

زینب عنو نگاه کنه برگشته میگه چرا اون روز به زهرا گفتی ازت نفرت دارم ،خاستم بگم زر نزن فک میکنی خودت خیلی خوبی ،عوضی ،دلیل نمیشه چون دزدیمو بهت گفتم پررو بشی ،تازه برگشته میگه یجوری ازش پول بکن یه تومنشم بده به من 🙄😐😐😐😐🤦‍♀️🤦‍♀️😯😯😂😂😂 چه عوضی شده ها ،خجالت اوره ،پامو از دیروز که ورزش میدم یخورده یخورده بهتر شده ولی میترسم باز همونجوری شه،هی روغن زیتون و حیوونی و اینا میزنم بهش ،ریدم به دکتره که اونطوری ناراحتم کرد. سگ پدر عوضی ،میترسم این یکی دکتره هم برم همینو بگه .خیلی امید به زندگی دارم ،بدتر شم 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 واقعا تا کی قراره اینجوری زندگی کنیم ؟!تا همیشه .

عمرمو زندگیم و‌زمانم هدر رفته ،سلامتیمم داره تموم میشه دارم پیر میشم ،به اینکه از دنیا چیزی دیده و کاری کرده باشم .

چه زندگی نکبتی .

درد های بی انتهای من

پام درد میکرد ،گفتم ،رفتم دکتر میگه ارتروز داری 🙄😶😐 هیچی الان به افسردگی و بدبختی هام درد پامم اضافه شدش ،اینم مثل بقیه بدبختی هام بی انتهاس .

خیلی ناراحت و دپرس شدم ولی ینی چی ارتروز ،از دار دنیا یه سلامتی رو‌داشتیم که اونم برباد رفت ،ریدم به این دنیا

پام ورم کرده تا قبل اینکه برم دکتر خوب بود دیگه اونجوری درد نمیکرد ولی الان ورمش بیشتر شده

هی میرم درباره ی ارتروز میخونم هی میترسم بعدش میگم دکتره چرت گفته

از اینکه حتی سی سالم نشده و دارم لنگ لنگ راه میرم از درد پا از اینکه هیچ کاری نکردم و معلوم نی پام چرا درد میکنه و بعد یهویی یه دکتر بیشعوری راحت جان براش شده گفتن ارتروز داری فک کنم هرکی میره پیشش همینو میگه

ناراحتم ،دم عیدم هست هیچ دکتری نیست برم پیشش

مردک برداشته به من مسکن داده انگار خودم بلد نبودم مسکن بخورم ،

الکی میرم تو اینترنت این مطلب رو میخونم دیگه پیر شدم ،عین این فیلما یادم مییاد که به مامان برای درد پاش فش می دادم از حرصای ایناس که اصلا من از استرس اینجوری شدم ،

یادمه اون موقعی که توهم ایدز داشتن هم زده بودم هی تو اینترنت چیز میخوندم برای همین استرسم بیشتر شده بود یا اپن موقعی که تو دهنم کیست در اورده بودم .

از اینکه این درد خوب نشه می ترسم .ریدم به این زندگی که به هیچ آرزومون نرسیدیم هیچ جایی نرفتیم بگردیم هیچ کاری نکردیم و اخرش این شد نتیجه اش .

جمعه ی عن /

اه چه جمعه ی رو عصابی بود .حوصله سر بره جمعه ها با اینکه سریال دیدم ولی بازم حوصلم سر رفت خیلی مزخرفه جمعه .کاش جمعه ها از روزگار حذف شن .

کاش می شد اینا جمعه ها هم میرفتن سرکار اضافه کاری .چه حال می داد

یه سریال جدید دیدم دو قسمتشو زیاد خوشم نیومد .دیگه نمی بینم .قرار یه سریال 50 قسمتی شروع کنم توش وانگ یو بازی کرده نقش اصلیه تقریبا .

از هفته بعد شنبه شروع می شه ینی اولای عید .

