فیلم ترسناک کره ای

به فیلم ترسناک دیدم .خیلی ترسناک بود حتی هنوز هم از ته دل ترس تو وجودمه .

Advertisements

بیست و سوم بود ،الان دیگه تموم می شه .ساعت ۲۳:۵۶ .

ریدن تو زندگی طلایی من ،تکراری بود ولی خاستم بگم که عمق فاجعه رو درک کنین .

تولدم مبارک ،حس خاصی ندارم ،به عمر بی منفعت ام یک سال دیگه اضافه شد ،خجالت اوره که هنوز هیچ جای زندگی نیستم ،

یک بار نشده که من فقط یک بار انتخاب واحد کنم و بعد کلا تموم شه قضیه و ببندم پورتال رو ،مخلص کلام :ریدم به دانشگاه و ارشد ،تموم شد رفت .

خیلی مشکلات به وجود اومد که همش تقصیر خودمه ،بدون برنامه اقدام کردم ،لعنت بر خودم ،تازه سیستم عامل عوضی رو هم افتادم ،ریدم به استادش ،هر شب و روز در حال نفرین کردنشم ،پول من خوردن نداره حالا ببین کی تو حلقومش گیر میکنه ،

همین .

هر چیزی که از نیاز سرچشمه بگیرد با تلخی همراه می شود ./

همه چیز به طرز دیوانه کننده ای پیچیده شده .

یک: من به جای یک ونیم .چهارو نیم تا پول گرفتم .اشتباه کردم باید هر ترم حداقل یه تومن یا 500 تا بیشتر می گرفتم تا اینطوری پیچیده نشه .

دو :اصلا موضوع پول نیست موضوع اینه که من نمی دونم دارم چیکار میکنم و نمیدونم م یخام چیکار کنم .

سه:موضوع اینه که یه حسی تو وجودمه که تا این پول رو با چشم نبینم و انتقالش ندم تو حسابم و سپس نرم قیمت پایان نامه بگیرم و روش رو سبک سنگین کنم همچنان با من خواهد بود .یه حس ندونستنی هست که باید حل شه .

چهار:من فک میکنم مامان تو قیافه اس چون شک کرده که من چرا این ترم بیشتر گرفتم و هنوز تو شوک پولیه که ازش رفته :))

پنج:همه اینا به کنار متاستفانه اتفاقی که نباید می افتاد افتاد و من سیستم عامل پیشرفته رو افتادم مردک الدنگ عوضی بهم داده 11.نیم .ریدم بهش .پدسگ .

زینب میگه حرص نخور لا به لای همین ترما بر می داری تموم می شه .

شش:شده قوز بالا قوز .نمیدونم این ترم بر ش دارم یا بذارمش اصلا ترم مهر سال بعد .شت .اصلا ذاتا من گفته بودم این ترم دو درس دارما .نگا واقعا شد دو درس اه .

هفت : خیلی حالم گرفته شد اینو افتادم اه .جزوه اش خیلی زیاده من دیگه حوصلشو ندارم اون همه نوشته بودم چرا بهم داده یازده کصافط عن .ایشالا قلم پاش بشکنه کور شه بمیره .نکبت .من از اون ارمنیه پارسال بهم داد 13 با اینکه در ناباوری می دونستم م یافتم بعد این داده 11 و نیم نکرده یه نیم نمره بده بشه 12 .کصافط .خیلی عنه خیلی .چقدر براش زحمت کشیدم .چقدر تو امتحانش نوشتم .حساب کردم سه تا سوال هم جواب ندم بازم پاسم پس چرا پاس نشدم :|

خیلی حس بدیه افتادن .این همه ترم هیچی نیفتادم حالا که برنامه ریزی کردم زرتی یکی افتادم .

فوقش ترم بعد بر میداری میگی این ترم افتاده بودیش ها ؟

ینی واقعا م یخای بازم این ترم بر داریش ؟

بازم می خای قیافشو ببینی ؟

نمیدونی چقدر سوختم دو هفته مثل خر داشتم می خوندم .معماری رو انقدر نخوندم .اون پردازش رو با منوچهری انقدر نخوندم .این عن کصافط  جزوه اش یه عالمه بود شت .باید بیشتر ارفاق کنه وقتی جزوه اش زیاده اه .عن .

اه .

هشت : قضیه کتابخونه پنج شنبه ها کنسل شد .چرا خودمو عذاب بدم بخام برم یللی که مثل همیشه می رم .چرا برم کتابخونه این همه راه بیخیال .بخام برم جای دنج و راحت می رم همین عینعلی زینعلی .راحت گرم امن ساکت .هوم؟

نه :هیچ وقت تو  دو راهی قرار نمی گیرفتم که کدوم استاد یا چی کار کنم و اینا .ولی این سری همش بین سعیدی عن و منوچ عنتر نمیتونم کدوم رو انتخاب کنم برای سمینار پایان نامه .به نظرت همین سعیدی بهتر نیست /؟منوچهری خیلی ریز نگاه میکنه منحوصله ریز کار کردن رو ندارم .سعیدی ولی هر چی بهش بدی به کونشم نیست .

نمی تونم تصمیم بگیرم .

ده :چرا همش این روزا همه برنامه هامو زینب می دونه ؟

الگوریتم بازگشتی

دو تا سوال به وجود می یاد :۱. کی جسدو از زیر اون همه خاک کشیده بیرون آورده گذاشته وسط جاده ؟! ۲. کی جون هی رو نجات داده ،جاش یه جسد دیگه گذاشته تو ماشین و ماشین رو آتیش زده ؟ و سومینش ۳.چرا ؟

سریال بازگشت خیلی باحاله .خوشم اومد .تا ۶ دیدم .

دوشنبه .همش فک میکردم امروز یکشنبه اس .سریال بازگشت رو دیدم .