ریدم به عید .از عید بدم مییاد اه .پامم دردش خوب نشده راه نمیتونم درست برم .یکشنبه وقت گرفتم دکتر برم .اومدم زنگ بزنم دکتره شبانه روزیه میگم وقتی شبانه روزیه ینی جمعه ها هم هست دیگه مامان میگه نه برنمیدارن بعد زنگ زدم وقتم گرفتم می گم دیدی میگم هست .کلا مشکل داره یه روز میگه برو دکتر یه روز میگه نه عیده دکتر نی فلان اسکل

دیوس خودشو مسخره کرده .اهان راستی یه مانتو خرید.یاسیه .سیصد تومن اخه ازش کنده بودم زوری گفتم پول برم مانتو بخرم بعدشم رفتم خریدم هر جور شده نمیخاستم بخرم گفتم نخرم هی میخاد حساب بکشه بگه پول چی شد فلان برای همین رفتم خریدم که بدونه پول ندارم

چند وقتیه تو یه گروه 100 نفره استارلایت ها عضو شدم با بچهای جدیدی اشنا شدم تک و توک فک کنم همسن من باشن بیشترشون دبیرستانین سال اخر یا دوم ،دختره که ادمین سایت ویکس که من ازش هی چیز میز دانلود میکنم 25 سالشه شاغله نمیدونم تحصیلاتش چیه احتمالا لیسانس یه چیزی داره .کلاس کره ایم می ره .

بامزه اس .یه سریاشون اسکلن ولی نمیشه همه با ادم همنظر باشن که .بالاخره بعد دو ماه پریود شدم همه جام درد میکنه اه ریدم به پریودی .صبح که خیلی بد بودم میخاستم قرص بخورم مقاومت کردم .دراز کش سریال دیدم باز یخورده بهتر شدم .

اهان راستی موهامو رنگ کردم تخمی شده تقریبا ولی تنوعه دیگه .

اوه نمیدونی تو کی پاپ چه کنفیکونی شده اون پسره لیدر گروه اف تی ایلند استعفا داد اومد بیرون و چهار نفر دیگه و از جمله سونگری بیگ بنگ سر قمار و رابطه جنسی با دخترا که ازشون فیلم میگرفتن خلاصه خر تو خری شده

تازه میگن ابعادش خیلی وسیعتره چیزایی که لو رفته پای خیلیا وسطه .

دیروز الکی رفتیم میرداماد و هفت تیرو گشتیم الکی خسته شدیم خیلیا

امروزم که بارون اومد شت دلگیر تر شد .

دیگه خسته شدم .فردا هم احتمالا قراره جارو برقی بکشم .

گرو گرو

داشتم چتای قدیممون روبا پژی می خوندم .چقد احمق بودم شاید الانم هستم .چه حرفای کسخلانه ای می زدم .خندم میگرفت می خوندمشون .و چندشم می شد .چقد کسخل بودم حس میکنم هنوزم هستم ولی حداقل کمتر .چه روزای جالبی داشتم .جالب و مسخره .هنوزم هیچ گوهی نشدم .و نمیشم .همون موقعشم می دونسم اون خیلی با من فرق داره ولی از حسایی بهش میگفتم که به کسی نگفته بودم فک میکردم چون هیچ وقت نمی بینمش پس مهم نیست که چی میگم .ولی اون درک نمیکرد چون اصلا نمیدونست این حس من چه حسیه .از یه خانواده بافرهنگ و نسبتا پولداری بود کلا تفکراتشش زمین تا اسمون با من فرق داشت دوس دارم بدونم در مورد من چی فک میکرد .حتما کسی که ثبات اخلاقی و شخصیتی نداره .خودم که در مورد خودم این فکرو میکنم .

شایدم اینطور نیستم .نمیدونم ولی در هر حال چیزی که در موردش مطمئنم اینکه الان به شناخت بهتری از خودم رسیدم .اون موقع با اینکه 23 اینا بودم فک کنم خیلی کسخل بودم 23 ساله های الانم یه جور دیگه کسخلن البته .شاید به این دلیل بود که بالاخره ازادی پیدا کرده بودم می رفتم دانشگاه و کتاب می خوندم و اینا و تفکراتم نسببت به مذهب تغییر کرده بود .دوس داشتم هر جور شده با یکی باشم بعدش دیگه مهم نشد که طرف کیه .خب این انتخاب خودم بود پس چرا بعدش پشیمون شدم ؟شاید چون طرف خیلی چندش بود همیشه به اینکه پژی انقد بی عرضه بود که نتونست یه مکان جور کنه تا اولین تجربه ام با اون باشه بهش فش دادم خاک تو سر بی لیاقتش .

در هر حال الان خیلی سال گذشته و کلا تفکراتم نسبت به سکس هم تغییر کرده .ابله بودم که رفتم با یه چندش لاسیدم در هر حال پشیمونی و سرزنش خودم هم سودی نداره خب مثلا که چی الان این همه خودمو سرزنش کردم بسه دیگه خسته شدم .

خیلی وقته ولش کردم دیگه فک ربهشم اون حس چندشی که داشتم رو بهم نمیده ریدم به همه مردای ایرانی همشون الدنگن .و دنبال چیزن از دخترا پدسگا .یه ادم توشون پیدا نمیشه .خاک تو سرا سکسم بلد نیستن که هیچ سلسلهه مراتب انجامش و امادگی هاش رو هم بلد نیستن مثل خرن حیف خر که به اینا نسبتشون بدی .عنا .

. بحث چی بود به کجا رسید .هه .از مسیرمنحرف شدیم . یادمه تا جایی که تونستم همه ی چتای پژی و خودمو پاک کرده بودم تا هیچی از اون دوره جاهلیت نمونه ولی نمیدونم چرا اینا مونده بودن اینارم پاک کردم .میخاستم بهش بعد اندی ایمیل بدم حالشو بپرسم گفتم ولش کن که چی خب اصلا چه حرفی باهم داریم ما حتی هیچ چیز مشترکی باهم نداریم .یادم نمییاد سر چی رابطمو باهاش قطع کردم دقیقا .ولی به این نتیجه رسیدم که این اصلا تو باغ نیست که من از رابطه چی میخام وقتی دونفر میرن باهم میخابن باید یه رابطه ای باشه دیگه دوس پسرمی کیمی هیچ مسئولیتی قبول نمیکرد فقط میخاست باهم بخابیم خب که چی بعدش چی من اون موقعها دوس داشتم هر چه زودتر ازدواج کنم تو توهمها و فانتزی هام فک میکردم ممکنه اون کیس مناسبی باشه البته در کنار ذهنم می دونستم که در واقعیت هیچ وقت امکان پذیر نیست ولی خب فانتزیه دیگه قانونی نداره برای همین بهش میگن فانتزی .بعدش دیدم اصلا هیچی از بدبختی هایی که بهش میگم درک نمیکنه برای همین باهاش قطع ارتباط کردم .ادامه این رابطه ب یمعنی بود

بعدشم که نمیدونم چقد بعدش کره لاور شدم و کلا از اساس تفکراتم نسبت به مردا تغییر کرد .مخصوصا مردای ایرانی .خب اره سریاله ولی اخه لعنتی ها شعورو شخصیت شون تو ریلتی شو ها که دیگه فیلم نی انچه که از دل براید لاجرم بر دل نشیند .در هر حال حتی اگه اوناام اشغال باشن این هیچی از اشغالتر بودن مردای ایرانی چیزی کم نمیکنه .

از دیشب و پریروز قرار بود با زینب بریم امروز رو بیرون بریم ببینیم این سام سنتر کجاست و اینا ولی چون زانوی پام به دلایلی که معلوم نیست درد میکرد نرفتیم فک کنم پیر شدم ارتروزی چیزی گرفتم حتما زوارم در رفته تو 28 سالگی .

قراره فردا بریم بیرون حالا ببینیم کجا .

امروز الکی وقت تلف کردم یه دور دیگه دیوار گذر رو خوندم خندیدم بعدش یخورده تو دفترم حرصامو و بدبختی هامو نوشتم بعدشم یه فیلم مسخره خارجی با زینب دیدیم که چس مثقال نمی ارزید .پامم این دمین هفته اس که درد میکنه و هرچی گرمش میکنم انگار نه اینگار .به کونم هفته بعد هر روزش رو میرم بیرون .نمیتونم تو خونه بمونم ذاتا سیزده روز زندانی هستیم .