دارم فک میکنم که دیشب کی ظرفارو شست .چیزی یادم نمی یاد فقط یادمه که خودم شستم .

امروز حال نداشتم در کل همش کسل بودم دوس داشتم دراز بکشم و هیچ کاری نکنم هیچی حتی با گوشیم ور نرم .

ولی چهار قسمت سریال جدید دیدم .یه سریال جدید دانلود کردم .بعدش کلی کلیپ از لی سونگی دیدم و یه برنامه

بعدش یکی از کلیپاشو گذاشتم تو اینستام .بعدش یه دونه داستان از داستانای همشهری رو خوندم همشون مزخرف بودن .

بعدش زهرا باز .باز باز سر ظرف شستن فتنه به پا کرد مسته من قشنگ یادمه دیشب ظرفای قورمه سبزی رو شستم برگشته میگه من شستم ینی خودش .خل شده ؟عوارض پیریه .ادم به این چندشی تا حالا اصلا ندیدم فقط اینه .اه چرا نمیمیره ؟ایش ادم هر چی ب یمنفعت تر و انگل تر عمرش بیشتر اگه نبود الان داشتیم با زینب قسمت پنج رو می دیدم یا شاید داشتم برنامه رییس د رخانه ی لی سونگی رو می دیدم .یا شاید سون اوگونگ رو .اه همشون مزاحمن صبح و ظهر مامان شبا زهرا حالم ازشون بهم می خوره .تو این خونه خراب شده یه لحظه ارامش نداریم .مشکل اینجاست مرگم نمی یاد و مرگ هم اسون نیست و اصلا مثل سگ از مرگ می ترسم .اصلا چرا به دنیا اومدم شت .ریدم به این زندگی .

چرا زیرنویس قسمت 12 نمی یاد ؟

ساعت 11 عه برم بخابم یا قسمت پنج رو ببینم ؟

دیشب اصلا زودپز نداشتیم .مسته زهرا ها عن خانوم .میگه دیشب اون همه ظرف بوده من شستم چیزی نبود جلل الخالق چرا خودشو نمیکشه حدالقل ؟هوم؟زندگی سخته خودتو راحت کن زهرا .مطمئن باش از پولات به درستی استفاده می کنیم .

حوصله کتاب خوندن ندارم .مترو مونده رو زمین .5 شنبه هم یخام برم کلاس بعدشم هم یللی .کاش 5شنبه تعطیل شه بریم تجریش ساندویج بخوریم .دلم ساندویج می خاد من اخر سرطان کبد می گیرم میمیمرم یا معده یا چمیدونم یه چیزیکه به فست فود ربط داشته باشه .

به جهنم .مردن بهتر از این زندگیه ادم حداقل تکلیفش روشنه .مرده تو جهنمه .تموم شد رفت .

برم قسمت 5 رو ببینم .نمره ها هم هنوز نیومدن .منم حوصله ندارم برم در مورد اون موضوع تعداد واحدها بپرسم اهمیتی نداره .فوقش حذف و اضافه پایان نامه هم برمی داریم من که پولشو دارم پس اهمیتی نداره .

فعلا .

« احیاناً هر از گاهی این سوال به ذهنت نمیرسه ؟چرا زندگیم ، آنقدر بیهوده و بی معنی ؟» سگ دیوانه /

چند روزه همش سریال دیدم خسته شدم .حالم بهم خورد اه .سریالش زیاد جذاب نبود فقط می خاستم ببینم تموم شه .سریالای کامل همینطوریم ،هی دوس دارم ببینم زود تموم شه ،انگار اگر زود نبینم یه باری رو دوشمه،دیگه دانلود نمیکنم ،الان فقط یه سریال کامل دارم ،اونم بچها میگن خنده داره ،دیگه حسش نی سریالای لی سونگی رو دانلود کنم ،همه جام درد میکنه ،بازوهام ،تموم استخوناش ،خسته شدم ،حوصله ترم جدید رو ندارم ،حوصله مقاله های چسکی و بی سر و ته رو ندارم ،پنجشنبه می رم دانشگاه ولی فقط برای اینکه از خونه برم بیرون، می رم ،حالم از خونه بهم می خوره ،حوصله ندارم کتاب اکسلی که خریدم رو تمرین کنم .مثلا می خاستم برای مصاحبه حضوری اکسل بلد باشم که اگر پرسیدن بگم بلدم ،اه دیگه مصاحبه حضوری برای چه کوفتی عوضیای گه حالا انگار می خان تو ناسا استخدام کنن ملتو ،دیوسای دزد ،اه این شانس گهی که من دارم نه اینجا برم می داره ،برداره هم حتما یه جای تخمی خواهد بود ،شک ندارم ،هیچی هیچ وقت برای من به بهترین شکل نبوده ، گلاره می گفت کمتر از شش واحد نمیشه برداشت گفتم کدوم عنی اینو گفته ؟!من دوس دارم دو واحد بردارم به کسی چه ،حالا باید بشینم غصه ی اینم بخورم که همچین مشکلی پیش نیاد و عن بازی نشه ،همه برنامه هام بهم می خوره ،ریدم به این مملکت ،میخام برم حموم ،بعدشم کتاب بخونم ، حس پوچی دارم .خیلی پوچ .

بقیه بدبختی ها /شنبه

ظهر پیتزا خوردیم ‌قارچ سوخاری و نوشابه ،بعدش رفتیم کافی شاپ یه چیزی تو مایه های قهوه خوردیم اسمش سخت بود یادم نی ،الانم نودل خوردم ،خونه کنتاکیم شام اوبسو .

خیلی ناراحتم نه فقط چون شام نخوردم ،دوس دارم گریه کنم .برم سریال ببینم .قسمت سیزده .