من برم زهرای فوضول اومد .

والا /خاک تو سر این ممکلت ینی اه ریدم بهش

‏ترجیح‌میدادم یه جوان ⁧اماراتی⁩ بودم و کشورم خودباخته‌ی امریکا بود ولی ظهر پا میشدم با ⁧ لندکروزم میرفتم اصطبل شترهام، آخر ماهم میرفتم اروپا گردی کشورمم هرروز پیشرفت میکرد، تا اینکه یه جوان ایرانی باشم و امریکا هیچ غلطی نتونه‌بکنه،ولی صبح تاشب کارت ملی به دست تو ⁧صف ⁩این و اون وایسم.

ابی /یکشنبه /تنهایی /

امروز ،روز ابی بود ،تو اتوبوس برگشت تجریش راهن راننده هه ابی گذاشته بود ،بهش گفتم حداقل زیادش کن حالا اگه رادیو بود صداش گوش فلکو کر میکرد،تو تاکسی راننده هه ابی گذاشته بود ،یه اهنگ خیلی باحالی بود غمگین بود ولی قشنگ بود منو به فکر فرو برد ،به این فک کردم که چقد تنهام به اینکه مامان چقد تنهاس به اینکه اونم تقصیری نداره ،شوهرش هیچ جایی نمیبرتش عقده ای شده ،کلا برای هر چیزی عقده ایه .دلم براش میسوزه .ولی حوصلشم ندارم ،عصابمو میریزه بهم .اه.به اینکه اون زنه که داشت تو اتوبوس بی مقدمه برام خاطره هاشو تعریف میکرد حتما از تنهایی و بی هم کلامی داره خاطره هاشو تعریف میکنه به یه غریبه تو اتوبوس،به این فک کردم شاید اگه کس دیگه ای جای من بود شاید باهاش همراهی میکرد و میگفتن و می خندیدن ،ولی من فقط لبخند زدم ،امروز رفتم کتابخونه ساعی کتابارو پس دادم ،بعدش رفتم تجریش زینبم اومد تجریش رفتیم لمیز قهوه اینا خوردیم ،بعدش رفتیم پاساژ اینارو گشتیم مانتوها همه اشغالن و گرون ،چس مثقال نمی ارزن ،بعدش رفتیم توت فرنگی و چاقالی بادوم خوردیم رفتیم ونک ،از ونک پیاده رفتیم ساعی ،شاشمون داشت می ریخت ، بعدش رفتیم چپیدیم تو اتوبوس شلوغ برگشت و ابی گوش کنان برگشتیم .پام چند وقتیه پای راستم زانوش وقتی راه میرم خیلس درد میکنه نمیدونم چشه ،امروزم با بدبختی راه رفتم ،حالا یخورده بهتر شده ،ولی هرچی فکر کردم از اون هفته به این هفته چطور شده درد گرفته نفهمیدم چی شده ،بیرونم نرفتم هیچ 🙄🤔🤔🤔
دیروز یه گزارش درست کردم خیلی روش کار کردم واقعا ،فرستادم منوچ ایمیل داده خوب بوده ،بیشتر مطالعه کن ،میگم حالا که میگه خوبه همون فصل یک و دویی که فرستاده رو جدیده رو اونی که مقاله هاش قدیمیه ولی ساختارش و جزییات خوبه ،رو اوکی بدم بره سر کار بعدی دیگه ها ؟!حالا بذا به باطنیم بفرستم گزارشرو ،فردا پس فردا ،فردا که قراره بریم پالادیوم قراره دو هفته مونده رو اوکووار بگردیم ،پامم درد میکنه چیکار کنم اروم راه میرم فوقش ،سریال تاچ یور هارت رو هنوز ده رو ندیدم ،دهش خیلی مهمه ،خابم مییاد حسش نی ببینم الان .ساعت ۱۰و نیمه .
میرم اینستا بعد میخابم .

امروز روز موعود بود .چاهاکیئون تا وقت یکه زنده ام عاشقتم .

فک نمیکردم گریه کنم برای سربازی رفتن اِن .ولی وقتی نامه اشو که گذاشته بود تو یوتیوبش رو دیدم گریم گرفت .عزیزدلم چقد بامحبته چقد قشنگ نامه نوشته بود خیلی منقلب کننده بود .الهی بمیرم .ریدم به این سربازی کره ای ها اه .

کی میدونه من دوسال دیگه میتونم انو ببینم یا نه .این خیلی بی رحمانه اس .

:
«خجالت آوره که ماه گذشته به این زودی گذشت💔
به محض اینکه فیلم برداری دراما تموم شد، پنجمین فن میتینگ استارلایتا، آهنگ سازی و نوشتن لیریک رو در حالی که به این فکر میکردم که چطوری باید فن میتینگ آ!چاهاکیئون رو در کره و ژاپن برگذار کنم، داشتم🙃
مجبور بودم در ارتش نام نویسی کنم، بدون اینکه وقت برای یه مهمونی خداحافظی با دوستان نزدیک، خواننده ها و بازیگرای سونبه و هوبه ام، داشته باشم
اگر چه زمان کوتاهی بود، اما کار های زیادی انجام دادم و فکر میکنم از زمان به خوبی استفاده کردم🙂
با این حال، وقتی دوستای نزدیکم باهام تماس گرفتن و ابراز ناراحتی کردن، اولین چیزی که به ذهنم اومد…فن هام … استارلایت هام، بودن✨
وقتی در ژانویه گذشته خبر نام نویسیم رو بهتون دادم،گفتم که میتونیم حرفا و داستان های زیادی رو باهم به اشتراک بذاریم، اما متاسفم که نمیتونم سر قولم بمونم
به کره ای میگن » زمان پرواز میکنه» حالا من واقعا اینو درک کردم
با اینکه زمانِ بودن در ارتش طولانی نیست، میخوام بگم برای کسایی که احساس ناراحتی میکنن احترام قائلم😞
من در مورد چیزایی که باید بگم، فکر کردم اما متوجه شدم که این ماهِ گذشته نبود که کوتاه بوده! 7 سال گذشته بوده که کوتاه بوده❣️
7 سال پیش لحظاتی که من بعد دبیو در اتاق انتظار گریه کردم
اولین جشن تولدم با تنها 100 طرفدار
روزِ اولین فن میتینگمون، اولین باری که در سالن آرنا اجرا کردیم، اولین باری که جایزه بردیم و با اعضای ویکس گریه کردیم😭
خیلی طول کشید تا قولمون برای خرید مرغ وقتی جایگاه اولو بدست اوردیم عملی کنیم😢
از اینکه منتظر موندین ممنونم
من تمام لحظات شادی که داشتیمو بخاطر میارم، درست مثل دیروز، وقتی در کنسرت های خارج، فن ها به کره ای همراه ما میخونن..
اوه! میدونستین؟
میخواستم بعد از یک اطلاعیه شگفت انگیز، برای روز تولدم در رود خانه هان برنامه اجرا کنم، اما کارکنان مخالف بودن چون نگران مسائل امنیتی بودن، اما بر خلاف نگرانی ها، یادم میاد که خیلی شگفت زده و ممنون شدم که حتی در فضای باز هم انقدر با نظم بودین🤗
بعد از اون، میتونستم در میتینگ ها راحت تر صحبت کنم و اتفاق هایی که میوفتاد رو به فن ها بگم، مثلا «از جایگاه های مخاطب ها، یه سورپرایز درست کردم»
درحقیقت، شروع ایونت ها حتی کوچیکاش هم به لطف استارلایت ها بود. ازتون خیلی ممنونم🙏🏼
نمیتونم بهتون بگم که منتظرم بمونید اما هر جا که باشم سر قولم میمونم
برای خاطرانی که تونستم به اشتراک بذارمشون سپاسگذارم
تبدیل به کسی میشم که قدر دانیش رو به اشتراک میزاره،تا اون موقع، روزای لذت بخش، هیجان آمیز و شادی رو سپری کنید و بیاید دوباره به سلامت همو ببنیم😍
فن هام که توی این سفر هفت ساله از موقع دبیو، همراهم بودن، صدها بار هم ازتون تشکر کنم بازم کافی نیست
همیشه خوشحال بودم چون ما باهم بودیم، احساس قوت قلب میکردم چون باهم بودیم، همیشه وقتی باهم بودیم خوشحال بودیم.
ممنونم و دوباره سپارسگذارم
خیلی دلم براتون تنگ میشه. خدانگهدار~
از چا هاکیئون»
🌟 🌟

#학연아_잘했어_수고했어_고마워 #hakyeon #vixx

،اِن قشنگم اِن مهربونم اِن همه چی تموم، با شخصیت، با شعور، با استعدادیه انسان کامل که نه فقط به خاطر جذابیتش کشنده اش بلکه به خاطر شخصیت و شعور و ادبش عاشقشم .امیدوارم این دو سال مردتر و جذابتر بشی و سربازی سختتون برات طاقت فرسا نباشه امیدوارم سالم و شاد برگردی .عاشقتم و عاشقت می مونم حتی اگه 50 سالم بشه .من یه استارلایت می مونم .

🌟 ❤️🌟❤️🌟❤️🌟❤️🌟❤️🌟

오래 가자 ♾약속해 🤙 ♾♾🌟❤️🌟❤️


#
학연아_잘했어_수고했어_고마워

#hakyeon

خاستگار چسکی .

از صبح در حال گوزیدنم

عمه اینا یه خاستگار چلغوز کوتوله با خودشون برداشتن اوردن از صبح الاف اون بودیم .حوصلم سر رفت .دیوس سگ پدر خیلی چلغوز بود کوتوله شبیه اینایی بود که زن کارمند می خاد برای همین حرف نزدن .ریدم بهشون .

عن تو دهن همه ی مردای ایرانی اصن .سست عنصرا کون کار کردن ندارن میخان زنشون کار کنه .دیوسا .

سه قسمت سریال کمتر از شیطان دیدم باحاله دکتر لی عشقم تو بیمارستان چونا توش پلیسه وای انقده جذابه خیلی جیگر ه مخصوصا اونجا که زنش الکی بهش گفت با یکی رابطه داره دیوونه بازی د راورد دقیقا همونجا بازم عاشقش شدم .

شیرین رفت بچه اشو از تو شکمش در اوردن 😆دیگه به این نمیشه گفت زاییدن که .بچه اس بامزه اس عینهو خودشه،

زینب اومد نذاشت بقیه حرفامو بزنم یادم رفت ،درهرحال به خاستگار چلغوز به لیست خاستگارای چلغوزم اضافه شد ،

اینارو دیروز نوشت :

هوا به شکل تخمیی یهو سرد شده ش .اومدم دانشگاه رفتم پروپوزالو بالاخره گرفتن گفتن یه کاسه می کننش که ببرنش پژوهش برای کارای بعدی .پووففف .یه سریا داشتن تو‌ پژوهش داد و بیداد میکردن ،من اینو دیر فهمیدم ولی بازم مهم اینه که فهمیدم ،با داد و بیداد تو دانشگاه تو جاهای اداری تو این مملکت هیچی درست نمیشه،اگر قبول کردی بیای دانشگاه پس باید اینارو هم با صبر و حوصله تحمل کنی .همین .وگرنه فقط الکی حرص میخوری .منم الکی دارم حرص میخورم .الکی برای این پایان نامه ای که کارو درست انجام نمیده ،نباید حرص بخورم .بیخیال فوقش سگ خور به جهنم پول باد اورده و باد می بره ،از اون میگیریم میدیمش یکی دیگه .اتفاقا یکی دیگرو پیدا کردم اون خیلی خوب بود باهاش حرف زدم 😂😂😂😂😂 قشنگ مراحل رو توضیح داد و فهمیدم یه چیزی حالیشه .»

دیگه چیزی برای گفتن نی همش تکراریه .تاسف برای خودم ،و بدبختیام .تموم.

اه یه چند وقتیه هوا عینهو عیده از عید ذهلم میره ها ینی .

حتی تپ خونه ام وقتی بیدار شدم حس کردم مثل روزای عیده که تعطیله .حالم از عید و تعطیلی هاش بهم میخوره .